احزاب و شخصیت‌ها

سازمان اتحاد فدائیان: اعدام های فله ای آغاز دور جدیدی از کشتار

بار دیگر انتشار خبر اعدامهای دسته جمعی زندانیان سیاسی و مخالفان عقیدتی حکومت اسلامی در ایران مردم کشور ما و افکار عمومی انساندوست جهان را تکان داد…

شخصیتها، سازمانها و نهادهای حقوق بشری مستقل و مردمی یک صدا علیه این کشتار موضع گرفتهاند و بسیاری نیز خطر تداوم و گسترش این اقدامات جنایتکارانه را به عنوان وسیله‌ای جهت مقابله با خیزشهای احتمالی ناشی از بن‌بست‌های داخلی و بین‌المللی رژیم، هشدار داده‌اند. دامنه این اعتراضات تا جائی است که برخی حقوقدانان، حتی در میان زندانیان سیاسی و نیز کسانی که تیغه‍ی گیوتین احکام اسلامی را بالای سر خود دارند، شجاعانه علیه این جنایت جاری فریاد برداشته اند. شایان ذکر است که برخی از اعدام شدگان و کسانی که در لیست اعدام قرار دارند نیز موفق شده اند ویدئو یا فایلهای صوتی و مکتوب از خود به خارج از زندان ارسال کنند و مستندهائی در افشای نقشه شوم اخیر به جا گذارند.

اگر در گذشته معمولا کشتارهای دسته جمعی با پنهان کاری همراه بود اینبار فضاحت فاجعه چنان است که رژیم کشتار با دست‌یازی به حضور نکبت‌بار همزاد و رقیب داعشی خود در منطقه و نفرت عمومی که از این پدیده‍ی شوم اسلامی و ضدبشری وجود دارد اعدام شدگان را به عنوان محارب و اعضای فعال شاخه‌ای از القاعده و داعش معرفی می‌کند. وقیحانه تر آن که، حکومت، از زبان فردی که خود را وکیل تسخیری برخی از این اعدام شدگان معرفی می‌کند، حتی به ظن این که احتمال نیت پیوستن به داعش و امثال آن در میان برخی از این زندانیان می‌رفته آنها را مستحق مرگ و حذف دانسته و اعدام کرده است. این یعنی تداوم همان سیاست بنیانگذار و رهبر دژخیم جمهوری اسلامی که برای فرار از عواقب پایان جنگ در تابستان ۶۷، به کشتار هزاران زندانی سیاسی و محکومانی دست زد که قریب به اتفاق آنان پیشتر به زندان محکوم شده بودند. در میان این اعدام شدگان زندانیانی قرار داشتند که احکام اعدام آنان بدلیل نقص آشکار پرونده شان حتی در به اصطلاح دیوانعالی قضائی رژیم قبلاً لغو شده و برخی حتی در زمان وقوع جرایم منتسبه اصلاً در منطقه وقوع جرم حضور نداشته اند.

رژیم، انتساب برخی از این زندانیان اعدام شده به جریانهای اسلامی را به عنوان ابزاری در جهت مرعوب کردن جامعه‍ی چند ده میلیونی سنی مذهب ایران به کار می برد. واقعیت این است که اکثر قریب به اتفاق مردم کرد علاوه بر آن که همراه با سایر اقشار و طبقات رنجدیده و محروم سراسر ایران، قربانی این رژیم چپاولگر و فاسد هستند، از ستم دوگانه دیگری نیز به دلیل وابستگی قومی، ملی و مذهبی بشدت تحت فشار قرار دارند. اگر در گذشته و در دوران تحولات ناشی از جنبش انقلابی سالهای آخر دهه‍ی پنجاه و اوایل دهه‍ی شصت و نیز حضور سازمان‌های مردمی، مترقی و چپ مانع روی کردن توده‌های ناراضی کردستان به جریان‌های افراطی اسلامی می شد و آلترناتیو دمکراتیک و مردمی در شکل شوراهای خودمختار مریوان و سنندج و مهاباد در برابر آنان قرار داشت، اکنون، متأسفانه، به دلیل موفقیت رژیم در سرکوب سازمانهای سیاسی و جلوگیری از شکل گیری نهادهای مدنی و بنیادهای مردمی، زمینه های مناسب درغلطیدن تودها بویژه جوانان ناامید و بیکار و محروم از ابتدائی ترین ضرورتهای یک زندگی سالم و بانشاط، به گرداب جریانهای افراطی بشدت افزایش یافته است. حمایت اشکار جمهوری اسلامی از حکومتها و شبه حکومتها و گروههای تروریستی شیعه و حتی سنی طرفدار و همسو با خود در منطقه، بخصوص حضور نظامیان اعم از ارتش، سپاه، بسیج و مزدوران مسلح از شیعیان عراق، لبنان، سوریه افغان و یمن و… در جنگهای نیابتی و ویرانگر منطقه، زمینه‍ی دخالت قدرتهای امپریالیستی و رقیبهای منطقه ای جمهوری اسلامی مثل ترکیه، عربستان سعودی و متحدین آنها را در کشور ما بیش از پیش فراهم می سازد.

مردم ایران باید هشیار باشند، اتهام محاربه و برهم زدن امنیت، یعنی آنچه امروز هموطنان کرد و سنی مذهب به بهانه اش به جوخه های اعدام و چوبه های دار سپرده می شوند، همان تهمتها و دستاویزهائی است که هزاران جان شیفته از میان صمیمی ترین فرزندان وطن را طی سالهای خونین بعد از انقلاب و دهه‍ی هولناک شصت راهی خاورانهای میهن کرد. داغ و اندوه و افسوس از ناآگاهی در وقت و زمان وقوع آن فجایع ملی باید عزم ما را در مقابله با تکرار کنندگان آن حوادث خونین صد چندان کند. کردها یا سنیها همانطور که کمونیستها و دیگر شهروندان دگراندیش و دگرباور، جزئی از میلیونها شهروند همسرنوشت شمایند. شهروندانی که جملگی اسیر استبداد دینی، ستم طبقاتی و در یک کلام همه‍ی مصایب ناشی از وجود و بقای این حکومت ستمگر بشمار می روند. همین چند ماه پیش بود که هفده کارگر شریف معادن طلای آق قلعه را به خاطر اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه و اخراج بی رویه از کار، با تهمت برهم زدن نظم وامنیت، به شلاق بستند. تعجب نکنید اگر نمایندگان آن کارگران یا کسانی مانند آنان روزی بنام محاربه با خدای سرمایه به چوبه‍ی دار سپرده شوند. چنان که دهها نویسنده و شاعر و روشنفکر و انسان مبارز از قبیل توماج ها، سلطانپورها، مختاری و پوینده ها، شرفکندی ها و قاسملوها و فروهرها… با احکام و اتهامات شرعی سر به نیست یا اعدام شدند. در برابر این بیعدالتی سکوت نکنید.

مردم داغدیده و عزادار کردستان، هموطنان رنجدیده ای که این روزها تیغ بیعدالتی سی و چند ساله جمهوری اسلامی بار دیگر به سراغتان آمده و جان سی ـ چهل تن از فرزندان شما را گرفته و چند گور بی نام و نشان دیگر ساخته است. می دانید که این همان هیولای ستمگری است که مردمان کشور کثیرالمله‍ی ایران را گروگان گرفته تا سکوت مرگبار مورد نظر چپاولگران و دزدان ثروتهای مشترک را بر این سرزمین مستولی کند. شما شایسته اید که پرچمدار شکستن این سکوت باشید. نجات ما در تمهیدات دزدان جهانی یعنی ویران کنندگان افغانستان، لیبی، سوریه، عراق و یمن و نیز توطئه گران منطقه، که هرکدام به سهم خود دست کمی از همین حکام مسلط بر کشور ما ندارند، نیست. رهائی ما در اتحاد و همدلی و اقدام مشترک و هماهنگ خودمان نهفته است. پیرامون نهادهای صنفی، احزاب و سازمانهای شناخته شده‍ی سیاسی، یعنی آن بنیادهای کوچک یا بزرگ اما فداکار و تشکیل شده توسط صمیمی ترین و آگاهترین فرزندان خود که برنامه های زمینی و قابل فهم به شما عرضه می کنند و از شما نظر خواهی می کنند، گرد آئید.

پایان دادن به این کشتارهای مداوم و سرکوبهای مکرر و مصائب طاقت فرسائی که کمر آحاد مردم را شکسته است تنها در گرو برچیده شدن بساط ننگین و ظالمانه‍ی جمهوری اسلامی است.
ما سازمانها و احزاب و همه‍ی نهادهای مردمی و دمکراتیک را به چاره اندیشی برای امر مشترک رهایی مردمان رنجدیده‍ی کشورمان از سلطه‍ی حکومت اسلامی، که همچون اختاپوسی شوم بر سر آنها نشسته است فرامی خوانیم.

کمیته مرکزی سازمان اتحاد فدائیان خلق ایران
جمعه ۱۵ مرداد ۱۳۹۵ـ پنجم اوت ۲۰۱۶

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا