چرخاندیدگاه‌ها

وظیفه «راه تودهِ» علی خدایی و تاملی بر برخوردی لومپن مابانه با یک مصاحبه!

مهرداد اخگر: «راه توده همچنان و با تمام امکانات و توان خود بدنبال تحقق همان شعار است. یعنی دفاع از دولت روحانی و تقابل با مخالفان شعارها و اهداف این دولت در خارج و داخل کشور…»

بعد از مدتها فرار از صحنه علی خدایی و متوقف شدن چاپ «یادمانده ها»یش، که به دنبال انتشار انبوهه ای از اسناد پیرامون دروغ های گوبلزی او درباره «خروج» از ایران و مدعیات گوناگونی درباره نقش بدیل در «رهبری» حزب در ایران، راهنمایی کردن کیانوری، «نجات» دادن شماری از رهبران فداییان، و همچنین نقش «تاریخی» امروزین او به عنوان تنها فرد مطلع از تحولات روز، کسی که در قلب حوادث ایران نشسته است و مبارزان کشور مرتبا از او کسب تکلیف و نظر می کنند، انجام گرفته بود، ما در ماه های اخیر شاهد تشدید فعالیت های این عنصر اطلاعاتی رژیم هستیم.

برای همه کسانی که حوادث ایران را دنبال می کنند روشن است که این از سر گیری فعالیت علی خدایی با تشدید فعالیت دستگاه های امنیتی رژیم بر ضد حزب توده ایران (انتشار سریال ضد حزب توده خبرگزاری فارس و سپس چاپ مصاحبه طولانی با محمد پرتوی) و فرمان خامنه ای برای بیرون کشیدن اسناد گذشته، از جمله مصاحبه های تلویزیونی و مقابله با خطر مارکسیسم در ایران، مصادف بوده است.

نشریه «راه توده» نیز با تبعیت از این رهنمود ولی فقیه کارزار خود را از نو آغاز کرده است. نکته جالب اینکه علی خدایی خود در باره این ضرورت چنین می نویسد: «بدنبال انتشار گفتگوی خبرگزاری فارس با مهدی پرتوی مسئول بخش غیر علنی حزب توده ایران در سالهای اول پس از پیروزی انقلاب ۵۷ شورای سردبیری راه توده تصمیم گرفت انتشار نسخه بازبینی شده “یادمانده های” علی خدائی سر دبیر راه توده را منتشر کند. این نسخه پیشتر در اختیار اعضای شورا قرار گرفته بود و تصمیم بر این بود که در فرصتی مناسب کار باز انتشار آن آغاز شود. مصاحبه مهدی پرتوی این باز انتشار را در دستور کار قرار داد و سر دبیر راه توده نیز با این باز انتشار موافقت کرد…».

ذکر این نکته هم ضروری است که نشریه «راه توده» تنها نشریه ای بود که همگام با خبرگزاری فارس، که توسط اطلاعات سپاه انتشار می یابد، ضمن نوشتن مطلب طولانی یی درباره سجایای اخلاقی، انقلابی و قهرمانانه پرتوی، تمامی مصاحبه او را عینا در صفحات خود چاپ کرد. لابد دست اندرکاران «راه تود» نگران بوده اند که این مصاحبه «تاریخی» پرتوی در سایت «فارس» (که بخش هایی از آن به حمله به فرج الله میزانی (جوانشیر)، نادرست دانستن صحبت های خانم جوانشیر و در واقع دفاع غیر مستقیم از علی خدایی اختصاص داشت) در دسترس همگان قرار نگیرد و لذا باید به پخش آن یاری رساند. پرداختن به «یادمانده های» ویراستاری شده علی خدایی و معضل ویراستاری دروغ برای این عنصر اطلاعاتی رژیم از حوصله این مطلب کوتاه خارج است و کار مطلب جداگانه ای است که امیدوارم به زودی برای انتشار آماده گردد.

در هفته های اخیر، در پی انتشار «مصاحبه نامه مردم با رفیق علی خاوری»، علی خدایی مطلبی را با عنوان: «نگاهی به مصاحبه علی خاوری – راه توده سر آشتی با مشی نامه مردم، نه داشته و نه دارد!» منتشر کرده است که از زوایای مختلفی قابل بررسی است.

نخستین موضوعی که در این نوشته توجه خواننده را جلب می کند شیوه توهین آمیز و لومپن مابانه این مقاله است که شباهت نزدیکی با عملکرد های تبلیغاتی کیهان شریعتمداری دارد. زبان خشمناک و توهین گر این مطلب بی شک نشانگر زبونی منطق و تلاش علی خدایی برای خدشه دار کردن شخصیت سیاسی ای است که به خاطر سال های طولانی مبارزه و ایستادگی اش در زندان های رژیم شاه، نه تنها در صفوف نیروهای چپ ایران بلکه در میان طیف وسیعی از نیروهای مذهبی و ملی ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است. به این جملات «راه توده» توجه کنید تا موضوع روشن تر شود ( نقل قول ها از راه تود ۵۲۵، ۳۰مهرماه  ۱۳۹۴ – تأکیدات همه جا از نگارنده است):

-« همانطور که در بالا نوشتیم، ما عمدتا سعی کردیم از گفته های علی خاوری آن نکات گرهی که باز می گردد به دلائل اختلاف نظر سیاسی راه توده و نامه مردم را استخراج کرده و با صراحت، نظرات خود را بنویسیم. بقیه مسائل و ادعاهای مطرح شده در این باصطلاح مصاحبه، که شاید ریشه در کندی حافظه بدلیل کهولت سن و نخواندن و ندانستن و از حول کینه و رقابت، افتادن در دیگ اشتباهات باشد بماند برای فرصتی دیگر.»

-«ایشان اگر یک بار دیگر هم به دنیا بیاید و ۷۴ سال دیگر هم عضو حزب توده ایران باشد و عمر این عضویت برسد به ۱۴۸ سال عضویت در زندان و ۲۸ یا ۲۹ سال زندان شاه و همین نظرات را مطرح کند، آنچه می گوید با مشی و سیاست تاریخی حزب توده ایران بیگانه است. درک درست اوضاع ایران و داشتن سیاست دقیق و علمی به شمار سالهای عضویت در حزب و یا بودن در زندان بستگی ندارد، به آن شم و بینشی بستگی دارد که متاسفانه ایشان فاقد آنست…»

-«اگر در این جنگ روانی حتی یک خاکریز را هم فتح کرده بودند حالا نمی رفتند سراغ رفیق خاوری کهنسال و بازنشسته که چند بادیه آب گرم بریزد در دیگ سرد شده و آب یخ زده داخل آن…»

نقل قول های بالا از مقاله علی خدایی نیازمند توضیحی نیست و لابد نماد روشنی است از : «مقاله نویسی، خبر نویسی، گزارش نویسی، قصه نویسی، سندنویسی، اعلامیه و بیانیه نویسی، نقد نویسی و … هر کدام برای خود تعریفی علمی و آکادمیک دارند. به همین دلیل نوشته مورد اشاره را نمی توان مصاحبه قلمداد کرد. آنها که نامه مردم را به دفتر چرک نویس یا کتاب نویسی ایام نوروز تبدیل کرده اند، هر زمان که مایل بودند یک اتاق پالتاک ترتیب بدهند تا درباره انواع نوشته های مورد اشاره در بالا برایشان توضیح بدهیم…» (همانجا)

نکته دیگری که خواننده در این مطلب با آن مواجه است شیوه های ادعاهای گوبلزی است که ما دایما مشابه آن را در کیهان شریعتمداری شاهد هستیم و بر اساس آن حضرات به تمام دنیا درس مدیریت و رهبری می دهند، همه مسایل قبلا پیش بینی کرده اند و به همه مسایل جهان هم اشراف دارند.

علی خدایی در بخش دیگری از این مقاله ضمن اشاره به مخالفت با سیاست های حزب، از جمله درباره نظر رفیق خاوری پیرامون: مخالفت عده ای با افشاگری حزب بر ضد حکومت جمهوری اسلامی و در واقع متهم کردن حزب که با سر دادن شعار سرنگونی موجب قتل عام زندانیان سیاسی شد (نظراتی که نمونه های مختلف آن را می توان در صفحات راه توده پیدا کرد)، مدعی است که اختلاف اصلی بر سر درستی این شعار و تفاوت بین خط راه توده و خط حزب است.

این ادعا از سوی کسی مطرح می شود که در افغانستان شعار «مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی» را می داد و از رهبری حزب خواهان تدارک این مبارزه در مرزهای افغانستان با بلوچستان بود. همه کسانی که در افغانستان با خدایی کار می کردند از این نظرات صد در صد «توده ای» او مطلع بودند و به آن اعتراض داشتند (از جمله نگاه کنید به نوشته اردشیر دوست و همکار نزدیک علی خدایی، در افغانستان در سایت «مهر» که می نویسد: «رفقا خدایی، مسؤول سازمان حزب در افغانستان، و فروغیان، دبیر کمیتهٔ مرکزی و رابط هیأت دبیران با سازمان افغانستان، که مدت زیادی را در این کشور می‌گذراند، در مقطع زمانی صدور «بیانیهٔ مشترک» نه‌ تنها موافق سرنگونی جمهوری اسلامی بودند، بلکه با تحرکات مسلحانه اقلیت‌های قومی ایران نیز موافقت داشتند. http://10mehr.org/?p=1721)

علی خدایی در جای دیگری از این مقاله ضمن «درس» دادن پیرامون شیوه های «علمی و آکادمیک مصاحبه» می نویسد:

«اتفاقا توصیه ما اینست که ایشان حالا که ظاهرا بدلیل کهولت سن، خود را بازنشسته کرده … سرفرصت این خاطرات را یا بنویسد – که متاسفانه این عادت را ندارد- و یا روی نوار ضبط کند و بدهد برایش پیاده کنند تا منتشر شود. ما در این زمینه نیز آمادگی خودمان را برای کمک اعلام می کنیم. البته یک توصیه رفیقانه و آشنا به فنون کار تبلیغاتی و انتشاراتی هم در این زمینه داریم و آن اینکه ایشان سعی کند از “من” محوری در نقل خاطراتش پرهیز کند زیرا از تاثیر این نوع خاطرات بشدت می کاهد. غفلتی که متاسفانه در همین باصطلاح مصاحبه نیز کاملا مشهود است. تیزابی از من چنان تعریف کرد و یا هاتفی درباره من چنان جمله تاریخی را گفت…» («راه توده» شماره ۵۲۵، ۳۰ مهرماه ۱۳۹۴ است).

می توان با رجوع به مصاحبه درج شده در «نامه مردم» به روشنی دید که در هیچ جا این مصاحبه گفته نشده است که «تیزابی از من چنان تعریف» کرد و یا «هاتفی درباره من چنان جمله تاریخی را گفت». آنچه در این مصاحبه، توسط «نامه مردم»، در تعریف نقش تاریخی رفیق خاوری نقل شده است به نقل از نوشته ای است که توسط رحمان هاتفی (مهرگان) در نشریه «نوید» با عنوان «علی خاوری صدای حقانیت حزب ما» است که در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی درج شده است.

در ضمن شاید این تذکر هم بد نباشد که تنها در سه بخش اول «یاد مانده»ها، علی خدایی بیش از ۴۰۰ بار از کلمه «من» استفاده کرده است که قاعداً این شیوه از مصاحبه کردن بر اسلوب صد در صد علمی، آکادمیک، و منطبق بر علوم و فنون کار تبلیغاتی متکی است.

و اما شاه بیت مطلب علی خدایی در نشریه ضد توده ای «راه توده» تعرف مبانی مخالفت او با نظرات رفیق خاوری است که در آن می گوید: «راه توده همچنان و با تمام امکانات و توان خود بدنبال تحقق همان شعار است. یعنی دفاع از دولت روحانی و تقابل با مخالفان شعارها و اهداف این دولت در خارج و داخل کشور…»

نگارنده در این زمینه با علی خدایی موافق است که او همواره و پیگیر در ۲۴ سال گذشته مدافع جمهوری اسلامی بوده است و در مقاطع مختلف مردم و نیروهای سیاسی کشور را به همراهی با برنامه های جمهوری اسلامی دعوت کرده است و از آنجائیکه حزب توده مخالف آشتی ناپذیر رژیم فقه ها بوده است همواره از سوی این نشریه مورد شدیداً ترین حملات قرار گرفته است. علی خدایی در طی سالهای اخیر بارها با «شهامت» از حکومت جمهوری اسلامی دفاع کرده است که شاید بد نباشد چند نمونه از آن را در زیر اشاره کرد:

“راه توده” شماره ۴۴۱، با عنوان ” توده ای ها بعنوان نیروی انقلاب ۵۷ شانه به شانه تحولات و دولتی که به رئیس جمهور آن رای داده اند حرکت می کنند، می نویسد:

«ما بارها نوشته ایم و باز هم تاکید می کنیم: این حاکمیت و شخص رهبر جمهوری اسلامی بود که در آخرین سخنرانی های پیش از انتخابات ۹۲ خویش از همگان، از جمله دگر اندیشان و حتی مخالفان نظام خواست تا در انتخابات شرکت کنند. این همگان و این دگراندیشان که توده ایها در راس آنها قرار دارند در انتخابات ۹۲ شرکت کردند…”

“حوادث هفته های اخیر، تقابلی که شکست خوردگان انتخابات ۹۲ در برابر دولت دکتر حسن روحانی اغاز کردند و ناگزیر شدن آنان به عقب نشینی، نشان از ورود ایران به مرحله ای جدید دارد. مرحله ای که می توان آن را آغاز بازگشت ناپذیر شدن روند تحولات و اصلاحات دانست. این روندی است که با انقلاب ایران آغاز شده و سه دهه است که با فراز و نشیب ادامه دارد.»

همچنین به این ارزیابی “راه توده” درباره وظایف جنبش سبز و حمله به نیروهای رادیکال در صفوف جنبش سبز دقت کنید:

«رسیدن به سرنگونی جمهوری اسلامی پایان و نابودی این جنبش [جنبش سبز] است نه تعمیق آن. برعکس تعمیق این جنبش در مرحله کنونی در آنست که مردم ما بخواهند جمهوریت نظام، دستاوردهای انقلاب ۵۷ و حقوقی را که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بدست آورده‌‌اند مطالبه کنند. هر تحول مثبت دیگری در شکل نظام سیاسی در ایران الزاما باید از اینجا عبورکند. مردم ما تنها زمانی می‌توانند از جمهوری اسلامی در سمتی مثبت عبور کنند که قبلا قادر به دفاع از آن شده باشند، قبلا توانسته باشند کودتا علیه جمهوریت را خنثی کنند، قبلا توانسته باشند تمام ظرفیت‌های مثبت و مترقی قانون اساسی جمهوری اسلامی را فعال و اجرا کنند. تنها در آن زمان است که این سوال می‌تواند مطرح شود که آیا این مقدار از حقوق و آزادی‌ها که حفظ کردیم و بدست آوردیم کافیست یا نه؟ آیا وجود این یا آن نهاد، این یا آن اختیارات مانعی در برابر گسترش حقوق و آزادیهای مردم هست یا نیست و آیا نباید این یا آن نهاد را محدود کرد یا کنار گذاشت؟…”

(از مقاله: با شعارهای تخیلی و تقلبی نه جنبش تعمیق می شود و نه مردم پیروز! راه توده ژوئیه ۲۰۰۹,

http://www.rahetudeh.com/rahetude/Sarmaghaleh-vasat/HTML/2009/juillet/1/36tamigh.html

و بالاخره لُب کلام:

«باید به صراحت و به روشنی معلوم شود که: منشأ دیکتاتوری کیست و در مقابل با چه کسانی قرار است جبهه ضد دیکتاتوری تشکیل شود؟ دیکتاتور علی خامنه‌ای  و بیت رهبری است؟ احمدی نژاد و دولت اوست؟ قوه قضاییه یا مجلس است؟ نظامیان هستند؟ حزب موتلفه است؟ یا جبهه اصول‌گرایان یا جبهه پایداری؟ یا همه اینها با هم‌اند؟ اگر یکی از اینهاست مثلاً علی خامنه‌ای دیکتاتور یا منشأ دیکتاتوری است در آنصورت می‌خواهیم مثلا با احمدی نژاد علیه خامنه‌ای جبهه ضد دیکتاتوری تشکیل دهیم؟ و اگر همه اینها با هم اند پس با چه کسی می‌خواهیم جبهه تشکیل دهیم؟ فقط خودمان و اصلاح طلبان؟” و سپس ادامه می‌دهد: ”جبهه واحد ضد دیکتاتوری از سوی یک جریان جدی سیاسی یعنی تعیین کردن نیروهایی که می‌توانند بالفعل یا بالقوه عضو این جبهه باشند و این کار در شرایط کنونی ایران عملی نیست. زیرا حاکمیت در ایران یکپارچه نیست و ما نیز قادر به تعیین یک نیروی معین به عنوان دیکتاتور“ و منشأ دیکتاتوری نیستیم” (راه توده ۳۴۰).

 

و اما درباره دفاع قاطع از شعارها و برنامه های دولت روحانی، علی خدایی روشن نمی کند که اشاره اش به کدام شعارها و برنامه های دولت روحانی است. روشن کردن ماهیت دولت روحانی و برنامه های کنونی و آتی آن کار دشواری نیست. می توان با پاسخ دادن به چند سئوال زیر به نتایج خیلی روشنی در این زمینه رسید.

  1. برنامه های اعلام شده اقتصادی از سوی دولت روحانی و سیاست های اتخاذ شده تاکنونی این دولت در راستای منافع کیست؟ آیا ادامه برنامه خصوصی سازی، و هدفمند سازی یارانه ها، ادامه بی توجهی و حمایت از تولید داخلی، سرکوب خواست های اولیه کارگران در زمینه حداقل دستمزد ها و حقوق صنفی خود و آنچه وزیر اطلاعات دولت روحانی به عنوان “زدودن رسوبات اندیشه های سوسیالیستی” و دفاع از تقدس سرمایه داری بیان کرد؛ در راستای منافع مردم و روند اصلاحات در ایران است؟
  2. آیا مواضع روحانی در محکوم کردن اعتراض های مردمی سال ۸۸، و حمایت از کودتای انتخاباتی رهبر جمهوری اسلامی، و تأیید سرکوب خونین این اعتراض ها و ادامه حصر رهبران جنبش سبز و انبوه زندانیان سیاسی ای که در زندان حکومت جمهوری اسلامی زیر شکنجه و آزار هستند؛ و ادامه اعدام های گسترده در راستای منافع مردم و روند اصلاحات در ایران است؟
  3. آیا ادامه جو سرکوب و خفقان، اعدام ها، بستن مطبوعات منتقد و … نشانه “آغاز بازگشت ناپذیر شدن روند اصلاحات” در ایران است؟
  4. آیا هیچ گامی، هر چند کوچک، در راه محدود کردن حیطه عمل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سپاه و نیروهای امنیتی که حیات اقتصادی و سیاسی کشور را زیر سلطه خود دارند برداشته شده است؟ آیا چوب حراج زدن به منابع ملی و دعوت از انحصارهای بزرگ سرمایه جهانی، گامی به نفع طبقه کارگر، قشر های زحمتکش و استقلال اقتصادی کشور است؟

 

علی خدایی و نشریه «راه توده» وظیفه ای جز همین مواضعی که در این مقاله و دیگر مقالات نشریه ضد توده ای اعلام کرده است، ندارد. این وظیفه مختصراً عبارت است از دفاع از خط سرخ حکومت ولایت فقیه در ایران و حمله تبلیغاتی، به شیوه کیهان شریعتمداری، به همه کسانی که پرچم مبارزه بر ضد دیکتاتوری و تحقق حقوق زحمتکشان کشور ما را در دست گرفته اند.

 

مهرداد اخگر

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا