چرخاندیدگاه‌ها

علی خدایی و کینه بی پایان او به حزب توده ایران

مجید بستاره: مصاحبه رفیق خاوری با نامه مردم و بیان برخی از وقایع تاریخ حزب توده ایران، «آب در خوابگه مورچگانی» ریخت  که به دروغ  وریا  تاریخ حزب توده ایران را مخدوش کرده، در پوشش خاطراتی دروغین، سیمای مردمی این حزب را خدشه دار و برعلیه کادرهای موثر حزب پرونده سازی می کنند.

خوش بود گر محک تجربه آید به میان

تا سیه روی شود هر که در او غش باشد

«حافظ»         

شخصیت نافذ و تاثیر گذاررفیق علی خاوری در تاریخ جنبش عدالت خواهانه مردم میهن ما،بویژه در تاریخ ۷۴ ساله حزب توده ایران بر کسی پوشیده نیست!

حیات سیاسی و پر ثمر این رفیق ، بی تردید شخصیت منحصر به فردی از وی ساخته است که نه تنها در میهنمان ایران، بلکه در مقیاس بین المللی در میان احزاب برادر از احترام شایسته ای برخوردار باشد.

وفاداری او به آرمان های حزب و عشق بی پایان به توده های کار و زحمت موجب آن گردید، که در مقابل رژیم ستم شاهی و در دفاع از حقوق ستم دیدگان، تا پای جان مقاومت کرده و وظایف انسانی خود را در سخت ترین لحظات ایفا نماید.

روشن است که رفیق علی خاوری به همراه همرزم شهیدش رفیق پرویز حکمت جو در بی دادگاه های نظامی رژیم شاهنشاهی به اعدام محکوم گردیدند؛ ولی فشار افکار عمومی و نیروهای ترقی خواه جهان مانع از اعدام آنان شد. در یورش سراسری وجنایت کارانه رژیم فقها، اگر رفیق خاوری نیز درمیان دستگیر شدگان می بود، امروز نام اورا بدون تردید درشمار جانباختگان حزب می دیدیم.

مصاحبه رفیق خاوری با نامه مردم و بیان برخی از وقایع تاریخ حزب توده ایران ،« آب در خوابگه مورچگانی »ریخت که به دروغ وریا تاریخ بی نظیر حزب توده ایران را مخدوش کرده ، در پوشش خاطراتی دروغین، سیمای مردمی حزب را خدشه دار و برعلیه کادرهای موثر آن پرونده سازی می کنند.

یکی از بازیگران این نمایشنامه علی خدایی این مرد هزارچهره است. وی سخنان رفیق خاوری را تاب نیاورده و با واکنش های خویش ، خود را رسوای خاص و عام کرد.او دست و پا گم کرده و شتابزده با عکس العمل کینه توزانه و توهین آمیز که در واقع سربازان گم نام امام زمان در شکنجه گاه برای تخریب شخصیت انسان ها بکار می گیرند، رفیق خاوری را برصندلی بازجویی نشانده و گستاخانه بر ساحت آن انسان مبارز اهانت وبی حرمتی روا می دارد.

خدایی در نشریه ضد توده ای « راه توده» که سر تا پا لجن پراکنی بر علیه حزب توده ایران است در شماره ۵۲۵تاریخ ۳۰ مهر ماه ۱۳۹۴ در مقاله ای تحت عنوان «نگاهی به مصاحبه علی خاوری»نوشت :« راه توده سر آشتی با مشی! نامه مردم، نه داشته ونه دارد». هدف نگارنده، بحث پلمیک و یا ایدئولوژیک با علی خدایی نیست. زیرا قبلا او انتخاب خود را کرده ودر کنار ماموران وزارت اطلاعات در دستگاه ولایت به انجام وظایف خویش مشغول است. خود وی نیز به درستی به آن اعتراف می کند که سر آشتی با مشی سیاسی نامه مردم ،ارگان مرکزی حزب توده ایران را نه داشته ونه دارد.با این اوصاف آیا تفاوتی در عمل کرد علی خدایی در نشریه ضد توده ای«راه توده»، با حسین شر یعیتمداری در «کیهان جمهوری اسلامی» وجود دارد؟آیا هردو آنها در تخریب شخصیت انسان ها همسو نیستند؟آیا آنها درپرونده سازی علیه فعالان سیاسی و خانوادهای آنان همگام عمل نمی کنند؟

علی خدایی سال هاست در یادمان های خود ساخته، که سرتا پا دروغ ونیرنگ است باحیله و فریب فراوان که در آن مهارت دارد توسل می جوید تا مطالب ساخته و پر داخته ذهنی خود را به جای واقعیت های تاریخی به خوانندگان به قبولاند.

وی هر ازگاهی به سراغ زنده یاد رفیق حمید صفری رفته و عقده های درون را بی مهابا نثار رفیق دانشمند،نویسنده، اقتصاد دان و دبیر دوم وقت حزب می کند. البته راقم این سطور کاملا واقف است که منشا این کینه ها از جانب علی خدایی و تیم او از کجا سر چشمه می گیرد .حقیقت این است که آقای علی خدایی با انبوهی از دروغ به دنبال«سفید نمایی» خود برای جای دادن مجدد خویش در ارگان های رهبری حزب بود و محیلانه دستگیری و روبرو سازی خود را با رفیق جوانشیر پنهان می کرد . اما به تدریج حرکات مشکوک نامبرده و دستیابی رهبری حزب به اطلاعات دریافتی از زندان های رژیم «ولایت فقیه» از سویی و هوشیاری و تیز بینی رفقا از جمله رفیق حمید صفری از سوی دیگر، مشت او وا نموده و نیت شوم او را نشان داد.دلیل کینه توزی وی به رفیق حمید صفری در این مهم نهفته است.

علی خدایی بارها عنوان کرده است که : بعد از مدتی تمام مسئولیت های وی را گرفته و دیگر هیچ مسئولیتی به او محول نکرده اند.او هیچگاه دلیل این کار را توضیح نمی دهد . و لی خود بهتر از هر کس دیگر می داند که علت سلب تمام مسئولیت های او چه بوده است ! علت آن شائبه های امنیتی بوده که به تدریج زمینه های اخراج او از حزب را فراهم آورد. گواهی بانو آذر جوانشیر همسر رفیق شهید فرج الله میزانی (ف. م. جوانشیر) اثباتی بر این مدعاست.
علی خدایی و« تیم شورای سر دبیری» تیر های مهلک و زهر آگین خویش را تنها به سوی رفقا خاوری ، صفری و لاهرودی پرتاب نمی کنند.آنان دیگرکادرهای با سابقه حزبی را نیز بی نصیب نمی گذارند. کادرهایی که در میان آنان برجسته ترین مسئولان حزبی حضور دارند. کادرها و مسئولانی که در دوران های قبل و بعد از انقلاب بار سنگین مسئولیت های حزبی را بدوش کشیده اند . برخی از این کادرهای حزب در دوران فعالیت علنی کاندید حزب در آن دوران و رابط حزب با نهادهای انقلاب ،اپوزیسیون و نیز شخصیت های علمی و اجتماعی بوده و در سمت دهی فرایند های سیاسی نقش موثر و انکار نا پذیر داشته ودر همین مقطع از تاریخ ایران سیاست های حزب را منطبق بر اوضاع منطقه پیاده کرده و پاسخگوی آن بودند.سیاست هایی که علی خدایی با انواع حیله و نیرنگ می خواهد خود را طرفدار آتشین آن و« کاسه داغتر ازآش »نشان دهد . پرونده سازی بر علیه چنین کادرها و معرفی موقعیت کنونی آنان و دادن آدرس محل سکونت این کادرها آیا بغیر از کار پلیسی معنای دیگری دارد؟

گردانندگان ضد توده ای« راه توده »کارشان با این نوع فعالیت ها پایان نمی یابد. آنان و شرکایشان به تبلیغات متداول و روزمره ضد توده ای و دامن زدن به جو بی اعتمادی و بدبینی در درون حزب،‌بی اعتبار کردن سیاست ها و رهبری آن مشغول اند. تلاش و پافشاری در «جا انداختن» سیاست های رفسنجانی ، روحانی و حمایت بی چون چرا از سیاست های نامبردگان و ایجاد روابط نزدیک و صمیمانه با حکومت اسلامی از جمله فعالیت های علی خدایی و تیم ایشان است.وی کوشش مذبوحانه ای می کند که این سیاست را مشی یک حزب رزمنده طبقه کارگر که هدف اصلی آن دفاع از حقوق زحمتکشان است، جا به زند .

برای ما توده ای ها زندگی سیاسی ، اعتقادات انسانی و باورهای حزبی ایجاب می کند تا باتمام وجود به حزب و آرمان هایش ایمان داشته وزیر اتهامات سخیف و زهر آلود وزارت اطلاعات دوام آوریم.خونسردانه ، با صبرو شکیبایی و با سینه فراخ کوشش کنیم تا ساختار تشکیلاتی حزب قربانی شخصیت ستیزی ضد حزبی ها از جمله“راه توده “قرار نگیرد. چنین قصه پردازی هایی ازجانب علی خدایی و سایر دل دادگان به رژیم ارتجاعی «ولایت فقیه»نه منحصر به فرد است و نه پایانی خواهد داشت اگر غیر از این بود باید به خود شک می کردیم

 

مجید بستاره

                                     

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا