بین‌المللیچرخان

راهبرد تحمیل شکست از طریق تحمیل هزینه

سپهر جمشیدی:همین نقطه گرهی است که ملاحظه می شود رقیب (در صورت و شمایل ناتو)، برای تحمیل هزینه های گزاف برای تحمیل به حذف عملیاتی کردن اهداف اقتصادی و اجتماعی قدرتمند توسط روسیه، برنامه ریزی کرده است. بنابراین ایجاد انواع مراکز تهدید در اطراف روسیه در کنار تحریم های اقتصادی در جنب تبلیغات گسترده از نوع جنگ سرد، ابزارهای متنوع این راهبرد برای غرب می باشد

مقدمه) کنفرانس سران ناتو در روزهای ۸ و ۹ جولای ۲۰۱۶ در ورشو پایتخت لهستان، هدف راهبردی تحمیل جنگ سرد به روسیه را مصوب نمود. هر چند قبل از برگزاری کنفرانس از استقرار ۳ گردان در لتونی، لیتوانی و استونی، جمهوری های سابق کرانه بالتیک شوروی و یک گردان ویژه در شرق لهستان توسط ناتو صحبت شده بود و نیز بعد از نصب سامانه دفاع موشکی موسوم به اژه در رومانی با عملیاتی کردن استقرار سپر دفاع موشکی در لهستان، ترکیه، اسپانیا و چهار کشتی در آینده، ناتو به استقبال آینده رفته بود، اما در این اجلاس خبر از آن آمد که از سال ۲۰۲۰ قرار است بمب های جدید اتمی از نوع بی۶۱-۱۲ را در اروپا مستقر کند. در واکنش وزارت خارجه روسیه گفت: “ناتو نیروهای خود را برای پیشگیری خطری از شرق متمرکز کرده که وجود خارجی ندارد. ناتو با اهریمن جلوه دادن روسیه اذهان را از نقش تخریبی خود در جهان منحرف و تشنج را در بخش های گوناگونی از جهان حفظ می کند”. اما ولادیمیر پوتین با در نظر گیری تجربه نا موفق شوروی در افتادن به تحریک مسابقه تسلیحاتی رقیب که حتی به قیمت فروپاشی این اردوگاه عظیم تمام شد، می گوید: “روسیه وارد بازی تسلیحاتی با ناتو نمی شود”. وی در سخنانی در روز پنج شنبه ۸ تیر ۹۵ ( ۱۸ جولای ۲۰۱۶ ) در باره سیاست خارجی در جمع دیپلماتهای ارشد روسیه گفت: “مسکو بدون ورود به مسابقه تسلیحاتی به اقدامات تلافی جویانه دست می زند. ناتو با استقرار نیروها در لهستان و بالتیک و تقویت سامانه های موشکی مقاصد ضد روسی خود را آشکارا نشان داد.” پوتین سابقا (فارس – ۲۴ اردیبهشت ۹۵) گفته بود: “سپر دفاع موشکی امریکا در اروپای شرقی گامی به سوی یک مسابقه تسلیحاتی جدید است”.

متن) واقعیت این بود که مسابقه تسلیحاتی با ساختار اقتصاد سرمایه داری ایالات متحده و متحدینش با ساختار سیاسی و عوامل قدرت آنها هم سنخی و هم جوشی داشت بگونه ای که رشد اقتصادی سیستم از جمله از حرکت در مدار هزینه و بودجه نظامی می گذشت که برافروختن انواع جنگ های منطقه ای و فروش ناگزیر سلاح قسمتی از این هزینه ها را باز می گرداند، در حالی که در مورد سیستم اقتصادی شوروی نقیض آن صادق بود. ساختار سیاسی قدرت در اتحاد شوروی در جهت دفاع از سیستمی (رقایت نظامی – تسلیحاتی) در جهتی خلاف مولفه های مناسب رشد اقتصادی و اجتماعی مناسب سوسیالیسم ساختار دهی شد که به برتری بلوک غرب و از نظر عوامل خارجی و حتی بالتبع داخلی از عوامل موثر فروپاشی اتحاد شوروی و نیز هم پیمانان آن شد. اصولا یکی از مولفه های معتقدان به انقلاب جهانی و نه امکان پیروزی انقلاب تنها در یک کشور، عدم امکان محاصره و تهاجم امپریالیستی به دلیل حضور عملی انقلابات در خود کشورهای با پتانسیل سرکوب گری و نیز توزیع توان آنها برای مداخله در چندین کشور انقلابی بوده است. در واقع عدم وقوع هم زمان انقلاب جهانی و طرح تئوریک امکان وقوع انقلاب کارگری در یک یا چند کشور محدود و سپس عملیاتی نمودن آن را می بایست با هزینه کرد دفاعی آنهم یک تنه در مقابل کشورهای با تولید ملی بالای امپریالیستی جبران کند و این از همان اوان پیروزی انقلاب اکتبر شروع شد.

پس از جنگ دوم جهانی، دست یابی امریکا به سلاح هسته ای موازنه را به ضرر شوروی بهم زد، دست یابی شوروی به دانش هسته ای و ساخت موشکهای اتمی و سپس راه یابی به فضا، ضمن ایمن نمودن مقطعی سرزمین شوروی و هم پیمانانش از تهاجم امپریالیستی، زیر بنای رقابتی جان فرسا را تا فروپاشی شوروی ایجاد نمود. ساختار اقتصادی – اجتماعی شوروی از دهه ۱۹۳۰ یعنی بعد از مقابله با تهاجم ۱۴ کشور امپریالیستی به سرزمین انقلاب اکتبر با اتکا به پتانسیل آورده انقلاب و درستی و اصالت نظم اقتصادی – اجتماعی سوسیالیستی، رشد اقتصادی و بخصوص صنعتی با نرخ باورنکردنی نسبت به غرب به ارمغان آورد و سریعا جامعه شوروی را توانست مدرنیزه نماید که این خود متقابلا توانست به پیروزی شوروی و در نتیجه جهان در مقابل هیولای فاشیسم هیتلری در جنگ دوم جهانی منجر شود. سپس باز هم رشد اقتصادی شوروی تا ۱۹۶۰ از وضعیت قابل قبولی برخوردار بود، ولی از آن زمان رشد ناخالص شوروی به یکباره در سال ۱۹۷۰ به ۳% و در ۱۹۸۵ به ۱.۶% سقوط کرد که از عوامل پس روی گردید، ضمن آنکه در همین ایام میزان تعهدات بین المللی اتحاد شوروی نسبت به کشورهای برادر در جامعه کشورهای سوسیالیستی و نیز انقلاب های رهایی بخش و ضد استعماری در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین با توجه به تحولات مثبت جهانی از این حیث، به شدت به بدنه اقتصادی اکنون کم رمق شده شوروی فشار آورد و حد پایین تحمل را امپریالیسم به سرکردگی ایالات متحده و ناتو با به راه اندازی مسابقه تسلیحاتی به شدت مخرب و توان فرسا در زمینه سلاح های عمومی، هسته ای و رقابت های فضایی فرو پاشاند. اگر توجه شود که در دهه ۸۰ میلادی تولید ناخالص داخلی ایالات متحده ۴ برابر تولید ناخالص داخلی شوروی بود و این بمنزله آن بود که در برابر هر درصد که از بودجه امریکا مصروف در امور نظامی می شد، شوروی باید ۴ درصد از منابع خود را به این امر تخصیص می داد تا بتواند توازن را حفظ کند  و این برای سیستمی که ارزشش در رفاه اجتماعی – اقتصادی مردم می باید باشد، نسبت به سیستم سرمایه داری از جمله نظامی امریکا، یک رقابت توان فرسا و فشاننده بود. ضمن آنکه در امریکا سیستم تولید نظامی با تولیدات غیر نظامی از جمله در زمینه های خودرو، هواپیما، کشتی، الکترونیک و بعدها اینترنت بازخورد داشتند و عملا سطح اشتغال و رشد، چه در عرصه نظامی و چه غیر نظامی حاصل می شد در حالیکه این بازخورد در صنایع نظامی شوروی عمدتا وجود نداشت و صرف بودجه نظامی به منزله کاهش سطح رفاه و آسایش مردم بود.

به جز این تجربه مصیبت بار یکی از دلایلی که پوتین به سهولت از چنین راهبردی یعنی عدم ورود به مسابقه تسلیحاتی جدید خبر می دهد، شاید حجم نوسازی قابل ملاحظه ای بوده که روسیه طی سال ۲۰۰۷ با اعلام برنامه ۱۸۹ میلیارد دلاری نوسازی نظامی تخصیص داده بود و نیزاز جمله دلایل، آزمایش موشکهای استراتژیک از جمله موشک قاره پیمای “بولاوا” و “سینوا” با برد ۵۰۰۰ مایل بر توان حمل ۸ کلاهک هسته ای تا کنون پیدا کرده است، بوده باشد. ضمن اینکه معنی تجهیز نظامی و آنهم از نوع دفاعی صرفا در مخارج سخت افزاری نیست، افزایش آموزش و تمرین نیروها، افزایش سطح تخصصی افسران، کنترل و رفع مصرف الکل و مواد مخدر از بین نظامیان و نیز حل مشکلات اقتصادی نظامیان و در نتیجه افزایش روحیه، سهم زیادی در بهبود کارایی نظامیان در روسیه دارد.

پایان) مجموعا به نظر می رسد پوتین به دنبال ارتشی کوچکتر، تخصصی تر، مجهزتر و کارامدتر است که بتواند علیه تروریسم، جدایی طلبی و دیگر تهدیدات نامتقارن مقابله کند، بوده است. به نظر مسکو، هر چند قدرت نظامی با وجود تحولات پس از باز تعریف جنگ سرد و طرح مولفه های جدید قدرت همچنان مطرح است ولی مسکو قدرت بزرگی نخواهد شد اگر با اقتصادی قدرتمند، گام به پیش نگذارد. همین نقطه گرهی است که ملاحظه می شود رقیب (در صورت و شمایل ناتو)، برای تحمیل هزینه های گزاف برای تحمیل به حذف عملیاتی کردن اهداف اقتصادی و اجتماعی قدرتمند توسط روسیه، برنامه ریزی کرده است. بنابراین ایجاد انواع مراکز تهدید در اطراف روسیه در کنار تحریم های اقتصادی در جنب تبلیغات گسترده از نوع جنگ سرد، ابزارهای متنوع این راهبرد برای غرب می باشد.

۲۴ تیر ۹۵ (۱۴ جولای ۲۰۱۶ )

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا