چرخاندیدگاه‌ها

چگونه دارنده رای نه مردم به ریاست خبرگان می رسد؟

سپهر جمشیدی: جدای از اینکه حاکمیت به بازی تودهنی و دهن کجی روی آورده که مطمئنا در همین زمین تسخیر شده اش باز تو دهنی بزرگتری از مردم ایران خواهد خورد، چنین به بازی گرفتن آراء مردم عواقب دیگری را نیز برای حاکمیت به همراه خواهد داشت.

در اولین روز تشکیل مجلس جدید خبرگان رهبری آقای احمد جنتی با کسب ۵۱ رای اعضاء این مجلس، ریاست این مجلس را کسب کرد. انعکاس خبری و تحلیلی این موضوع بگونه ای بوده که گویا اتفاق غیر قابل پیش بینی رخ داده است. چه آنها که در مخالفت بینشی با آیت اله جنتی و خط فکری و سیاسی وی اظهار نظر نموده اند و مبتنی بر آن بعضی عدم نامزدی آقای هاشمی رفسنجانی را یک سیاست هوشیارانه و عده ای ناشی از انفعال قلمداد نموده و در مقابل، موافقان آقای جنتی خود را به کوچه علی چپ زده و بدون در نظر گرفتن فرایند مهندسی انتخابات وانمود می کنند که گویا درجبران شکست رای آوری از رای دهندگان تهرانی، در اینجا نمایندگان آحاد مردم از اقصا نقاط ایران وی را به ریاست برکزیده و بنا براین پیروزی نصیب این خط فکری گردیده است.

آیا تناسب قدرت که خارج از نظر انتخابی مردم ایران شکل یافته که مبتنی بر اراده فردی ولی فقیه و در سطوح دیگری برتری اختیارات و امکانات انواع نهادها و ارگانهای نظامی و غیر نظامی انتصابی در ایران است میخواسته و اصولا میتوانسته چیزی متفاوت را به منصه ظهور برساند. بخصوص هنگامی که در ارگانهای انتخابی نیز نوعی انتصاب اولیه از طریق نظارت استصوابی از جمله در مجلس خبرگان دایره اراده مردم را کاملا محدود و حداقلی نموده است. در مجلس خبرگان رهبری نامزدها باید از فیلتراستصوابی شورای نگهبان که اعضاء فقیه آن را مستقیما خود ولی فقیه و اعضاء حقوق دان آن را رئیس قوه قضائیه منصوب ولی فقیه تعیین می نماید، عبور کنند. در همینجا وجود یک دور که ولی فقیه با یک واسطه تعیین شده توسط خود خودش را انتخاب و افراد گزینشی خودش باید بر وی نظارت کنند، مشهود است. البته این فرایند خود به صوری بودن و عدم وجود ساختاری مراقبت کننده اذعان دارد و جای شکی را باقی نمی گذارد. با این نکته که هر چند در عمل آنجا که پس  از غربالگری های شورای نگهبان، مردم در آراء خود نافرمانی هایی که بطور مثال بصورت ریختن آراء سلبی در همین دوره اخیر که منجر به حذف بعضی چهره های بس یار نزدیک به ولی فقیه گردیده بودند، برای حاکمیت مشکل زا گردید و از جمله پیام های طنز مردم به ریاس ت آقای جنتی مثل “میزان ته رای مردم است” همچنان پاشنه آشیل حاکمیت در عدم مشروعیت از طریق آراء مردم را یدک می کشد. حتی مردم پس از سعی و خطاهایی که از ابزار انتخابات با شرایط ابتر و ناقص آن هم، سعی در گشایش راهی به پیش داشته اند، اکنون به خواستهایی که بتواند جلو دور زدن آراء مردم را از طریق نظارت های کش دار استصوابی بگیرد یعنی طرح رفراندوم رسیده اند که آن را در شبکه های اجتماعی بصورت قابل توجه در واکنش به ریاست آقای جنتی بیان نموده اند، می توان دید.

پیام ها و نظرات مطرح در شبکه های اجتماعی اگر مبین شکل یافته در بینش آحاد و اکثریت مردم ایران در این لحظه نباشد، الگوی بینشی در حال شکل گیری با همین سبک و سیاق هست. مواردی مثل مثال های ذیل: “انتخاب نفر شانزدهم حوزه تهران که تنها کسی بود که از لیست امید نبود، بدترین توهین و دهن کجی به مردم تهران و ایران بود”، “آیت اله احمد جنتی رئیس مجلس خبرگان شد تا معلوم شود در مجلس شورا میزان رای مردم و در مجلس خبرگان” ته “رای مردم است”، “انتخاب آقای جنتی مشت محکم حاکمیت بود بر دهان مردمی که فکر می کردند در انتخابات مشت محکمی بر دهان حاکمیت زده اند”، “هر کس را که مردم بیشتر بدشان می آید، آقای خامنه ای به او ریاست و قدرت بیشتری می دهد”، یا با طنز “آدم خود ساخته به آقای جنتی می گویند، خودش عضو شورای نگهبانه، خودش صلاحیت خودش را برای خبرگان تایید کرده، با رای مردم آخر شد، ولی باز در مجلس  خبرگان رئیس  شد”، “بگذریم از شبهه هایی که آیا آقای جنتی اصلا رای کافی را برای ورود به مجلس خبرگان کسب کرده یا نه، او از جایی وارد شد که همه رد صلاحیت شده بودند”، “الان دیگه قشنگ معلوم شد میزان رای مردم ا ست”، و در نهایت “ریاست آقای جنتی بر خبرگان خواست مردم ایران نیست. اگر راست می گویید رفراندوم برگزار کنید” هر چند باز طنز دست بردار نیست “می ترسم از رفراندوم هم آقای احمد جنتی دراید” که می تواند اشاره به عدم اطمینان به سلامت برگزارکنندگان رفراندم باشد.

جدای از اینکه حاکمیت به بازی تودهنی و دهن کجی روی آورده که مطمئنا در همین زمین تسخیر شده اش باز تو دهنی بزرگتری از مردم ایران خواهد خورد، چنین به بازی گرفتن آراء مردم عواقب دیگری را نیز برای حاکمیت به همراه خواهد داشت. چرا که پس از دلسردی از هر گونه تغییر با وجود انجام وظیفه مدنی شان که همان ارتباط با صندوق آراء بوده، به دست کم دیگر به انتخابات از این دست بعنوان شرط لازم و کافی برای تغییر نگاه نمی کنند، هر چند باید توجه داشت عدم وجود راهبرد فعالانه و یا بعبارتی انفعال انتخاباتی اگر توام با روشهای کارای دیگر نباشد نیز وضعیت را به خودی خود اگر بدتر نکند بهبود نخواهد بخشید.

کنش فعالانه در مقابل مشارکت منفعلانه که کارایی آن نیز در صورتی است که در یک پروسه بین دو نوبت انتخاباتی عمل نماید (و نه صرفا در موعد انتخابات) و از جمله وظایف سازمانها، احزاب، جوامع مدنی و کنشگران فردی با اهداف ترقی خواهانه و دمکراتیک با تاکید بر اتحاد عمل می تواند شرایط را از بن بست حاضر که تنها به نفع قدرت مستقر جلوه می نماید خارج سازد.

۷ خرداد ۹۵ ( ۲۷ مه ۲۰۱۶ )

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا