علوی و حکمت جو، اسطوره های مقاومت‏

۲۵خرداد سالروز شهادت قهرمانانه رفقا علی علوی (۱۳۳۸)و پرویز حکمت جو( ۱۳۵۳)است…

دژخیمان رژیم وابسته شاه رفیق علوی را اعدام کردند و رفیق حکمت جو در بحبوحه مقاومت سرسختانه در برابر مزدوران ساواک زیر شکنجه جان سپرد.
در سال ۱۳۳۸، کارگران کوره پزخانه ها که از سختی زندگی پر مشقت خویش به ستوه آمده بودند دست به اعتصاب زدند و بیش از ۵۰ تن از آنان جان با ختند و رژیم برای زهر چشم گرفتن از زحمتکشان و ایجاد رعب و وحشت مهندس علوی، عضو هیئت اجرائیه کمیته مرکزی حزب توده ایران را تیر باران کرد. آزموده، جلاد شاه، گفت:«باید این خون ها ریخته شود تا تخت سلطنت محمد رضا شاه محکم گردد و برقرار بماند». کمیته مرکزی حزب توده ایران در بزرگ داشت رفیق علی علوی نوشت: «اعدام علوی بهترین دلیل وفاداری او به آرمانهای مقدسی است که او جان خود را در راه آنها فدا کرد. اعدام علوی سند افتخار جاوید برای او وبرای حزب او و نهضت نجات بخش مردم ایران است».

در سال ۱۳۴۳ رفقا حکمت جو وعلی خاوری برای تجدید سازمان حزب توده ایران به وطن باز گشتند و دیری نگذشت که هر دو دستگیر شدند. بیدادگاه نظامی شاه به این رفقا برچسب «خائن»و« جاسوس» زد، اما این رفقا ماسک تزویر از چهره «دادرسان» دروغین بر داشتند وبا دفاع جانانه از حزبشان ثابت کردند که این بر چسب های «سیا» ساخته٬ شایسته شاه و همپالکی های او است، نه توده ایها.
رفیق خاوری در« دادگاه بدوی» گفت: «حزب توده ایران پیشرو ترین و توده ای ترین حزب و جمعیت سیاسی است که تاریخ مبارزات سیاسی ملت ایران به خاطر دارد». این حزب از آغاز تشکیل خود همواره به منافع طبقات زحمکش ایران و به آرمانهای عادلانه ملی وفادار بوده و است. در نتیجه حقانیت ما و تشخیص صحیح مشکلات و دردهای اجتماعی ما و ارائه راه صحیح این مشکلات بود که حزب توده ایران در اندک زمانی به بزرگترین نیروی سیاسی خاورمیانه مبدل شد و پیوند ناگسستنی با تودهای وسیع ایران برقرار ساخت.
حزب توده ایران حزب قهرمانان جاویدانی چون ارانی، روزبه، سیامک، مبشری، و صدها قهرمان بنام و گمنام دیگری است که چون پروانه های عاشق نور و روشنایی٬ به خاطر عدالت و انسان دوستی سوختند و راه را برای دیگران روشنتر ساختند . حزب توده ایران حفظ استقلال و تمامیت ارضی میهن، اصلاحات عمیق و انقلابی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و بهداشتی را سر لوحه مرامنامه خود قرار داده است ومعتقد است که تنها راه رشد غیر سرمایه است که می تواند حلال مشکلات اجتماعی ما باشد. حزب توده ایران با درس های تلخ و شیرین که از تاریخ مبارزات ملت ما بدست آورده به خوبی می داند که قسمتی است از ملت زحمتکش ما، قسمت پیشرو و مطلع و آگاه و متشکل آن. حزب توده ها وبرای توده ها وبا توده های زحمتکش میهن ماست.»
رفیق حکمت جو گفت:
«تا چند باید این غل وزنجیر اتهامات به دست دوستان خلق باشد و دشمنان قسم خورده ترقی و تعالی میهن و بدخواهان سعادت این مرز و بوم برگور آزادگان پایکوبی کنند. بنده و امثال بنده نه جاسوس هستیم و نه خائن. جواسیس و خائنین کسانی هستند که هزار جا زد و بند دارند و دشمن این آب و خاک و تکیه گاه غارتگران خارجی می باشند و زهد آنها ریائی، احساساتشان دروغین،میهن پرستی آنها کاذب و تنها امر مقدس در نزد آنها منافع غارتی و استثمار وحشیانه است که سال ها و از راه ها و طرق مختلفه بدان پرداخته اند.»
وی در پایان دفاعیه خود گفت:
«افسوس نه ادیبم که با قلم و نه خطیبم که با سخن عشق مقدسم را به وطنم و هم میهنانم بیان دارم. عشق آتشین من به وطنم،به خلقم،به رفقایم،به دوستانم، به تمامی آنهایی که در راه بهروزی افراد شرافتمندانه و رنجبر در تلاش می باشند و عشق من به زحمتکشان میهنم و سراسر جهان،عشق و احترام به کسانی است که در راه صلح بین کلیه ملل به جهاد برخاسته اند و این عشق بزرگ به سعادت مردم است که به اصطلاح صوفیانه در مقام فنایم نشانده است.»
بیدادگاه نظامی شاه رفقا حکمت جو و خاوری را به تیرباران محکوم ساخت، اما اعتراض های پیگیر بشریت مترقی رژیم شاه را وادار به عقب نشینی کرد و احکام اعدام به حبس ابد تبدیل شد.
روز ۲۳ اردیبهشت ۱۳۵۳ خانواده رفیق حکمت جو به ملاقات او رفتند. زندانبانان گفتند پرویز را سه شب است برای بازجویی به کمیته برده اند. دو روز بعد روزنامه آیندگان خبری کوتاه منتشر کرد که پرویز حکمت جو به« مرض اوره»فوت کرده است خانواده رفیق حکمت جو به ساواک مراجعه کردند و سرانجام گمشده خود را در بیمارستان بهار پیدا کردند. در سردخانه بیمارستان پیکر بی جان این قهرمان توده ای را روی لنگه دری خوابانده و با روپوش پوشانده بودند. زندپور، رسولی و تهرانی – جلادان ساواک که حضور داشتند- گفتند: می توانید فقط صورت او را ببینید و شناسایی کنید. وقتی روپوش از چهره اش کنار زده شد دو علامت سوختگی در دو طرف گیجگاهش دیده شد و نیز در اثر غفلت جلادان روپوش از پاهایش نیز کنار رفت و دیده شد که ناخنهای پایش سیاه است.
رفیق حکمت جو زیر شکنجه جان سپرده بود.

از تیر باران رفیق علوی ۵۹سال و از شهادت زیر شکنجه رفیق حکمت جو ۴۴ سال می گذرد.

بار دیگر یادشان را گرامی می داریم

یادشان پایدار و راهش پر رهرو باد!

منبع: نامه مردم ارگان مرکزی  حزب توده ایران

Print Friendly, PDF & Email