چرخاندیدگاه‌ها

در۹۹سالگی انقلاب سوسیالیستی اکتبر

م. چابکی: واقعیت نشان داد نظام سرمایه داری درعین انقلاب علمی و فنی معاصر با برخورداری از فن آوری های نوین علی رغم انواع مانورها قادر به حل نیازهای حاد تاریخ بشری نیست.

ایده‌های انقلاب اکتبر تنها ثروت و دارایی روسیه نیست. بلکه به همه بشریت تعلق دارد اندیشه  انقلاب اکتبر تحت لوای مارکسیسم نشوونما یافت، زیرپرچم لنینیسم تدارک دیده شد و تحت لوای مارکسیسم- لنینیسم به پیروزی رسید. پیروزی انقلاب اکتبر پیروزی سوسیالیسم علمی برجهان بینی بورژوائی وسوسیالیسم خرده بورژوائی است پیروزی لنینیسم برانواع انحرافات چپ وراست در نهضت کارگری و غلبه قطعی مارکسیسم – لنینیسم به مثابه یگانه تئوری انقلابی پرولتاریا می باشد نمی توان تنها در چهارچوب ملی در روسیه آن را درنظر گرفت. انقلاب اکتبر پیش از همه انقلاب انترناسیونالیستی و نظم جهانی است. زیرا به‌معنای چرخشی بنیادی در تاریخ  بشریت از جهان کهنه سرمایه‌داری به جهان نوین سوسیالیستی است.

بهترین طریق برگزاری جشن انقلاب اکتبر مطالعه و تعمق بیشتر مبانی تئوریک و پراتیک انقلابی است. آموزش درسهای تاریخی استفاده از تجارب ذیقیمت و نمونه های برجسته آن برای پژوهشگران آزادی خواه و مبارزین راه حق و عدالت اجتماعی گنجینه ائی است پر بها.

انقلاب سوسیالیستی اکتبرثمره مبارزه ایست که طی مدتی طولانی توسط مردم روسیه به رهبری حزب لنینی علیه ستمگری  تزاریسم به پیروزی رسید. افکار عمومی روسیه  در شرایط دیکتاتوری تزاریسم که در توحش نظیر نداشت درجستجوی یک تئوری انقلابی و صحیح بود تا بتواند به جنبش خود ادامه دهد.

لنین می گوید:

برای روسیه تاریخ بدست آوردن مارکسیسم بعنوان یگانه تئوری صحیح انقلابی، واقعا سیرمصائب بود. بدین معنی که آنرا به بهای نیم قرن شکنجه و قربانیهای بی سابقه، قهرمانی های بی نظیر، با انرژی انقلابی تصورناپذیر، تفحص فداکارانه، علم آموزی، آزمایش درعمل، دلسردی ونا امیدی، وارسی ومقایسه با تجربه اروپا تحصیل نمود. درنتیجه مهاجرتهای اجباری که تزاریسم موجب آن بود، روسیه انقلابی در نیمه دوم قرن نوزدهم ازلحاظ روابط بین المللی چنان غنی بود وازشکلهای جنبش انقلابی در سراسرجهان چنان اطلاعات شگرفی داشت که هیچیک ازکشورهای جهان بپای وی نمی رسید.(آثار منتخب لنین بزبان فارسی جلد دوم قسمت دوم صفحات ۴۱۴-۱۴۲)

انقلاب سوسیالیستی درکشوری با توجه به سطح متوسط سرمایه داری پیروزگردید. انقلاب اکتبر درکشوری پیروز شد که هنوز بقایای مناسبات فئودالی درآن حفظ شده بود ودرنواحی آسیائی آن خلقهائی بودند که درشرایط مستعمره ونیمه مستعمره بسرمی بردند و درآن نواحی ای وجود داشت که هنوزمناسبات قبیله ای درآن حکمفرما بود.

بلشویکها توانستند با تحلیل دقیق از شرایط داخلی و جهانی  امکانات راه رسیدن به ساختمان سوسیالیسم را درکشور پهناوری که مناسبات تولیدی متفاوتی  داشت به سرانجام برسانند.

امروزه با عقب نشینی وفروپاشی شوروی تعادل جهانی در مقطعی به سود امپریالیسم تغییر یافت، بربریت جایگزین سوسیالیسم گردید. بی اعتباری سرمایه داری وبالاترین مرحله امپریالیستی آن با تجاوز آشکار به حقوق خلقها بیشتر شد. رهائی از دیکتاتوری سرمایه، استقلال ملی، حق تعین سرنوشت خلق ها، صلح و امنیت، دفاع از حقوق بشر، مبارزه با فاشیسم و تجاوزگری امپریالیسم، بالطبع در نبود سیستم جهانی سوسیالیستی به مراتب برای نیروی استقلال طلب، آزادی خواه، مترقی و بویژه کمونیستها دشوار تر گردیده.

ایدئولوگ های بورژوازی نظریه پردازان راست و رفرمیست های طرفدار سرمایه داری و محافل امپریالیستی هارتر گشته و از همه نوع اندیشه نفی گرا استفاده می کنند تا خطوط کلی جنبش کمونیستی یعنی دستاورد های انقلاب سوسیالیستی اکتبر را زیرسئوال قرار دهند. ساختار کهنه سرمایه داری با همه تکنولوژی فرا صعنتی بدون هرگونه نوآوری اجتماعی همچنان بربریت در قرن بیست یکم  را ادامه می دهد. ضد کمونیست های آشکار و پنهان، شرمنده وازده  با چهره دمکرات مابانه با افترا واتهام به سوسیالیسم واقعی با شکل وشیوه های رنگارنگ ضمن قبول عوامفریبانه نقاط مثبت سوسیالیسم و کاربرد عملی آن می کوشند چهره سرمایه داری را در عمل زیبا جلوه دهند و به آن صفت “متحد خلق”، “دمکرات” و حتی اعتبار سوسیالیستی اعطاء کنند. آنها از یک “سوسیالیسم التقاطی” سخن می گویند و برای “نظریه همگرائی” دوسیستم سوسیالیستی و سرمایه داری و انواع تئوری های قلابی دیگر تبلیغات می کنند. مبلغین ضد اکتبر با عناوین تخریبی انتقادی به “سوسیالیسم روسی”  با نام “سوسیال دمکرات” حتی یک خط فکری نوین فرا ترازانقلاب اکتبر در قرن بیست یکم ارائه نداده اند و درهما ن حلقه سوسیال بورژوازی شناوراند. ضد کمونیست ها انقلاب اکتبر را “کودتای آرمانگرایان “می نامند وهمچنان در محافل پژوهشی ایالات متحده آمریکا ودیگرکشورها قلم فرسائی می کنند اما در واقعیت عینی تضادهای درونی و قانونمند نظام سرمایه داری درمرحله امپریالیسم را آگانه نا دیده می گیرند. این تضاد ها نه با پبدایش اتحاد شوروی و اردوگاه سوسیالیسم  به وجود آمد ونه با سقوط حاکمیت شوروی می توان آنرا ازمیان برداشت. از وقوع تاریخی انقلاب اکتبر تا به امروز ده ها حزب و سازمان های کارگری جنبش رهائی بخش ملی وکمونیستی بوجود آمد کشورهایی با تغییرات بنیادین جامعه با انتخاب راه استقلال ملی، دوری از ستم طبقاتی با لغومالکیت خصوصی به ابزار تولید به راه رشد نوین سوسیالیستی  با ویژگی های کشور خود گام برداشته چون، کوبا، چین، کره شمالی، ویتنام،… پیش می روند.

لنین می گوید… مااین کار راشروع کرده ایم اینکه چه موقع، وطی چه مدتی، پرولتاریای کدام ملت، این امر را به سر انجام خواهند رساند مسئله اساسی نیست… مسئله اساسی آن است که یخ ها آب گردید به حرکت درآمد جاده باز و راه نشان داده شد  (نقل ازبحثی اولیه علل وعوامل فروپاشی شوروی اسناد چهارمین کنگره حزب توده ایران ص ۴۳و۴۴)
فروریزیِ اتحاد شوروی و کشورهای سوسیالیستی اروپا را نمی‌توان کم‌اهمیت دانست. با وجود این، درست در همین لحظه، در نقاط گوناگون جهان، راه‌های گوناگون گذار به مرحله سوسیالیستی آزموده می‌شود. مهم‌ تر آنکه، به‌ رغم تبلیغات عظیم و کر کننده رسانه‌ها و برهان‌های شبه‌ روشنفکران درباره پایان ناکام سوسیالیسم و مارکسیسم، در همه‌جای جهان مردم جویای جایگزینی برای هرج‌ومرج خطرناک کنونیِ نظام سرمایه‌داری‌اند. البته ممکن است همه مردم هنوز تصوّر روشنی از آن جامعه نوین نداشته باشند و هنوز آن را سوسیالیسم ننامند، و این بدان علت است که در بسیاری از نقاط دنیا، جامعه‌های مختلف هنوز از مرحله‌های میانی پیش از سوسیالیسم باید گذر کنند. امّا این امر تغییری در این واقعیت عینی نمی‌دهد که راه خروج از سرمایه‌داری، فقط می‌تواند به سوسیالیسم منتهی شود؛ و اینجاست که حضور ما کمونیست‌ها، و پیکار انقلابی‌مان، نقشی کلیدی، بی‌همتا، و جایگزین‌ناپذیر پیدا می‌کند. (دیدگاه.حزب توده ایران نامه مردم.۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۲)

گنادی زوگانف صدر حزب کمونیست فدراسیون روسیه در مصاحبه اخیر خود به مناسبت ۹۹ سالگی انقلاب کبیراکتبر می گوید: در سال ۲۰۱۷، کمونیست‌ها و همه نیروهای مترقی جهان، ۱۰۰ سالگی انقلاب اکتبر را جشن خواهند گرفت. این رویداد به نقطه عطف تکامل بشریت بدل گردید آغازگر گذار از سرمایه‌داری به فرماسیون اقتصادی ـ اجتماعی پیشرفته‌تری شد زوگانف ادامه می دهد و می گوید:

در کشور ما، جدایی میان دیدگاه‌ها نسبت به گذشته شوروی، در دو راستا امتداد یافت، راستای خلقی و راستای نخبگان غرب‌گرا. این نخبگان، اتفاقاً همان کسانی هستند که در افترا و سیاه‌ نمایی درخشان‌ترین دوره تاریخ گذشته ما، چیزی فرونگذاشته‌اند. در روسیه کنونی، آوازه‌ گران پرشماری به جعل تاریخ شوروی پرداخته‌اند. و با دریغ بسیار محافل لیبرالیستی، مواضع کلیدی خود را در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ـ رسانه‌ای حفظ کرده‌اند. آنان به تحریک کارزار افسار‌گسیخته ضد شوروی مشغول هستند. با این خیال خام که شخصیت‌های برجسته‌ای چون لنین و استالین را از منزلت تاریخی خود بیاندازند. آنان حتی پیروزی بزرگ ما بر فاشیسم و خاطره مقدس جنگ کبیر میهنی را هم مورد سوء قصد خود قرار می‌دهند.

واقعیت نشان داد نظام سرمایه داری درعین انقلاب علمی وفنی معاصر با برخورداری از فن آوری های نوین علی رغم انواع مانورها قادربه حل نیازهای حاد تاریخ بشری نیست. به بیان رفیق اندیشمند زنده یاد احسان طبری:

“نبرد عظیم خلقها برای دمکراسی سیاسی واقتصادی، علیه ستم و امتیاز و حرمان سیاسی و اقتصادی، برضد استثمار و استعمار و سیطره نژادی وجنسی این نبرد درهمه جا چندان ادامه خواهد یافت تا نظامی دمکراتیک که درآن رهائی واعتلا اقتصادی، اجتماعی و سیاسی فرد وجامعه وحاکمیت واقعی ومبتکرانه خلق تامین شده باشد پدید آید”

بنابراین نیروهای پیشرو درهمبستگی با دیگر نیروهای مترقی  چاره ائی جز مهار تجاوزکارانه سرمایه داری به حقوق کارگران وروشنفکران  ودیگر زحمتکشان یدی و فکری ندارند درنشستهای احزاب کارگری وکمونیستی ۳۰اکتبر۲۰۱۵ در استانبول ترکیه وهم اکنون در ۳۰ اکتبر۲۰۱۶ هجدهیم نشست درهانوی ویتنام با تذکر دائمی یاد آورمی شوند که دیگر نمی توان و نباید بربریت  سرمایه داری را تحمل کرد.

م. چابکی ۹آبان۱۳۹۵ برابر با ۳۰/۱۰/۲۰۱۶

 

Print Friendly, PDF & Email
دکمه بازگشت به بالا