یادمان و رویدادها

حسن جاماسب رزمنده بی‌باک جنبش کارگری

رفیق توده‌ای حسن جاماسب که بخشی از زندگی خود را وقف مبارزات سندیکایی کارگران صنایع نساجی اصفهان نمود و در صفوف حزب پُر افتخار طبقه کارگر ایران ـ حزب توده ایران ـ تا پایان عمر کوتاه امّا پُر ثمرش رزمید.

جنبش سندیکایی و چهره‌های آن

تاریخ جنبش کارگری و سندیکایی میهن ما مملو از مبارزات قهرمانانه انسان‌های شریف و فداکاری است که ذرّه ذره هستی سوزان خود را وقف سعادت و خوشبختی توده‌های کار و زحمت کرده‌اند.

علاوه بر کارگران نستوه‌ای که پرچم این پیکار دلیرانه را بر دوش داشته‌اند، انسان‌های انقلابی و شرافتمندی نیز از سایر قشرها و لایه‌های اجتماعی در تداوم این مبارزه، نقش مؤثر و بسزایی ایفا کرده‌اند. اتحاد کارگر در ادامه انتشار رشته مطالب نام‌های نازدودنی، اینبار به معرفی یکی از این انقلابیون می‌پردازد که همراه و همگام کارگران و زحمتکشان در راه اعتلا و تقویت تشکل سندیکایی کوشیده است. رفیق توده‌ای حسن جاماسب که بخشی از زندگی خود را وقف مبارزات سندیکایی کارگران صنایع نساجی اصفهان نمود و در صفوف حزب پُر افتخار طبقه کارگر ایران ـ حزب توده ایران ـ تا پایان عمر کوتاه امّا پُر ثمرش رزمید.

 

 حسن جاماسب رزمنده بی‌باک جنبش کارگری

از زندگی و مبارزه رفیق توده‌ای حسن جاماسب مانند بسیاری از رزمندگان دلیر و شریف جنبش کارگری بویژه آنها که از میان توده‌های محروم جامعه در صف مبارزه حضور داشته‌اند، کمترین اطلاعات در دست است.

رفیق توده‌ای حسن جاماسب در سال ۱۳۰۸ در اصفهان متولد شد، تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم در زادگاه خود گذراند. به تشویق خانواده بویژه برادر بزرگترش به عضویت حزب توده ایران درآمد، او رنج و حرمان زحمتکشان را در جامعه‌ای طبقاتی درک می‌کرد و از این رو از فعال‌ترین اعضای سازمان جوانان توده ایران در دهه بیست و ابتدای دهه سی خورشیدی در اصفهان و سپس تهران بود.

او به علت احساسات پُر شور انقلابی و مطابق رهنمودهای بخش کارگری سازمان جوانان توده، در حوزه‌های کارگری بویژه حوزه‌هایی که کارگران جوان در آن عضویت داشتند، فعالیت می‌کرد. حسن جاماسب در سال ۱۳۲۵ از اعضای فعال کمیته کارگری سازمان جوانان توده ـ سازمان اصفهان ـ بود. در همین سال به استخدام کارخانه وطن که از مهم‌ترین مراکز نساجی اصفهان و سراسر کشور محسوب می‌شد، درآمد. کار در کارخانه نساجی او را از نزدیک با ظلم و ستم در حق کارگران آشنا می‌ساخت و روح حساس این جوان انقلابی را تحت تأثیر قرار می‌داد. خیلی زود همراه با رفقای کارگر توده‌ای کارخانه در صدد احیای  دوباره سندیکای کارگران کارخانه وطن برآمد. کارخانه وطن به دلیل سابقه‌ای که از زمان حکومت استبدادی رضاخان در مبارزات کارگری داشت، محل مناسبی برای افشاندان بذر آگاهی طبقاتی و تقویت و تجهیز سندیکای کارگری در چارچوب جنبش سندیکایی سراسری کارگران بود. کارگران کارخانه وطن اصفهان در سال ۱۳۱۰ یکی از مهم‌ترین اعتصاب‌های تاریخ جنبش کارگری و سندیکایی را سازماندهی و به انجام رسانده بودند. این سنت مبارزاتی و انقلابی کماکان در روح و افکار کارگران به حیات خود ادامه می‌داد و شرایط مناسبی را برای فعالیت سیاسی و سندیکایی فراهم می‌ساخت.

رفیق حسن جاماسب با تکیه بر اعتمادی که کارگران طی کار و زندگی روزانه در کارخانه به او پیدا کرده بودند، همراه با دیگر رفقا زمینه‌های احیای مجدد سندیکای کارگران را مهیّا می‌ساخت. سازماندهی اعتراض برای افزایش دستمزد و اعتراض به رفتار توهین آمیز کارفرما از نخستین اقدامات این جوان دلیر و آگاه بود که با حمایت قاطع کارگران بخش‌های مختلف کارخانه همراه شده بود. علاوه بر این مطابق رهنمودهای حزبی او تلاش داشت با برقراری رابطه میان تشکل‌ها و سندیکاهای کارگری کارخانجات مختلف نساجی در اصفهان، از تجربیات دیگر همرزمان خود به سود احیای سندیکای کارخانه وطن بهره برد. حمایت و پشتیبانی کارگران کارخانه نساجی زاینده رود و کارخانه رحیم زاده از اعتراض کارگران کارخانه وطن در سال‌های میانی دهه بیست از دیگر موفقیت‌های رفیق قهرمان حسن جاماسب در جنبش سندیکایی و در سطح شهر اصفهان بود.

مبارزه متحد کارگران کارخانه‌های نساجی خشم و هراس کلان سرمایه داران و کارفرمایان را به دنبال داشت. کارفرمای کارخانه وطن ابتدا رفیق حسن جاماسب و دو تن دیگر از فعالین سندیکایی را احضار و مورد تهدید قرار داد. به او اخطار شده بود در صورت ادامه فعالیت‌های سندیکایی که به آن “تحریک کارگران به اغتشاش” نام داده بودند، از کار اخراج خواهد شد، همچنین چندین بار به تحریک کارفرما اوباش و رجاله‌ها او را تهدید به ضرب و شتم و آتش زدن خانه‌اش کرده بودند. علی‌رغم این توطئه‌ها، او آگاهانه و هوشیارانه به فعالیت خود ادامه می‌داد. سرانجام پس از تجمع اعتراضی تعدادی از کارگران بخش فنی در محوطه کارخانه، کارفرما رفیق حسن جاماسب را رسماً از کار اخراج کرد. پس از اخراج او کوشید رابطه خود را با کارگران حفظ کرده و فعالیت‌های خود را به اشکال دیگر پیگیری نماید.

بر اثر فشار پلیس و تحریکات عوامل ارتجاعی به ناچار پس از مدتی به تهران مهاجرت کرد و مبارزه خود را در این شهر همراه با دیگر اعضای حزب توده ایران ادامه داد. این جوان پُر شور و با ایمان در تمام فعالیت‌های حزبی سال‌های ۳۱ و ۳۲ در تهران حضور داشت. در سازماندهی میتینگ‌ها، تجمع‌های اعتراضی در رابطه با سندیکاهای کارگری و نظایر آن همواره پیش قدم بود.

رفیق قهرمان حسن جاماسب سرانجام روز ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ در خیابانی در تهران توسط کودتاچیان دستگیر شد، او را مورد ضرب و شتم قرار داده و سپس توسط اوباش و نظامیان کودتاچی بازداشت شد و به اسارت‌گاه فرستاده شد. رفیق حسن جاماسب هیچگاه از اسارت‌گاه باز نگشت و حتی جنازه او را تحویل خانواده ندادند. نام رفیق حسن جاماسب این قهرمان همراه و همرزم مبارزان جنبش سندیکایی جاودانه است!

اتحاد کارگر
Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا