ویدئو

به افسر شهید توده ای، پرویز حکمت جو

رفیق پرویز حکمت جو و هم‌رزم ارجمند او رفیق علی خاوری در بیداگاه آریامهری با دلاوری تمام از مواضع ‏حزب مدافعه کردند. دفاع این رفقا در رادیوی پیک ایران و مطبوعات حزب و ضمن جزوه جداگانه نشر یافته ‏است‎…

به افسر شهید توده ای، پرویز حکمت جو

سپاس بر تو که پولاد بی خلل بودی
روان چو کوره خورشید شعله ور کردی
به کارنامه ء ایام قصه ات باقی ست
حدیث عمر اگر چند مختصر کردی
سپاس بر تو که در بند های ابلیسی
فرشته بودی و در دام مَکر نفتادی
به بازجویی در دادگاه در زندان
الی دقیقه آخر چو کوه اِستادی
حساب خویش نکردی به کارزار بزرگ
تمام عمر چو سرباز جان به کف رفتی
همیشه در صف یاران خلق جاویدی
ار با تن رنجور خود ز صف رفتی
در آن دیار که روز است تیره و غمگین
مقام راحتی و جای شادکامی نیست
به خون نویسد هر روز شاه نام دگر
سیاهکاری این دیو را تمامی نیست
به راه حزب چه پیگیر و بی توقع و مرد
به قول خویش چه پابند بوده ای پرویز
نمونه ای است حیات تو بهر نسل جوان
ایا مجاهد بی باک توده ای پرویز
احسان طبری
***

برگرفته از کتاب شهیدان توده ای
از مهرماه ۱۳٢٠ تا مرداد ۱۳۶۱
از انتشارات حزب تودۀ ایران

رفیق شهید؛ پرویز حکمت جو، عضو کمیته مرکزی حزب تودهٴ ایران
تولد: ۱۳۰۶
شهادت: ۲۴خرداد ۱۳۵۳

رفیق شهید پرویز حکمت جو درسال ۱۳۰۶ دریک خانوادهٴ روشنفکر متوسط به دنیا آمد. رفیق در زندگی خانوادگی خود که به تبعیت از ماموریت های پدر ازاین شهر به آن شهر کشانده می شد با سیمای زندگی واقعی مردم آشنا شد. وقتی این خانه بدوشی پایان گرفت، پرویز دنبالهٴ تحصیلات خودرا ادامه داد و آنگاه مانند هزاران جوان دیگر، که تحت تاثیر شور و عشق میهن پرستی گمان می کردند درارتش نیز می توانند خدماتی انجام دهند، به دانشکدهٴ خلبانی رفت. او درسال ۱۳۳۱ به سازمان افسری حزب تودهٴ ایران پیوست و پس از لورفتن سازمان افسری حزب، توانست از ایران خارج شود.

سال ۱۳۴۳، رفیق حکمت جو، همراه رفیق علی خاوری، برای تجدید سازمان حزب تودهٴ ایران به وطن بازگشت. مدتی بعد هردو رفیق ما، دستگیر شدند. رفیق حکمت جو در بیدادگاه رژیم خونخوار سلطنتی، شهادت را در ازای مبارزه به خاطر آزادی میهنش، به خاطر زندگی بهتر توده های زحمتکش و به خاطر بهروزی خلق هایش پذیرا شد.
پرویز در بیدادگاه های شاه به اعدام محکوم شد. فشار افکار عمومی و مبارزه پیگیر حزب درایران و خارج حکم رابه حبس ابد مبدل کرد. دژخیم تصمیم گرفت رفیق پرویز را از اوج یک پهلوان اسطوره ای به زیر کشد. ازاین پس تا ۲۴ خرداد ۱۳۵۳، نبرد بی امان رفیق حکمت جو با دژخیمان در زندان ادامه پیدا کرد. رفیق به راه شهادت رفت.
روز ۲۳ اردیبهشت پرویز با خانواده اش ملاقات داشت. ولی زندانبانان گفتند که پرویز را سه شب است برای بازجویی به کمیته برده اند. روز ۲۴ خرداد روزنامهٴ آیندگان خبری کوتاه انتشار داد مبنی براین که، پرویز حکمت جو به «مرض اوره» فوت کرده است. خانوادهٴ پرویز به ساواک مراجعه می کنند. ساواک می گوید که پرویز دربیمارستان بهار فوت کرده است. به بیمارستان بهار می روند. در سردخانهٴ بیمارستان جنازهٴ پرویز را روی یک لنگه در گذاشته و روپوش کوتاهی روی آن کشیده بودند. زندپور، رسولی و تهرانی، جلادان ساواک که حضور داشتند، می گویند که فقط می توانید صورت اورا ببینید و اورا شناسایی کنید. وقتی روپوش را از روی صورت پرویز کنار می زنند، می بینند که دوطرف گیج گاه او دو علامت سوختگی دارد و ناخن های پای او هم سیاه است. جلادان ساواک اصرار داشتند ثابت کنند که پرویز دراثر شکنجه شهید نشده است. ولی هم درآن موقع معلوم بود وهم پس از پیروزی انقلاب، که جنایات ساواک بیش از پیش فاش شد، تایید شد که رفیق پرویز حکمت جو، براثر مقاومت دلیرانه دربرابر جلادان ساواک، زیر شکنجه به شهادت رسیده است.

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا