ویدئو

زمین نخوردم از اینهمه درد و رنج

زمین نخوردم از اینهمه درد و رنج
زمین نخوردم و پابرجام هنوز
هنوزم با درد هام رودررو هستم…

هر آدمی که نخستین بار این ترانه را  می شنود ، از آفریده های انسان احساس غرور می کند !  از موجودیت موسیقی و از موجودیت ترانه .از قدرت انسان !  .
ترانه فوق العاده زیبای است با کلمات شور انگیز، همچون  زمین نخوردم از اینهمه درد و رنج را با  احساس انسانی که  گویی احترام  فرزندی را ستایش گونه تقدیم مادر خویش می کند و بیوگرافیش را بیان می دارد   که به نوع خود(ماهسون قیرمیزی گول)  Mahsun Kırmızıgül این خواننده  ترکیه ای در مقابل مادرش !
این ترانه ترانه ی مقاومت انسان است در برابر سختیها تا مرز موفقیت !
شاید بهترین سخن را خود «ماهسون» میزند، تا احساس ویژه ای پیدا کند آنگاه که در پایان ترانه میگوید :در این راههای بی پایان ، من از سختیها لبریزم ای رفیق
اما …
تسلیم ستمگران بدکار  نشدم و همینجا استوار هستم !

زندگی «ماهسون قیرمیزی گول» نیز مانند هر انسان دیگر  دارای یک رویا یک زندگی نامه و یا یک رمان هست. رمانی که حزن آور که حسرت و آرزوها در آن نهفته است. او از دالان های تنگ وتاریک زندگی عبور کرده و سرشت و سرگذشت خویش را  با کلمات دلنشین مانند پیام سیاسی به مردم مبارز صادر می کند . او تعقیب سالهای مه آلود گذشته خویش را در قالب ترانه می سراید . او می کوید: «شما تنها بخش کوچکی از زندگی من را می توانید پیدا کنید».از آن جاییکه سخن سرایان و هنر مندان در سراسر جهان سازندگان وجدان ملت و جامعه بشری هستند.دشمنی و کینه چرکین استبداد،جهل و خرافه با آنان، سابقه دیرینه دارد.

ماهسون  خود را  چنین می شناساند : «مادرم فائقه آریک» و « پدرم چرکزبازنجیر» در یک بیمارستان دولتی در بینگل با هم آشنا می شوند وا ین آشنایی منجر به ازدواج آنان می گردد. مادرم از شوهر قبلی خودش دارای سه فرزند و از دیگر شوهرش صاحب یازده فرزند شد . اما مدتی نگذشت که این وصلت به جدایی کشید. مادرم من را چهار ماه حامله بود که از پدرم جدا شد و به دیار بکر کوچ کرد.چهارمین و آخرین بچه خودش را در دیاربکر به دنیا آورد و اسمش را عبدالله گذاشت. عبدالله اسمی است که مادرم روی من گذاشت. اما در پنج سالگی با تعویض شناسنامه توسط پدرم اسمم ماهسون شد.

داستان زندگی ماهسون با تمام فراز و نشیب‌های عجیب و جالبش، از او یک شخصیت متفاوت و برجسته به وجود آورده که توجه خیلی ها را در جهان  به خود جلب کرد. هر قسمت این زندگینامه بغض آلود و قابل قیاس با یک فیلم سینمایی است و نشانگر رنج و زحماتی فراوانی است که ماهسون عملاً بجهت تقویت باورهای مثبت متحمل شده است

او در یک خانه  کوچک یک اطاقه در دیار بکر چشم به دنیا گشود. به عبارتی دیگر دیاربکر با تاریخ ۹۰۰۰ ساله و اولین مرکز مسکونی دنیا و منطقهء گسترده تمدن انسانیت با تاریخ وخاک جادویی. دیاربکر سرزمین ضیاءگوکالپ ها وعلی امری ها- سلیمان نظیف ها و احمد عارف ها و سرزمین بلبل ترانه ها جلال. دیار بکر سرزمین خوش آوازه خوان ها سرزمین مارها ، عقرب ها، رنج ها، سختی ها و به همان اندازه دیار بکر سرزمین پر غرور. اما و دریغا،  امروز حملات تانک های دولت ترکیه به دیاربکر خاکستری از آن بجا می گذارد که گویی میدان  جنک و سر زمین یاغیان است !

خسرو آزاد

 

 

 

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا