حقوق بشر

رنجنامه خانواده‌های زندانیان سیاسی: فغان ما به آسمان بلند است

اینک فغان ما خانواده های زندانیان سیاسی به آسمان بلند است، ما صاحبان عزا که خود برخی عزیز بیمار در خانه داریم و برخی بیمارانی در بند ستم، برخی عزیز از دست داده ایم در فرقت آزادگان دربندمان بدون این که در وداع آخرین و یا حتی در مراسم تشییع و ترحیمشان حضور یابند،فغانمان به آسمان بلند است شاید حال که گوش حضرات مسئولین، زعما، دست اندرکاران، خبرگان، علما و مراجع دیار اسلامی مان فریاد تظلم خواهی ما را نمی شنود


خبر درگذشت همسر زندانی سیاسی سیداحمد هاشمی در غریبی و فراق شوک بزرگی برای خانواده زندانیان سیاسی بود. این غریبی ظلم مضاعفی بود برای خانواده ای که سه سال دوری کسی را تحمل کرده که حتی یک روز را خارج از دیوارهای زندان نگذرانده است.خانواده های زندانیان سیاسی و جان باختگان جنبش مردمی در سه دهه اخیر شاید بیشتر از هر کس دیگر این رنج را از نزدیک لمس می کنند. آنان در بیانیه ای از رنجی گفته اند که برای تحمل آن صبر تاریخی الزم است .
در بخشی از این رنجنامه آمده است: “اینک فغان ما خانواده های زندانیان سیاسی به آسمان بلند است، ما صاحبان عزا که خود برخی عزیز بیمار در خانه داریم و برخی بیمارانی در بند ستم، برخی عزیز از دست داده ایم در فرقت آزادگان دربندمان بدون این که در وداع آخرین و یا حتی در مراسم تشییع و ترحیمشان حضور یابند،فغانمان به آسمان بلند است شاید حال که گوش حضرات مسئولین، زعما، دست اندرکاران، خبرگان، علما و مراجع دیار اسلامی مان فریاد تظلم خواهی ما را نمی شنود و نیک آگاه اند که چه بلایی بر سر عزیزان ما می آید …”

بخش هایی از رنجنامه خانواده زندانیان سیاسی :
خبر ناگهانی بود و کوتاه و درهم شکننده! درست مانند همه خبرهای ناگهانی و کوتاه و درهم شکننده این شش سال پس از کودتا انخاباتی سال ۱۳۸۸.
یک عضو دیگر از خانواده بزرگ زندانیان مظلوم سیاسی در دوران هجر یار دارفانی را وداع گفت. این بار همسر یک آزاده دربند، که خود مصداق همان مردمانی بود که بر سر میثاقشان به عهد جان باختند، پس از سه سال و نیم حبس ظالمانه بدون حتی یک روز مرخصی همسرش رنج دوری را تاب نیاورد و به دیاری شتافت که در آن رنگی از بی عدالتی نباشد.

و از امروز قصه دو دلداده مظلوم سید احمد هاشمی و دکتر مریم ایمانی که اولی به خواسته های غیر انسانی و نامشروع بازجویان به قیمت چند روز مرخصی تن نداد و دومی آرمان و اراده هم پیمان عشق خویش را حرمت نهاد و با شکیب او را همراهی نمود.
دیشب در اوج ناباوری ما، عزیز هم سفرمان در روزهای ملاقات که با رنج می آمد و با درد بازمی گشت، در حالی دعوت حق را لبیک گفت که تنها آرزویش دیدار همسر عزیز چون جانش در لحظات احتضار بود. دکتر ایمانی ما رفت تا شاید دستگاه قضا یادش بیاید که همسر دربند او وظایف و مسئولیت هایی هم پس از مرگ دلدارش دارد. و یادش بیاید که حضور او لازم است و حساب و کتاب کند و چرتکه بیندازد و سه شبانه روز را برای تشریفات خاک سپاری لازم بداند و یک مرخصی ۷۲ ساعته را با منت به صاحب اصلی این عزا و ماتم بزرگ بدهد.
و امروز پس از سه سال و نیم سید محمد هاشمی به ملاقات همسر بیمارش شتاف اما دریغ که جز کالبد سرد تهی از روح مریم را نتوانست در آغوش بگیرد.
اینک فغان ما خانواده های زندانیان سیاسی به آسمان بلند است، ما صاحبان عزا که خود برخی عزیز بیمار در خانه داریم و برخی بیمارانی در بند ستم، برخی عزیز از دست داده ایم در فرقت آزادگان دربندمان بدون این که در وداع آخرین و یا حتی در مراسم تشییع و ترحیمشان حضور یابند،فغانمان به آسمان بلند است شاید حال که گوش حضرات مسئولین، زعما، دست اندرکاران، خبرگان، علما و مراجع دیار اسلامی مان فریاد تظلم خواهی ما را نمی شنود و نیک آگاه اند که چه بلایی بر سر عزیزان ما می آید

فشرده ای از گزارش – کلمه

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا