جوانان

سال تحصیلی جدید و مشکلات پیش رو

اول مهرماه و اهمیت این روز نه تنها در این است که نسل آینده کشور از هم‌اکنون با بیم‌ها و امیدها به درس و مشق می‌پردازد، بلکه در آن است که دانش‌آموزان ایرانی در زیر سیطره رژیمی به مدرسه می‌روند که با علم و دانش سر ستیز دارد، و اشاعه دهنده افکار بیمارگونه و قرون‌وسطایی است. هفت سالگی در حجاب: شکستن سکوت دختربچه‌های دیروز و امروز…؛ وجود ۷۴ مدرسه «شبه کپری» و «خشتی گلی» در لرستان…؛ سیصدو سی هزار دانش آموز نیازمند در کشور وجود دارد..؛ ..

چند روزی بیشتر به اول مهر نمانده، روز آغاز مدرسه در ایران که برای کودکان ۷ ساله، اولین روز حضور در محیط‌های آموزش رسمی است. آغاز مدرسه برای هر کودکی همراه است با تغییرات فراوان در سبک زندگی و پذیرش مسوولیت‌های تازه برای حضور اجتماعی اما برای دختران ۷ ساله ایرانی، حضور در مدرسه یک بار و مسوولیت اضافه هم دارد. روز شروع مدرسه برای یک دختربچه ۷ ساله ایرانی، روز آغاز حجاب اجباری است.

چالش «هفت سالگی در حجاب» که چند روزی است از سوی «کمپین آزادی‌های یواشکی» در شبکه‌های مجازی راه افتاده، می‌گوید که می‌خواهد نشان دهد که حجاب اجباری برای کودکان، نقض حقوق اساسی آنهاست.

در حالی که بر اساس شرع اسلام رعایت حجاب برای دختران از زمان بلوغ واجب می‌شود و سن «تکلیف» دختران بر اساس نظر برحی از فقها ۹ و بر اساس نظر برخی دیگر ۱۳ سالگی است، در مدرسه‌های ایران، دختربچه‌ها مجبورند حتی پیش از سن تلکلیف شرعی، حجاب داشته باشند.

تحمیل حجاب بر دختربچه‌ها البته تنها محدود به مدرسه نیست. پیش از آن حتی در برخی از مراکز پیش‌دبستانی رعایت حجاب برای دختربچه‌ها اجباری است. برخی از خانواده‌های مذهبی هم پیش از سن شرعی دختربچه‌ها را به رعایت حجاب وادار می‌کنند.

همچنین،۱۰ سال است طرحی با عنوان «طرح ملی حجاب مدارس» برای تشویق دختران ۷ تا ۱۲ساله ایرانی به حجاب اجرا می‌شود. مجری این طرح می‌گوید که تاکنون چند هزار دختر را چادری کرده است: آیین چادرگذاری و نقض حقوق دختربچه‌ها

مسیح علینژاد در فراخوان چالش هفت‌سالگی در حجاب، از مادران خواسته که با تهیه فیلم با عکس‌هایی از بچه‌هاشان نشان دهند که حجاب اجباری ظلم به کودکان است: «اگر فکر می‌کنید برای رعایت حقوق کودک‌تان یا هر دلیل دیگری از صورت بچه‌هاتان فیلم نباید فیلم بگیرید، می‌وانید فقط از پشت سر با کوله‌پشتی و موهای باز از آنها فیلم بگیرید و بعد عکسی از آنها در حجاب اجباری باز هم از پشت سر، تا حقوق کودک هم تضعیع نشود.»

کاربران با فرستادن عکس‌هایی از دختربچه‌ها بدون حجاب و با لباس مدرسه، متن‌هایی را هم در اعتراض به این اجبار ارسال کرده‌اند و با هش‌تگ #چالش_هفت_سالگی_در_حجاب منتشر کرده‌اند. برخی از کاربران هم عکس‌هایی از دوران کودکی خود فرستاده‌اند: دورانی که مجبور بودند بدون علاقه درونی، در مدرسه مقنعه و پوشش اسلامی داشته باشند.
۷ سالگی، آغاز آموزش کلیشه‌های جنسیتی

حجاب اجباری دختربچه‌ها در ایران، یکی از نقاط عزیمت برای هدایت آنها به سمت کلیشه‌های جنسی است. پوشش اجباری، دختربچه‌ها را با این باور آشنا می‌کند که موجودات متفاوتی هستند و قرار است حامل باورهای ایدئولوژیک حاصی باشند و نقش ویژه‌ای ایفا کنند.

۷ سالگی در حجاب

الهه ایمانیان پروهشگر پژوهشگر مطالعات زنان، این موضوع را چنین توضیح می‌دهد: «این پوشش تحمیلی به دختران، شروع یک چالش هم برای خانواده‌ها و هم برای کودکان است. زیرا این پوشش فقط به معنای لباس فرم مدرسه شناخته نمی‌شود، بلکه چیزی فراتر از لباس فرم است. کودک که حالا آرام آرام دارد خواندن و نوشتن را می‌آموزد، تبلیغات ایدئولوژیک خیابان را در مورد حجاب زنان می‌بیند و می‌خواند و تحت آموزش‌های ایدئولوژیک مدرسه قرار می‌گیرد، حجاب برایش تبدیل به چیزی فراتر از یک لباس فرم می‌شود؛ حالا حجاب برای دختر معنای نجابت می‌دهد، به تدریج به او می‌آموزد که او ناموس خانواده است، با همان لباس فرم باید با دشمن فرضی بجنگد، باید آبروی خانواده را حفظ کند و هزاران باید و نباید دیگر که زیر این لباس فرم پنهان شده است و به مرور زمان فکر و روان کودک را در کنترل خود درمی‌آورد. در واقع اینها همه با هم یک پکیج کامل برای نقض حقوق کودک و آسیب رساندن به او را شکل می‌دهد.»

پروانه حسینی، پژوهشگر و فعال حقوق زنان، درباره اهمیت آگاهی‌رسانی درباره حجاب اجباری برای کودکان می‌گوید: «کارکرد مدرسه در یک جامعه محدود به آموزش سواد و علم نمی‌شود. یکی از کارکردهای مهم مدرسه فراهم آوردن محیطی است که در آن کودکان بتوانند رابطه اجتماعی برقرار کنند و به نقش خود به عنوان عضوی از یک جامعه بزرگ که فراتر از محدوده خانواده و فامیل و دوستان است آگاه شوند. به عبارتی، در مدرسه کودک شخصیت اجتماعی خود را می‌شناسد و رشد می‌دهد. یکی از انتظارهایی که اعضای یک جامعه می‌توانند از مدرسه داشته باشند این است که مدارس ضمن کمک به کودکان برای رشد شخصیت اجتماعی شان، خود موجب بازتولید و تقویت کلیشه‌های جنسیتی تبعیض آمیز و سرکوبگرانه نشوند. وادار کردن دختران به پوشیدن مقنعه در اولین سال مدرسه به معنی وادار کردن آنها به فرورفتن در یک نقش کلیشه‌ای تبعیض آمیز و سرکوبگر است. از آنجایی که این نقش از کودکی و قبل از رشد کامل تفکر انتقادی و خودشناسی کودک به او تحمیل می‌شود این امکان وجود دارد که او این نقش را بدون چون چرا بپذیرد و دیگر خارج شدن از آن نقش برایش بسیار سخت باشد.»

پروانه حسینی می‌گوید که تحمیل حجاب به دختران هفت ساله در اولین سال دبستان در حالی‌که کم‌ترین سن مقرر در شرع اسلامی برای حجاب نه سال ذکر شده، نشانگر این است که هدف سیاستگذار دغدغه‌های روحانی و بهشت و جهنم نیست بلکه او بیشتر دغدغه اجتماعی و همین دنیایی دارد و قصد دارد که دختران را از همان ابتدای ورود به اجتماع به پوشیدگی و سرکوب و نابرابری و خودکم بینی عادت بدهد:

«در این بین پسران هم از کودکی به جای اینکه مدرسه جایی برای آشنایی و نزدیکی آنها با دختران باشد، ناگهان دختران را موجودانی متفاوت و بسیار دور و پنهان و احتمالا درجه دو می‌بینند و با این توهم رشد می‌کنند.»

الهه ایمانیان درباره ارتباط حجاب اجباری دختربچه‌ها و نقض حقوق کودک می‌گوید:

«هفت سالگی برای کودکان ما سن رسمی حضور در اجتماع، مشارکت اجتماعی و مسئولیت‌پذیری است. از آنجا که آزادی‌های حرکتی، آزادی بدن و بایدها و نبایدهای کمتر برای آن در رشد خلاقیت و شکوفایی کودکان مهم است، از هر نوع لباس فرم که محدودیت بیشتری برای کودکان ایجاد کند باید پرهیز شود. لباس فرم برای کودکان در همه جای دنیا یک موضوع مهم و چالش برانگیز بوده و در غرب هم سال‌های زیادی محل بحث و مناقشه و حتی مبارزه بوده است. اما لباس فرم برای دختربچه‌ها در ایران که همان مانتو، شلوار و مقنعه است، به صورت آشکاری نقض حقوق کودکان است. زیرا نه تنها آزادی حرکت را از آنان سلب می‌کند بلکه حجاب در ایران یک مفهوم سمبلیک است و با خودش معانی مختلفی حمل می‌کند که آن معانی یکباره روی سر کودک آوار می‌شود و او را در حالیکه هنوز خیلی کودک است به دنیای بلوغ پرتاب می‌کند. دختربچه‌های هفت ساله در اولین و مهم‌ترین ورودشان به دنیای مشارکت جمعی، به دنیای آزمون و خطا و تجربه اجتماعی، با محدودیت‌های زیادی روبه‌رو می‌شوند.»

اما روبه‌رو شدن با این موقعیت در شرایطی که کودکان هنوز درکی از مناسبات تحمیلی جامعه بزرگسالان ندارند، برای خانواده‌ها می‌تواند دشوار باشد. بسیاری از خانواده درباره اینکه چطور باید چنین اجباری را برای کودکان‌شان توضیح دهند، دچار تردیدند و نگرانند که آرامش ذهنی کودک با اشاره به این تناقض‌ها بر هم بریزد.

الهه ایمانیان می‌گوید:

«یکی از چالش‌های مهمی که این پوشش اجباری سر راه خانواده‌ها قرار می‌دهد این است که چگونه به سوالات و بی‌میلی کودکانشان در مقابل این پوشش واکنش نشان دهند که شوق روز اول مدرسه را، که طبیعتا با استرس حضور در فضای جدید برای کودک و والدین همراه است نکُشند. بسیاری از والدین ترجیح می‌دهند وقتی کودک‌شان به تبعیض بین خودش و مثلا برادر یا پسر همسایه اشاره می‌کند، به او دروغ نگویند و ذهن او را برای به چالش کشیدن تبعیض‌ها محدود نکنند، هم‌چنین سلامت روان کودک و اعتماد به فضای جدید نیز مطرح است، از سوی دیگر هم آموزه‌های خانواده و مدرسه در موارد مختلفی در تناقض قرار می‌گیرند و همه این‌ها فراتر از ظرفیت یک کودک هفت ساله است. تا جایی که من بیشتر مطالب رسیده را در کمپین چالش حجاب کودک مطالعه کردم همه این تناقض‌ها به شکلی دیده می‌شود.»
انتشار عکس، آری یا نه؟

از زمان آغار کمپین چالش هفت سالگی در حجاب، برخی از منتقدان به انتشار عکس‌های کودکان در شبکه‌های مجازی انتقاد کرده‌اند. آنها معتقدند در شرایطی که کودکان نمی‌توانند رضایت خود را از انتشار تصاویر خود مطرح کنند یا درباره آن تصمیم بگیرند، این کار نقض حقوق آنها محسوب می‌شود. طراحان کمپین البته کوشیده‌اند این مساله را با پیشنهاد گرفتن عکس از پشت یا به نحوی که صورت کودک معلوم نباشد، در نظر بگیرند، هرچند موافقان معتقدند که چون این چالش به طور مستقیم با نقض حقوق کودکان در ارتباط است، حضور کودکان در آن طبیعی است.

الهه ایمانیان بعد دیگری از موضوع را مورد توجه قرار می‌دهد:

«برخی از اکتیویست‌ها معتقدند وقتی مساله نقض حقوق کودک مطرح است و حقوق آن‌ها به طور جدی‌تری درحال پایمال شدن است، می‌توان از عکس‌ها و فیلم‌های آنان برای رساندن پیام و نمایش نقض حقوقشان استفاده کرد تا شاید بتوان سریع‌تر آن را متوقف نمود، اما برخی دیگر با این استدلال مخالفند. چالشی که می‌دانم برای اعضای این کمپین هم وجود داشته است. اما باتوجه به اینکه تقریبا یک دهه است موضوع انتشار عکس کودکان در فضای مجازی مطرح شده و موضوع تقریبا جدیدی است هنوز تردیدهای جدی‌ای پیرامون آن وجود دارد.»
شکستن سکوت دختربچه‌های دیروز

اما چرا باید کودکان را از ۷ سالگی متوجه نقض حقوق‌شان کرد؟ آیا چنین کارزاری تنها از حقوق کودکان حمایت می‌کند یا ابزاری برای اعتراض همگانی به قوانین سرکوبگر است؟

الهه ایمانیان پاسخ می‌دهد:

«از نظر من با توجه به اینکه سلامت روان کودک موضوع بسیار مهمی است، مادران و پدران باید بسیار هشیارانه در این مورد عمل کنند، به گونه‌ای که خودسانسوری و سرکوب را در کودکان تقویت نکنند و ابتکار عمل را در آنان نکشند که این خود کار آسانی نیست و نیاز به آموزش دارد. یکی از اهمیت‌های این کمپین همین است که نگرانی‌های مادران و پدران را در زمینه تحمیل حجاب بر کودکان‌شان و آسیب‌های وارده را نشان می‌دهد و حساسیت این مهم را به جامعه یادآورد می‌شود و صدای اعتراض مخالفان را می‌رساند. من به هدف اولیه‌ این کمپین احترام می‌گذارم و آن هم رساندن صدای اعتراض مادران و پدران و ما کودکان دیروز به سیستم دولتی برای اصلاح قانون حجاب اجباری است. سیستم دولتی دینی که گوی سبقت را از دین هم ربوده و ثابت می‌کند که استفاده‌اش از دین نه صرفا دینی بلکه ابزاری است برای پیاده کردن قوانین دلخواهش بدون آنکه نگرانی‌ای بابت آسیب‌هایی که بر شهروندانش تحمیل می‌کند، داشته باشد.»

پروانه حسینی هم به فایده‌های چنین کارزاری برای نسل‌های قبلی اشاره می‌کند: «کمپین “چالش هفت سالگی در حجاب” دغدغه نقض حقوق کودکان امروز را دارد و در ضمن صدای اعتراض کودکان دیروز است. کودکانی که این دوران را گذرانده‌اند و اثر مخرب آن را در کودکی و بعد بزرگسالی‌شان دیده‌اند و حالا خود مادر و پدر هستند و نمی‌خواهند با فرزندان‌شان آنچه که با خود آنها شد بشود. مادر و پدرانی که می‌خواهند مدرسه جای رشد و شکوفایی و توانمندی و رهایی دخترانشان باشد، نه جای تن دادن به قالب‌های محدود و سرکوب و حذف بخشی از وجودشان. این کمپین جایی‌ست برای شکستن سکوت دختربچه‌های دیروز. تصاویر و خاطرات آنها از حجاب در کلاس اول به منزله صفحات حذف شده بخشی از تاریخ ماست.»

نعیمه دوستدار ـ زمانه

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـ وجود ۷۴ مدرسه «شبه کپری» و «خشتی گلی» در لرستان

مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان لرستان از وجود ۷۴ مدرسه «شبه کپری» و «خشتی گلی» در این استان خبر داد که اطراف آنها سنگ و روی آن نایلون است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، محمد چگنی ظهر سه شنبه در نشست خبری با خبرنگاران استان لرستان با اشاره به اینکه مدرسه ای با نام کپری در لرستان نداریم، اظهار داشت: “مدارسی داریم که با استفاده از مصالح منطقه ای ساخته شده اند و نمی توان نام آنها را کپر گذاشت”.

وی با بیان اینکه ۲۴ مدرسه شبه کپری و ۵۰ مدرسه خشتی، گلی و چوبی در لرستان وجود دارد، تصریح کرد: “در حال رایزنی با بنیاد برکت، بنیاد علوی، خیرین مدرسه ساز و قرارگاه خاتم الانبیا هستیم تا بتوانیم امسال موضوع این مدارس را جمع کنیم”.

۱۱۷ کانکس برای مناطق عشایری استان ارسال شد

مدیرکل نوسازی مدارس استان لرستان با اشاره به صعب العبور بودن مناطق عشایری و کوچ رو لرستان افزود: “سال گذشته بالغ بر ۱۱۷ کانکس را برای مناطق عشایری استان ارسال کردیم و برای هرکانکس ۵۰ تا ۶۰ میلیون تومان هزینه کردیم که این مقدار هزینه هنگفتی بود”.

چگنی با بیان اینکه این کانکس ها هر کدام ۲ تا ۳ محصل دارند، تصریح کرد: “خود عشایر با وضعیت کنونی مدرسه ها مشکلی ندارند و فقط نیازمند تجهیزاتی مانند چادر و پلاستیک هستند”.

وی یادآور شد: “در این راستا ۴۰ چادر به عشایر استان داده ایم”.

مدیرکل نوسازی مدارس استان لرستان با تاکید بر اینکه کلمه کپر برگرفته از استانهای مرکز ایران مانند کرمان و سیستان و بلوچستان است و به فضاهایی مدور و مخروط وار که از چوب و حصیر ساخته شده اطلاق می شود و چنین فضایی در لرستان وجود ندارد، افزود: در لرستان مدارسی داریم که اطراف آنها سنگ و روی آن نایلون است.

برای کپرزدایی جشن نمی گیریم

چگنی در پاسخ به سوال خبرنگاران مبنی بر برگزار شدن جشن کپر زدایی در لرستان در حالیکه همچنان این نوع مدارس در استان وجود دارد گفت: “من در این جشن نبوده ام و جشنی برای این موضوع هم نمی گیرم”.

وی با بیان اینکه این نوع مدارس شبه کپری و خشتی در مناطقی واقع شده اند که حتی مال رو نیز نیست و نهایتا دو تا سه دانش آموز در آنجا است، تصریح کرد: “باید راهکار بهتری برای رفع مشکل این نوع مدارس اندیشیده شود”.

مدیرکل نوسازی مدارس استان لرستان با اشاره به اینکه کانکس هایی که قبلا به مناطق صعب العبور ارسال کرده ایم پس از فارغ التحصیلی دانش آموزان در محل مانده اند و عشایر در آنها کاه و یونجه ریخته و نگهداری می کنند، اظهار داشت: “باید مدارس عشایری با استفاده از مصالح بومی و با توانمندی خودشان احداث شود”.

چگنی ادامه داد: “مخالف جمع آوری مدارس شبه کپری و خشتی نیستیم اما برای انجام این کار مشکلات عدیده ای وجود دارد که باید حل شود”.

وی تصریح کرد: “این موضوع که عشایر یک جا ساکن نیستند هم بر مشکلات افزوده است”.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـ سیصدو سی هزار دانش آموز نیازمند در کشور وجود دارد

مدیرکل کمیته امداد استان تهران که در مورد برگزاری «جشن عاطفه‌ها» سخن می‌گفت، با تاکید بر این‌که ۳۳۰ هزار دانش آموز نیازمند در کشور وجود دارد، اظهار امیدواری کرد که با این کمک ها هیچ کودک و نوجوانی در سطح کشور ترک تحصیل نکند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از صدا و سیما، محسن ولیئی افزود: “امسال جشن عاطفه ها در دو مرحله اجرا می شود. مرحله اول ۲۵ شهریور که در سطح شهر اماکن و میادین خواهد بود و مرحله دوم ۱۰ مهر در مدارس خواهد بود که با همکاری وزارت آموزش و پرورش ، کمیته امداد و صدا و سیما برگزار می شود”.

وی گفت: “در مدارس دانش آموزان بی نیاز می توانند کمک های خود را به مدرسه بیاورند و مدیران مدارس برای توزیع اقلام و لوازم مورد نیاز دانش آموزان بی بضاعت اقدام کنند در صورتی که دانش آموز نیازمندی در مدرسه وجود نداشته باشد باید اقلام و لوازم جمع آوری شده تحویل کمیته امداد شود تا به مناطق نیازمند ارسال شود”.

ولیئی کمک های مردمی سال گذشته را یک میلیارد و ۹۵۰ میلیون تومان اعلام کرد و گفت: “امسال در طرح جشن عاطفه ها شماره حساب ۷۳۵۵ بانک ملت و سامانه تلفنی ۷۳۵۵ آماده دریافت کمک های مردمی برای جشن عاطفه هاست”.

وی از همکاری شهرداری تهران برای اجرای این طرح تشکر کرد و در پایان اظهار امیدواری کرد که با این کمک ها هیچ کودک و نوجوانی در سطح کشور ترک تحصیل نکند.

ولیئی در پاسخ به سئوال خبرنگاری مبنی بر این که این کمک ها دیر به دست دانش آموزان می رسد و باید این اقدام در اوایل شهریور صورت بگیرد، گفت: “این سوال شما درست است و در جلسه ستاد جشن عاطفه ها همین موضوع مطرح و قرار شد در سال آینده جشن را زودتر برگزار کنیم”.

۲۷ شهریور ۱۳۹۵

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا