فرهنگی

حل مشکلات تهران ۱۵ سال زمان نیاز دارد

رژیم‌های دیکتاتوری مشابهت‌های زیادی با هم دارند، اما در تبلیغات‌شان با پنهان نگاه داشتنِ جنبه‌های منفی حکومت‌های خود و یا با سکوت دربارهٔ آن‌ها، در صدد برمی‌آیند چهره‌یی مطلوب از خود بنمایانند و به باورهای عمومی بقبولانند، که البته این تلاش‌ها در تمامی موارد نهایتاً با شکست مواجه می‌شوند. بعد از تعیین حسن روحانی در مقام رئیس جمهور در جریان انتخابات مهندسی‌شدهٔ سال ۱۳۹۲، هیاهوی کر کننده‌ای در داخل و خارج از کشور به‌راه افتاد که شاه‌بیت آن این بود که با این انتخاب، در رابطه با معضل‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، زنان، و جز این‌ها، گشایش‌های مثبت فرصت بروز پیدا خواهند کرد. در این زمینه،  کارگزاران ولی فقیه در دولت روحانی نیز بر این توهم دامن زدند و برای گرم کردنِ انتخابات مهندسی شده و مهار نارضایتی‌های رو به افزایش مردم، سخن‌پراکنی و قلم‌فرسایی کردند. در نگاهی واقع‌نگر، جا دارد به اظهار نظر وزیر کشور دولت «تدبیر و امید »اشاره شود .وی گفت:حل مشکلات شهر تهران مستلزم صرف حداقل ۱۵ سال زمان و انجام بررسی های کارشناسانه است…

https://rahekargar1358.files.wordpress.com/2015/02/download-139.jpg

 

آقای عبدالرضا رحمانی فضلی در همایش «تمرکز زدایی و ساماندهی پایتخت» که در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد با اشاره به نوع تفکر و رویکرد حاکم در نظام برنامه‌ای کشور و‌عدم وجود تفکر در برنامه ها به عنوان حلقه مفقوده در نظام برنامه ریزی کشور، داشتن نگاه رویکردمدارانه برای حل مشکلات جمعیتی را ضروری دانست .او با اشاره به نوع تفکر و رویکرد حاکم در نظام برنامه ریزی در کشور، گفت: بعد از انقلاب، برنامه‌ریزی‌ها کاملاً مهندسی شده بود و نگاه اقتصاددانان به کشور، نگاه بنگاه داری و در سطوح بالاتر ، توجه به بازار مورد توجه قرار داشت. رحمانی فضلی برنامه ریزی حاکم در کشور را یک برنامه‌ریزی متمرکز عنوان و رشد سازنده تمرکز در ابعاد نظامی ، انتظامی، سیاسی و اداری را مثبت ارزیابی کرد.  به گزارش مهر او برون داد تمرکز در عرصه و پهنای جغرافیایی ایران را منجر به عدم تعادل و توازن در حوزه های فعالیتی و جمعیتی و نهایتاً موجب ایجاد شکاف های منطقه ای و طبقاتی برشمرد .

آقای عبدالرضا رحمانی فضلی خود  بخوبی می دانند . که مسئله دولت بیش از هر چیزدیگر  با منافع  طبقات حاکم اصطکاک دارد و درک درست ماهیت  و نقش آن مستقیما  حاکمیت رژیم ولایت فقیه  را مورد تهدید قرار می دهد. با اینکه تنفر افکار عمومی از رژیم ولایت فقیه نزدیک به قدمت برپایی این حکومت است و این نفرت نه ‌تنها کاهش نیافته، بلکه رو به افزایش هم بوده است منتها به‌ نظر می‌رسد سردمداران حاکم، بی اعتنا به واقعیت‌های موجود در جامعه، بر طبلی می‌کوبند که از منظر افکار عمومی صدایش ناهنجار و آزار دهنده است.

میهن مان ایران به یک نهاد اجتماعی تازه ، به یک  دولت ملی و دمکراتیک ،به یک  وسیله  ابزار اجتماعی جدید که ارزش های همه بشری را  در جامعه  پذیرا باشد وتحولات عمیق سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ایجاد نماید، نیاز دارد . ضرورت  چنین تغییرات بنیادی درمیهن ما بیش  از پیش احساس می گردد. قدرت دولتی تازیانه ای است در دست  علی خامنه‌ای، در مقام تصمیم‌گیرندهٔ اصلی،وسایرسران رژیم ولایی،  رژیمی که خود را متمایز از توده مردم می داند که  مجهزبه وسایل اعمال فشار و صرف اعظم بودجه ها برای دستگاهای عریض و طویل  (دستگاه های سرکوبگر، سپاه ، بسیج  و وزارت اطلاعات )می کند . و قلب ماهیت قوه قضایی، حرکت دستگاه اداری خویش را  جهت حفظ منافع طبقاتی می داند. توجه برانگیز اینکه، مردم در این نوع تغییرهای شکلی،«تمرکز زدایی و ساماندهی پایتخت» بسیار محتاطانه، و از بالا به پایین، هیچ‌گونه نقش و  دخالتی ندارند. تمرکززدایی با حفظ  وحدت کشور بر اساس استقرار یک حکومت فدرال در ایران، وتامین حقوق کامل خلق های ایران در تعیین سر نوشت خویش، و برخوردار شدن از کلیه حقوق ملی، اجتماعی و فرهنگی است. نه باز کردن دریچه دیگری برای دزدا ن وچپاولگران ودر رآس آنان آقازاده ها !    افشای تبلیغات دروغ آمیز رژیم بر پایهٔ فاکت ها و واقعیت های موجود برای محدود کردن پایگاه اجتماعی رژیم و برطرف کردنِ هرگونه توهمی نسبت به توانِ بالقوهٔ رژیم در بیرون کشیدنِ جامعه از بحران عمیق اجتماعی‌،اقتصادی  و فرهنگی کنونی، و همچنین کمک به تقویتِ عامل ذهنی در جهتِ تحولی بنیادین، ضروری است.

مطلب رسیده

 

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا