به مناسبت تیرباران «مرتضی کیوان»

درد و رنج تازیانه چند روزی بیش نیست
راز دار خلق اگر باشی، همیشه زنده‌ای…

مرتضی کیوان
تیرباران

سه و نیم بعد از نیمه شب
دوشنبه ۲۶ مهرماه  ۱۳۳۳
به شاعر شهید – مرتضی کیوان

ای شاعری که شمع جوانیت شد خموش
در زیر آسمان غمین سپیده دم ،
بی شک نبود جان تو غافل از سیر کار
روزی که هشته ای به سبیل طلب قدم

قلبی که بود منبع الهام و شعر و راز
از جور خصم شد گل پولاد مامنش
چشمی که بود پر ز نگاهی زمانه سنج
آویخت مرگ پرده تاری ز روزنش

طوفان وزید ، شاخه نوخیز تو شکست
از باغ عمر ، برگ وجود تو شد جدا
رفتی بدان دیار کزان بازگشت نیست
وان خاندان و خانه تهی شد ز کدخدا

پروانه ای که شیفته شمع روشن است
پروا ندارد آنکه بسوزد وجود خویش
شاعر ، که هست عاشق انوار زندگی
تا کام مرگ ؛ سر نکشد از سرود خویش

آن کس که شوربخت ترا خواند ؛ بر خطاست
زیرا نبرد راه سعادت ، سعادت است
زیبایی و جوانی و رزم تو – شعر توست
وان شعر آخرین که سرودی شهادت است
رفیق احسان طبری

***
این شعر بعد از اعدام مرتضی کیوان توسط شاملو سروده شد:

سخن آخر رفیق مرتضی کیوان قبل از تیر باران
مادرعزیزم یار و همسر عزیزم، خواهر عزیزم

بدنبال زندگی و سرنوشت و سرانجام خود می روم. همه شما برای من عزیز و مهربان بودید و چقدر به من محبت کرده اید اما من نتوانستم، نتوانسته ام، جبران کنم. اکنون که پاک و شریف می میرم، دلم خندانست که برای شما پسر، دوست و شوهر و برادرنجیبی بودم، همین کافیست. دوستانم زندگی ما را ادامه می دهند و رنگین می سازند… همه را دوست دارم زیرا زندگی پاک و نجیبانه و شرافتمندانه را می پرستیده ام. زن عزیزم یادت باشد که “عمو تیغ تیغی” تو، راه را تا به آخر طی کرد. خواهرم درسش را در دانشکده…

و خاتمه می دهد که :

… و با یاد شما وهمه خوبان زندگی را بصورت دیگر ادامه می دهم. بوسه های بی شمار برای همه یاران زندگی ام.

به کانال صدای مردم در تلگرام بپیوندید
@sedayemardomdotnet

Print Friendly, PDF & Email