یادمان و رویدادها

یادی از هاشم بنی طرفی

سپهر جمشیدی: طرح  پرسشی است که آیا براستی حدف دهها و صدها چون او در دهه خونبار ۶۰ از رفقای بنی طرفی و وجود فضایی چنان تلخ و خشونت آمیز که کسی حتی در ذهن خود فکر تجلیل از فرزندان مردم را نداشته باشد (که به واقع هم نداشت) میتواند صمیمیت و قلب آکنده از مهر ایشان را در طول سالها از دلها بر کند.

آنگاه که اندک مجالی دست میدهد جمع یاران از ارج نهی به یاران دیرینشان غفلت و دریغ نمیکنند. رفیق دکتر هاشم بنی طرفی با وجود سالها کوله بری رنج بیماری، در هنگام فراق و با وجود تمام محدودیت ها و عدم امکان تبعیدی ها در تجمع بر خاکش، خیل وسیع دوست دارانش – نام آشنا و گمنامان – غفلت نمی ورزند. از همرزمانش تا آنها که وجه انسانیت را چه در جلوه یک انسان و یا کسوت یک پزشک در او، در حد زبان زدگی دیده و شنیده بودند، جمع شدند. از محمد علی عمویی، دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی، دکتر فریبرز رئیس دانا، محمد خلیلی، مینو مرتاضی لنگرودی، دکتر عبدالجلیل مستشاری، زهره تنکابنی، دکتر خسرو اسدی، دکتر حبیب اله پیمان، رسول مهربان و… تا عاشقان مرام انسانی او. اینجا قصدی بر تکریم وی (که اگر باشد هم بجاست) نیست. طرح  پرسشی است که آیا براستی حدف دهها و صدها چون او در دهه خونبار ۶۰ از رفقای بنی طرفی و وجود فضایی چنان تلخ و خشونت آمیز که کسی حتی در ذهن خود فکر تجلیل از فرزندان مردم را نداشته باشد (که به واقع هم نداشت) میتواند صمیمیت و قلب آکنده از مهر ایشان را در طول سالها از دلها بر کند. همان سرافرازانی که به محض وجود اندک مجالی برای یار دیگرشان (بنی طرفی) با تمام محدودیت ها، قدر نهاده میشود، بی گمان قلب بی شماری از دوست داران آن جاویدان اثران هم، اکنون، در قلوب صادق و باورمندشان و هم، در آینده، در جلوه جامعه، مورد تجلیل قرار میگیرد چرا که از مسیر تجلیل انسانهای وارسته در قدم اول در خود تجلیل کننده نمادهای انسانیت، غنای معنوی حاصل می شود.

شایسته تقدیر است آنگاه که آگاهی می بخشد (مترجم اثر علمی نویسنده بنام آکادمی علوم شوروی آ. ای . اپارین بنام حیات، طبیعت، منشاء و تکامل آن)، آنکه مقاومت می کند ( ۲۳ سال زندانی دو رژیم)، و با این حال به آرمانهایش وفادار است، این از “پیکار”. اما در عرصه “کار”، آنکه مردمی است (ویزیت رایگان تهی دستان و تعرفه در حد وسع برای سایرین)، و نیز نمونه وارسته یک ایرانی عرب تبار.

 

پس تقدیم به زنده نام رفیق دکتر هاشم بنی طرفی

باد و آفتاب نشسته به قامتش

با زمزمه جاری اعماق پیوند دارد

آن سان که تخته سنگهای نا شکیب

از لغزش زمین

در پای او قرار می یابند

اگر چه دیر به لبخند می نشیند

_ چرا که طبیعت را _

_ چرا که جهان پر آشوب را _

می شناسد

ولی تا چنار کهنسال باشد

کسی بر شاخه ای دیگر آشیان نمی کند

آری ، جوباران زیبا در هم جواری او قدر می یابند

با اینهمه

_ همیشه _

قمریانی در آسمان

بر نگاهم پرده خیس ابهام می کشند

و دلم را می ربایند

جایشان بر چنار کهنسال خالی است

یادشان باقی است.

 

سپهر جمشیدی ۲۰ فروردین ( ۸ آوریل ۲۰۱۶ )

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا