چرخاندیدگاه‌ها

چرا مصاحبه رفیق خاوری علی خدایی را به خشم آورده است؟

نیما آگاه: بسیارى در مطالب گوناگون و از زوایای مختلف، دروغ پردازی ها ی على خدایى را بررسى کرده اند، کسى را که سابقه اى بس طولانى تر از “یادمانده ها”یش، در دروغ گویی و تاریخ سازی دارد.

علی خدایی پس از آخرین مصاحبه رفیق خاوری با “نامه مردم”، به شیوه ای هیستریک و با الفاظ لومپنی، در رابطه با رفیق خاوری نوشته است:

“ایشان حالا که ظاهرا بدلیل کهولت سن، خود را بازنشسته کرده و سکان را سپرده به خواهر زاده خویش “محمد دستباز” سرفرصت این خاطرات را یا بنویسد – که متاسفانه این عادت را ندارد- ……………… البته یک توصیه رفیقانه و آشنا به فنون کار تبلیغاتی و انتشاراتی هم در این زمینه داریم و آن اینکه ایشان سعی کند از “من” محوری در نقل خاطراتش پرهیز کند زیرا از تاثیر این نوع خاطرات بشدت می کاهد.”

راه توده و یا بهتر بگوییم، علی خدایی، براساس کدامین بیانیه، اطلاعیه و یا سند حزبی ادعا می کند که رفیق خاوری بازنشسته شده اند و این که در واقع نقشی در مشارکت برای تعیین سیاست های حزب ندارند؟

حضور فعال رفیق خاوری در تمامی نشست ها، پلنوم ها و کنگره ها و مصاحبه های متعددی که با نشریات داخلی و خارجی داشته است، که البته تنها براساس ضرورت ها و با احساس مسئولیت صورت گرفته اند، نشان از شرکت فعال و همیاری تمام وقت رفیق خاوری در تعیین سیاست های حزب توده ایران به همراه سایر رفقای رهبری است.

یکی از مهمترین اسناد حزبی که در چند مدت اخیر انتشار یافت، سند مصوبه کنگره ششم حزب به نام “فرازی از هفت دهه سیر تکاملی نظرها و برنامه های حزب توده ایران” بود، که رفیق خاوری سهمی فعال در تهیه این سند تاریخی داشت که همون نیز آن را یکی از دست آوردهای بزرگ کنگره ششم حزب می داندد. سندی که به عنوان یکی از دست آوردهای مهم کنگره ششم خشم و عصبانیت راه توده و شرکا را به همراه داشت.

همچنین علی خدایی به خوبی از اسناد منتشره کنگره های حزبی آگاهی دارد و می داند که در کنگره پنجم حزب، بنا به پیشنهاد رفیق خاوری و با هدف گسترش هرچه بیشتر خرد جمعی در تصمیمات حزب، پست های حزبی گذشته تحت عنوان دبیرا اول، از مفاد اساسنامه حزب حذف شد و قرار شد تا اعضای هیئت سیاسی و کمیته مرکری منتخب کنگره های حزبی، وظیفه هدایت حزب را بر عهده بگیرتد. بالطبع در این میان و به درستی ، نظرات حزب که بر آمده از نظرات رفقای رهبری است، در ارگان مرکزی آن که “نامه مردم” است انتشار می یابند و رفیق “امیدوار” نیز با رای اعضای هیئت سیاسی، به عنوان سخنگوی حزب انتخاب شد.

مصاحبه های رفیق خاوری، به عنوان کسی که مورد اعتماد اکثریت عظیمی از رفقای حزبی در داخل و خارج است وبنا به اعتبار بسیاری که در میان سایر نیروهای سیاسی دارد و اینها نیز بر گرفته از سابقه مبارزاتی او چه در زمان شاه و چه در بازسازی حزب پس از ضربه های رژیم ولایت فقیه است، وبه عنوان کسی که توانسته است حزب را از گزند وازدگان و نظرات انحرافی پس از ضربه، حفظ کند، تجربه های تاریخی است که به مثابه درسنامه ای در ادامه مبارزه پر تلاطم حزب توده ایران در راه دفاع از حقوق مردم میهنمان مورد استفاده قرار می گیرند.

علی خدایی، خودش به همراه اسامى مستعارى که براى خود برمى گزیند، تا به وسیله آنها مجموع “شوراى نویسندگان” “راه توده” را شکل دهد، در رابطه با “خاطره نویسی”، نسخه ای را برای رفیق خاوری پیشنهاد کرده، که گویا برای خود او بسیار مفید و کارا بوده است و آن نوشتن “خاطرات در سر فرصت” بدون بکار بردن “من خودخواهانه” است. علی خدایی با بهره گیری از “متخصص های آشنا به فنون تبلیغاتی” سال های سال پیش از این، نسخه پیشنهادی را خود به کار گرفته است وبا داشتن فرصت فراوان دست به “جعل تاریخ حزب” از طریق “یادمانده نویسی” زده، که حاصل آن نیز صدها مصاحبه است ( با قرار دادن نقش محوری برای خودش) و هر از گاهی نیز با بازگشت به گذشته و با صلاحدید(؟!) هایى آن ها را تغییر می دهد. نگاهی به مصاحبه های قدیمی و تصحیح شده آن ها این تناقض ها و اختلافات را به خوبی نشان میدهند.

مصاحبه اخیر رفیق خاوری اتفاقاً دست به روى همین “برخی از وقایع” حزبی گذاشته است که در مغایرت با “یادمانده” های علی خدایی است. یعنى پته نداشته على خدایى را به روى آب ریخته است.

یکی از نکاتی که در این مصاحبه به آن ها اشاره شده، چگونگی باز شدن دفتر حزب در خیابان ۱۶ آذر است. رفیق خاوری در مصاحبه خود می گوید:

“… در همین روزها بود که پیام رفیق کیانوری که تا عید تابلوی«مردم» در محل مناسب نصب شود بدستم رسید. تصمیم مرکزیت حزب بود و باید سریعا انجام می‌شد. قراردادی موقت با زنده یاد م. هرمز و برادرش تنظیم کردم. و ساختمان ۴ طبقه ای در ضلع غربی دانشگاه تهران، در خیابان ۱۶ آذر در اختیار حزب قرار گرفت. و تابلو ”مردم“  بعد از ۲۵ سال موجودیت علنی حزب را اعلام کرد.”

اما علی خدایی در “یاد مانده” هایش به عمد و هدفمند داستان دیگری را روایت می کند که خلاف واقعیت است و هدف آن حذف کامل نقش کلیدی و تعیین کننده رفیق خاوری در باز شدن دفتر حزب در خیابان ۱۶ آذر است

این ادعا، دروغی است که در آن علی خدایی به مانند سایر داستان سرایی هایش، همه چیز را در محور “فعالیت های” دروغین خود قرار می دهد و تلاش می کند تا فعالیت دیگران را به حساب خود و یا کسانی که از سیاست های او حمایت می کنند، مانند عمویی و پرتوی، واریز کند و یا اگر این دروغ گویی ها “آش” خدایی را زیادی شور نشان بدهند، از اسامی کسانی استفاده می کند که در قید حیات نیستند تا از طریق آن فعالیت رفقای دیگر، به ویژه رفیق خاوری را در حزب کم رنگ و یا حذف کند. و تمامی این ها به این علت است که رفیق خاوری مسئولیت معین و تاثیر گذاری در حیات حزب داشته و دارد و این که توانسته است در دوران پس از ضربه، مانع از فروپاشی آن شود. دروغ گویی هایی هدفمند، که با تحکیم هرچه بیشترصفوف حزب و موضع گیری های صریح و افشاگرانه رفیق خاوری در مورد “راه توده” سرقت شده و وقایع مهم حزبی، با حدت و شدت بیشتری از گذشته انتشار پیدا می کنند که آخرین نمونه آن واکنش علی خدایی در راه توده علیه مصاحبه رفیق خاوری بود.

در روزهای پس از انقلاب،  رفقای گروه منشعب به همراه تنی چند از جوانان هوادار حزب ( که بسیاریشان همچنان در حزب به انجام وظایف حزبى خود مشغول هستند)!، به دنبال  تهیه محلی برای دفتر حزب بودند. و نگارنده این متن و یکی از همان جوانان هوادار حزب، شاهد تمامی تلاش های این رفقا بود. از زمانی که هرساختمان ساواک را که به دستشان می افتاد، با امید تبدیل آن به دفتر حزب، تمیز و مرتب مى کردند، تا چگونگی باز شدن دفتر حزب در خیابان ١۶ آذر، و سیر این وقایع پیش از ورود رفقای رهبری حزب از خارج از کشور بود. ساختمان خیابان ۱۶ آذر ساختمانی نوساز بود که هنوز بقایای ساختمانی در اتاق ها و راهروها یش به صورتی پراکنده دیده می شدند و زیر زمین آن نیز مملو از ضایعات ساختمانی بود و فرصت اعلام شده برای آماده سازی آن کوتاه به نظر می رسید. اما رفقا با تلاشی شبانه روزی و از خود گذشتگی، این محل را برای آغاز کارهای حزبی، و محل پخش “مردم”، در زمان مقرر آماده ساختند و اولین شماره “مردم” نیز از زیر زمین همین محل پخش شد. مى دانیم که اولین شماره “مردم” در اندازه ای بزرگتر از سایر نشریات و بر روی کاغذ سفید انتشار یافت.

رفیق خاوری در بخش دیگری از مصاحبه خود همچنین به موضوع رفیق اسکندری اشاره می کند و می گوید:

“همان طوری که می دانید او پس از بازگشت به ایران در مصاحبه ای با فرج سرکوهی، در مجله تهران مصور، مطالبی را عنوان کرد که شایسته یکی از رهبران حزب ما نبود. موضوع این مصاحبه توسط رفیق کیانوری در هیئت سیاسی وقت مطرح شد و او خواهان اخراج اسکندری از کمیته مرکزی حزب شد که با مخالفت من از دستور کار هیئت سیاسی  خارج شد و تنها قرار شد از او خواسته شود تا کشور را ترک کند. هنگامی هم که اسکندری در پلنوم ۱۸ خواهان اخراج کیانوری از حزب شد این امر مجددا با مخالفت شدید من رو به رو شد و این مسئله از دستور کار پلنوم خارج گردید”

 

اما علی خدایی در “جعلیات” خود موضوع را به گونه ای دیگر بیان می کند و می نویسد:

“حتی پس از انتشار آن مصاحبه جنجالی و فشار سنگینی که به رهبری وقت حزب وارد آمد هم رفیق اسکندری از ترکیب رهبری حزب بیرون گذاشته نشد و رفیق عموئی بعدها برای من تعریف کرد که در جلسه هیات سیاسی اکثریت با اخراج اسکندری بدلیل مصاحبه با تهران مصور از حزب موافق و مصمم بود، و تنها کسی که جلوی این تصمیم ایستاد شخص کیانوری بود، که سرانجام با چشمان اشک آلود خطاب به اعضای هیات سیاسی گفت: “رفقا! تا من زنده ام، رفیق اسکندری عضو کمیته مرکزی می ماند.” و هیات سیاسی با این درخواست کیانوری موافقت کرد، اما به این شرط که رفیق اسکندری از ایران برود. که چنین هم شد”

(راه توده ۱۶۰ )

علی خدایی که در “نوشته ها ” و “خاطرات” خود مدام از کیانوری به نام “زنده یاد” نام می برد، و خود در پلنوم ۱۸ کمیته مرکزی حضور داشت، به خوبی مطلع است که در آنجا و در زمانی که رفیق اسکندری خواستار اخراج کیانوری از حزب شد، در برابر سکوت سایرین و از جمله خود علی خدایی، تنها رفیق خاوری با این مسئله مخالفت کرد و بلافاصله نیز این موضوع از دستور کار پلنوم خارج شد. اما اعتراف به این موضوع “اعتبار” دروغ های او را در مورد کیانوری و اسکندری زیر سئوال می برد و آگاهانه در مورد آنها سکوت می کند.

تصمیم های رفیق خاوری در هر دو مورد برآمده از دید و خصلت انقلابی اوست که منافع و مسایل حزب را بر اساس دیدگاه ها و اختلاف های شخصی نمی سنجد و همیشه بر این تلاش بوده است که حزب را بر ا ساس پایبندی بر اصول انقلابی و انسانی و اخلاقی هدایت کند.

راه توده که به خوبی در واکنش به این مطلب، خشم وعصبانیت خود را نشان داده است، پس از آسمان و ریسمان بافتن های فراوان، دم خروس را نشان میدهد و به نکاتی در “تضاد” با حزب اشاره می کند که تمامی آنها در راه دفاع از منافع رژیم “ولایت فقیه” است، و نتیجه می گیرد که:

“ما عمدتا سعی کردیم از گفته های علی خاوری آن نکات گرهی که باز می گردد به دلائل اختلاف نظر سیاسی راه توده و نامه مردم را استخراج کرده و با صراحت، نظرات خود را بنویسیم.”

و اصل مطلب نیز بر خلاف ادعای علی خدایی، مسئله “اختلاف نظر سیاسی” نیست، بلکه نهفته در شیوه کار مشکوک و ضد توده ای سایت های او ست که در هم آهنگی و تطابق کامل با سیاست های رژیم “ولایت فقیه” عمل می کنند. فعالیتی خرابکارانه و خطرنا ک که با قصد فریب هوداران حزبی، تلاش می کند تا در شرایطی که رژیم ترور و اختناق خبر رسانی و آگاهی رسانی از طریق رسانه های گروهی را محدود کرده است، در میان رفقای حزبی تشدد و تفرقه ایجاد کند و مصاحبه رفیق خاوری در مقاطع گوناگون نیز افشاگر این سیاست های فریبکارانه ضد توده ای و دلیلی برای خشم و فحاشی “راه توده” وگردانندگان آن است.

نیما آگاه

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا