چرخاندیدگاه‌ها

چگونگی انعکاس خبر و چینش کارشناس در بی بی سی فارسی

سپهر جمشیدی: از جمله مواردی که با وجود گستردگی بی بی سی فارسی (تلویزیون، رادیو، سایت اینترنتی و…) حتی با یک رصد پراکنده و موردی با آن روبرو میشویم که از جمله اگر نگوییم نشانه گزارشگری طرفدارانه و یا غیر منصفانه است، دست کم غیر دقیق و بنابراین غیر حرفه ای است موارد زیر است:

در امر خبر رسانی، حضور یکسری رسانه های تصویری فارسی زبان رقیب با شبکه های گسترده تلویزیونی ملی و استانی وابسته به نظام جمهوری اسلامی ایران از جمله بی بی سی فارسی، ضمن اینکه به دلیل اینکه ارائه خبرو تحلیل خارج از انحصار حاکمیتی جمهوری اسلامی ایران را شکل داده و از این نظر مثبت ارزیابی می شود، همانگونه که آمار رو به گسترش مراجعان به این رسانه ها موید تمایل مردم ایران برای کسب خبر و تحلیل از طروق متنوع است، مثلا به گفته مدیر بی بی سی فارسی  وقت، طبق نظر سنجی ها در سال ۹۲ بیش از ۱۱ میلیون ایرانی را نشان می دهد که از این رسانه استفاده کرده اند، در حالیکه نظر سنجی سال ۲۰۱۱ تعداد بینندگان را ۶ میلیون نشان داد که خود نسبت به نظر سنجی سال ۲۰۱۰ به میزان ۸۵% رشد داشته است و به زعم آقای صادق صبا در ۲ اردیبهشت ۹۴ این را ناشی از خبرها ی(تحلیل ها) دقیق، بیطرفانه و منصفانه آن بوده که آن را مورد اعتمادترین رسانه برای مردم نموده است. اما به واقع این عوامل (دقیق، بیطرفانه و منصفانه) در خبر رسانی و تحلیل است که به شمار مخاطبین افزوده است؟ از نظرنگارنده به دلایل نمونه هایی که در ادامه می اید، این عوامل در مورد بی بی سی فارسی بر خلاف مدیر این بخش از آنچنان وجاهتی برخوردار نیست. درست است که بینندگان افزایش یافته، این بدلیل گسترده شدن گیرنده های ماهواره ای در میان ایرانیان به مرور زمان است. چنانکه بیاد داریم در مقطعی از زمان نوعی رقابت بین صدای امریکا و بی بی سی فارسی پیرامون اینکه گویا هر دو ادعای رغبت بیشتر بینندگان به رسانه خود را داشتند، بوجود آمد. و نیزافزایش مخاطب بدلیل میل به تنوع بخشیدن منابع دریافت اخبار و تحلیل ها توسط مردم است. دلیل آن هم همین بس که بسیاری از بینندگان هم زمان چندین رسانه فارسی غیر حاکمیتی را رصد میکنند، هر چند متاسفانه این رسانه ها ضمن متفاوت بودن در شکل، همه در دیدگاه لیبرالی و انتقال آن در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به مخاطبین از وجه واحدی برخوردارند و این چیزی نیست جز اینکه بدلیل نیازمندی این نوع رسانه ها (تلویزیونی) به سرمایه و هزینه هنگفت، معمولا تلویزیون های با اشاعه اندیشه لیبرال است که مدد مالی انواع نهادها و سازمانهای غربی شامل آنها میشود و رسانه های با پیام مقابله با نولیبرالیسم بدلیل تنگناهای مالی و عدم استقبال نهادها و سازمانهای دارنده سرمایه از این اندیشه ورزی عملا مواجه با عدم کیفیت و عدم تنوع برنامه ها از نظر جذابیت تصویری و در نهایت کمبود مخاطب می شوند.

از جمله مواردی که با وجود گستردگی بی بی سی فارسی (تلویزیون، رادیو، سایت اینترنتی و…) حتی با یک رصد پراکنده و موردی با آن روبرو میشویم که از جمله اگر نگوییم نشانه گزارشگری طرفدارانه و یا غیر منصفانه است، دست کم غیر دقیق و بنابراین غیر حرفه ای است موارد زیر است:

مغایرت متن با تیترهای برگزیده

چگونگی درج تیتر در روزنامه نگاری و خبر رسانی بگونه ای که کاملا انطباق با متن در عین کوتاهی و رسایی داشته باشد از ویژگی های خبرنگاری و روزنامه نگاری حرفه ای است. انطباق تیتر با متن جدا از اینکه یک خبرگزاری، روزنامه و یا رسانه چه موضعی نسبت به وقایع و رویدادها دارد یکی از بدیهی ترین ویژگی های خبرنگاری حرفه ای است. اصولا سه حالت در تطبیق تیتر با متن میتواند اتفاق بیفتد:

اولین حالت: تیتر ضمن کوتاه و مختصر بودن به دقت محتوی و متن را بازگو کند که کاری صادقانه، دقیق و حرفه ای است.

دومین حالت: تیتر بر خلاف متن است و در واقع در مرور متن رویداد واقعی درج شده در حالی که تیتر با متن متضاد است و یا متن را واگویه نمی کند که حاکی از عملی متقلبانه و یا دست کم غیر دقیق است.

سومین حالت: هم تیتر و هم متن با واقعیت خبری در تناقض است که حاکی از جعل در انعکاس خبر است و دروغ پردازی است.

مثلا نمونه ای از تفاوت تیتر ومتن در تیتر بی بی سی فارسی با عنوان “روسیه از ناتو بعنوان یک تهدید امنیتی نام برد” در اول ژانویه ۲۰۱۶ است. روشن است که تیتر حاکی از این است که وجود صرف ناتو از نظر روسیه در سیاست رسمی اش یک تهدید قلمداد شده و تبعا در مقابله و خنثی سازی آن رویکردهای از جمله نظامی در دستور کار قرار میگیرد مثل هنگامی که روسیه تروریسم اسلامی افراط گرا و داعش را در سوریه خطری امنیتی برای خود نام برد و متناسب با آن کارکردهایی نظامی را در دستور کار خود قرار داد. در حالی که وقتی به متن همان بی بی سی فارسی مراجعه می شود ملاحظه میشود که گسترش ناتو تا مرزهای روسیه از جمله در اکراین تهدید برای روسیه تلقی می شود که طبیعی است حضور ناتو درست در مرز روسیه با حضور ناتو در فواصل مشخصی از سرزمین اصلی متفاوت و عکس العمل های متفاوتی را هم بوجود می آورد. یک مثال در تاثیر مسافت نیرو و یا ادوات متخاصم در عکس العمل های سیاسی و نظامی مورد زیر است. در زمانه ای که روسیه یک جمهوری مهم از اتحاد شوروی بود هنگامی که امریکا موشکهای دارای کلاهک اتمی خود را به ترکیه در هم مرزی با اتحاد شوروی منتقل کرد، متقابلا ارسال موشک با کلاهک اتمی به مرزهای امریکا یعنی کوبا رقم خورد (دهه ۶۰ میلادی) که با توافق امریکا برای خروج موشک های اتمی از ترکیه بحران اتمی کوبا هم به اتمام رسید.

باز مثالی دیگر از بی بی سی فارسی در اول ژانویه۲۰۱۶ که تیتر میزند: “توافقنامه تجاری اوکراین و اتحادیه اروپا اجرایی شد، روسیه علیه اوکراین شکایت کرد”. خوب بنظر می رسد روسیه بخاطر اجرایی کردن توافقنامه اوکراین و اتحادیه اروپا از اوکراین شکایت کرده باشد در حالی که در واقع دو خبر مجزا وجود دارد. از یک طرف توافقنامه تجارت آزاد بین اتحادیه اروپا و دولت اوکراین در چارچوب توافق نامه ارتباط ویژه که بین دو طرف در ژوئن ۲۰۱۴ امضاء شده اکنون اجرایی شده است. و خبری مجزا که وزارت دارایی روسیه تعقیب قضایی اوکراین بدلیل عدم پرداخت بدهی خود به روسیه به میزان ۳ میلیارد دلار در یک دادگاه بریتانیایی اقدام کرده است. لازم به ذکر است این مبلغ مربوط به وامی ۳ میلیارد دلاری که در ۲۰۱۳ در اختیار اوکراین قرار گرفته و روسیه حاضر به وصول آن با اقساط سه ساله شد ولی اوکراین حتی این شرط تخفیف دهنده را نپذیرفت، میباشد.

در بحث خبرنگاری در قسمت انواع تیتر چه موقعی که از تیتر مبتنی بر نقل قول (مستقیم، غیر مستقیم و یا مختلط) یا حتی تیتر کور، تیتر استنباطی، تیتر غیر متعارف، تیتر خبری و تیتر تفسیری استفاده می شود، مطلقا در هیچیک با وجود تنوع شکلی که برای بیان یک خبر وجود دارد، دو گانگی متن با تیتر وجود ندارد و نباید هم وجود داشته باشد.

خبری که از بی بی سی فارسی نقل شد در یک نگاه خوش بینانه جزو خبرهای دو تیتری باید باشد. ولی خبرهای دو تیتری قواعدی دارد که در اینجا اصلا بکار گرفته نشده است. از جمله واقعا بصورت دو تیتر بیاید، یک تیتر بالا و یک تیتر پایین، یا هر روشی که تیترها را از هم جدا کند. ضمنا قاعده دوم دو تیتری این است که مجزا از هم ولی مرتبط با هم می آیند و شرط آن این است که جزء اول بدون فعل و جزء دوم با فعل میاید که این هم رعایت نشده است. تیتر را مرور میکنیم: “توافقنامه تجاری اوکراین و اتحادیه اروپا اجرایی شد، روسیه علیه اوکراین شکایت کرد”. همانگونه که ملاحظه می شود این یک خبر با دو تیتر نیست بلکه در امر واقع دو خبر با یک تیتر است. در ساده ترین حالت اگر بی بی سی فارسی نمی خواسته از مسائل مرتبط با روسیه و اوکراین دو خبر منتشر کند باید یا تیتر ها را متناسب با واقعیت انتخاب میکرد یا یکی از تیتر ها را حذف و در متن می آورد.

مثالی دیگر از بی بی سی فارسی این بار در متن: “شورای ایمنی حمل و نقل هلند، تایید کرد که هواپیمای مالزیایی ام اچ ۱۷، یک سال قبل هنگامی که بر فراز اوکراین در پرواز بود هدف شلیک موشک ساخت روسیه قرار گرفته و سقوط کرد.” این ارائه خبر ضمن اینکه نمی توان رسانه را به تقلب متهم کرد ولی واضح است سعی در این دارد که مخاطب گمان کند روسیه به هواپیمای مالزیایی شلیک کرده است در صورتی که بعدها کاشف بعمل آمد این شلیک توسط اوکراین (نیروی مقابل روسیه) صورت گرفته اما چون ادامه تحقیق و ارائه گزارش عمومی تمام بافته ها را پنبه و فرضیات قبلی را نقش بر آب می کرد کاملا در یک همکاری سه جانبه هلند، مالزی و اوکراین، موضوع مسکوت گذاشته شد.

 

برنامه های تحلیلی

برنامه پرگار به دلیل اینکه در مقوله های مختلف، زوایای احتمالا مغفول مقوله ها را مورد کنکاش و دقت قرار دهد می توانست ایده خوب و با بازخوردی مناسب باشد ولی معمولا در دعوت و چینش مهمانان متناسب با محتوی بحث، حرفه ای عمل نمی شود بگونه ای که از کارشناسانی که دو ارزیابی متفاوت از مقوله را نمایندگی کنند حضور ندارند و در شق نهایی در مباحثی که ضرورت دارد رویکرد مقابل لیبرالیسم در مباحث مختلف، تناظر آراء صورت گیرد معمولا بحث بین یک اولترا لیبرال با کسی که با همان بینش ولی آراء منصفانه تری در مباحث دارد به برنامه دعوت میشود و البته این رویکرد در برنامه های تحلیلی دیگر هم از همین قاعده پیروی میکند بعنوان نمونه:

– در موضوع انجمن حجتیه که پخش بصورت تکرار که مبین اعتقاد راسخ بی بی سی فارسی به شکل و محتوی برنامه آنتن شده است از همین مشکل ذکر شده در بالا برخوردار بود. هم در دعوت از مهمان و هم در جریان بحث و هم در نتیجه گیری سعی در وانمودن نتایج در مواردی بشدت غیر واقعی ذیل را داشت:

–       ۱- انجمن حجتیه یک جریان مسالمت جو و غیر سیاسی بوده است

۲- همکاری انجمن حجتیه با ساواک اتهامی بدون مدرک است

۳- نقش انجمن حجتیه بزرگ نمایی شده و عامل این بزرگ نمایی نیز حزب توده ایران بوده است.

که نگارنده در مرقومه ای جدا به نام بی بی سی و انجمن حجتیه از جمله به ضعف های آن پرداخته است و نیاز به تکرار آن نیست.

باز پخش برنامه تحت عنوان کارل مارکس در برنامه پرگار بی بی سی فارسی، با زمان پخش اولیه ۲۰ مهر ۹۰ ( ۱۲ اکتبر ۲۰۱۱ ) که باز هم دارای تاکید بر محتوی آن برنامه و دست کم بی خدشه بودن آن از نظر حرفه ای از نظر مدیران این شبکه باشد ضرورت پرداخت نکاتی را بوجود آورد. شاید مهمترین نکته منفی نه به جریان بحث بلکه به سلیقه بسیار محدود عوامل بی بی سی فارسی برگردد. در حالیکه به یاد دارم که در حاکمیت اسلام گرای جمهوری اسلامی و با تمام انحصار طلبی های موجود در آن، دست کم در حوزه اظهار نظر مثلا از صاحبان اندیشه اسلامی از جمله ایت اله مرتضی مطهری نقل به مضمون است که باید به جایی برسیم که در دانشگاهها و حوزه ها مارکس توسط مارکسیستها تدریس و ارایه شود، بی بی سی فارسی از فرط نگرانی که مبادا دعوت از یک مارکسیست در یکی از سویه های بحث بر علاقه مندان به مارکس بیفزاید، از همان ابتدا اصولا کسانی را بعنوان میهمان دعوت نموده که یکی از مدعوین از حد معرفی مارکس و مارکسیسم گذرانده و بنا به الفتی که همچنان به حجتیه دارد از سر دشمنی و ستیز وارد بحث گردیده و اتفاقا این همان نظری است که مارکس و مارکسیسم را دشمن تر از امپریالیسم امریکا برای جامعه ایران ارزیابی مینمود. و طرف دیگر بحث البته از سر خردمندی به نقد مارکس و مارکسیسم و از نظر خودش به تفکیک آراء مارکس در ایام عمر و در زمینه های اندیشه ای شرکت نمود. نمی شود رسانه ای حرفه ای در حد بی بی سی را در این چینش صاحبان اندیشه عموما مخالف مارکس را ناشی از اشتباه و قصور دانست بلکه حتما تعارض و کینه حتی در بحث های نظری، بی بی سی را به مسیری واداشته که برنامه بیش از آنکه مشتاقان اندیشه را بر سر شور آورد، کمیک و طنز را بیشتر تداعی میکند. مثلا اگر از آقای صدری سئوال شود که در آموزه های مذهبی و یا اخلاق در اسلام چه کسی بایسته اظهار نظر و حضور است بی گمان یک مارکسیست را در اندازه و شایسته دعوت و اظهار نظر نمی دانست، امری که البته خود مارکسیستها به همین دلیل و البته دلایل دیگر از شرکت و اظهار نظر اجتناب می کردند ولی البته اقای صدری حال که موضوع برعکس است اصلا به شایستگی خود در این بحث یکطرفه تردید راه نمی دهد. دست کم آقای داریوش کریمی – مجری – میتوانست با دعوت از یکی از هم اندیشان ایرانی دیوید هاروی که اتفاقا در برنامه “به عبارت دیگر” آقای عنایت فانی هم دعوت و نظر خود را در مورد الگوی ذهنی فراروی از سرمایه داری مارکس را توضیح می دهد، که برنامه قابل قبول و قابل استفاده ای بود، استفاده کند. هاروی که فاصله خود از سوسیالیسم نوع اتحاد شوروی کاملا رعایت میکند اما به اینکه وقتی تحت یک پروژه مسکن در ایالات متحده نظر مارکس را بدون نام بردن از مارکس و اصطلاحات مارکسیستی برای مدیران شهری مطرح کرده از این ایده ها استقبال بعمل آورده اند. البته ممکن است مسئولان بی بی سی عنوان کنند که از آنان دعوت شد ولی پاسخ ندادند که این عذر بدتر از گناه است، باید بی بی سی به برخورد یکطرفه و ایدئولوژیک خود در چپ ستیزی در طول زمان بازنگری نماید تا برنامه هایش بتواند از جامعیت و انصاف برخوردار باشد و گر نه همچنان با وجود تغییر شرایط و حتی تغییر بینش ها در بی بی سی فارسی، مردم اظهارات این رسانه را به سیاق گذشته، نوعی توطئه و سیاست قدرتمندان ارزیابی خواهند نمود درست ترین و منصفانه ترین ترکیب حضور یک مارکسیست موید مارکس از منظر لنینیسم، یک مارکسیست موید مارکس از منظر سوسیال دمکراسی و یک منتقد مارکس و مارکسیسم بود. نه اینکه در پنل دوم که عملا بی بی سی فارسی نتوانسته در این درازای برنامه هایش با حضور آنها هم کیفیت بحث را حفظ و هم با ایجاد سئوالات مرتبط به شور و جدل بحث ها کمک کند. در پنل دوم این برنامه خاص هم که گویا ازشاگردی از شاگردان ضد مارکسیست که از طریق آموزه های ضد مارکسیستی، اصطلاحات و مقولاتی را بدون آنکه وجه تسمیه آنها را در چارچوب بینش مارکس درونی کرده باشد، شعار پردازی های رایج را هر از گاهی بصورت دگماتیک وارد بحث نماید. آنچنان که در میانه بحث آقای نیکفر مجبور به اعلام بی اطلاعی آقای از پنل دوم شود.

ضمن ارج گذاری تمام به آقایان نیکفر و صدری و مشخصا جناب نیکفر که در ارائه مارکسی از منظر بیطرفانه تلاش نمود ولی واضح است آقای نیکفر بعنوان اندیشمندی که خود نظر انتقادی به برداشت مارکس از منظر مارکسیسم دارد، طبعا نه تمایل و نه می تواند حق مطلب را آنگونه که باید ادا کند. زندگی و آثار ومقالات ایشان منتشره در ویکی پدیا ی وی مبین موضوع هست. بخصوص که در ویکی پدیای آقای صدری مبین هیچ پژوهش درخور و یا غیر درخوری هم در این باب دیده نمی شود و البته احاطه ایشان به انجمن حجتیه و هم راستایی فکری ایشان در همان راستا – در محتوی – و نوع مقابله جویی حتی در هنگامه معرفی ساده مارکس مبین همین واقعیت است. نتیجه تمام بحث می توانست این باشد که آقای نیکفر در عتاب های آقای صدری بگوید که من که مارکسیست نیستم و خشم طرف مقابل فروکش میکرد.

استمرار و پایایی رسانه در دراز مدت از مسیر نگاه منصفانه میگذرد.

 

سپهر جمشیدی ۸ اردیبهشت ۹۵ ( ۲۷ آوریل ۲۰۱۶ )

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا