اجتماعی

شهرزاد و قصه‌های هزار و یک میلیون دلاری

در برنامه‌ی هفدهم رادیو ریزوم سراغ «شهرزاد» می‌رویم تا چند ماه بعد از اختتامیه‌ی در برج میلاد، روشن کنیم بالاخره «رفیقش کجاست؟» در این برنامه، رَدِ بوی پول را از لابه‌لای نگاتیوها می‌گیریم تا به جیب بانک‌ها و پولدارها برسیم، مافیای نشر را با نام و آدرس و کروکی افشا می‌کنیم…

این درحالیست که نادر فتوره حی پیگیری «شهرزاد»: ۱۰ سوالی که رسانه‌ها نمی‌پرسند را مطرح می کند. سوالات اصلی‌ای که با آزادی سید محمد امامی(در صورت صحت)، او نیز همچون سیدهادی رضوی(دارنده ۵۰ درصد از سهام این پروژه در فاز اول) و دیگر سرمایه‌گذاران(همسر شهاب‌الدین غندالی، رئیس بازداشتی صندوق ذخیره فرهنگیان) باید به آنها پاسخ دهد، از این قرار ست:

۱- نحوه تامین مالی ۱۴ میلیارد تومانی ساخت «شهرزاد۱» چگونه بوده است؟

۲- دو جوان زیر ۳۵ سال، در شرایطی که کشور در رکود و بیکاری عمیق فرو رفته است، چگونه توانسته‌اند «درآمد»ی داشته باشند که فقط ۱۴ میلیارد تومان از آن را خرج ساخت یک سریال کنند؟ این پول را از کجا آورده‌اند؟

۳- بر اساس کدام قانون جاری در کشور که دستمزد را ماهانه ۸۱۲ هزار تومان تعیین کرده، بازیگرانی که در «شهرزاد۱» بازی کرده‌اند، چند ده میلیون تومان دستمزد گرفته‌اند؟

۴- بر اساس کدام عرف و یا حتی قاعده فقهی/حقوقی، پروژه‌ای که سرمایه اولیه آن آغشته به دهها ابهام ریز و درشت است، نه تنها از سوی عوامل و سرمایه گذارانش رفع ابهام نمی‌شود، بلکه فاز دوم آن بیش از یکماه است که در مدار تولید قرار است؟

۵- آقای سیدهادی رضوی به خبرگزاری تسنیم گفته است:«چند روز گذشته شنیدم که برای این سریال اسپانسر گرفته‌اند، من نمی‌دانم اگر اسپانسر گرفته‌اند چرا حق و حقوق من را نمی‌دهند. من شرعاً از ساخت شهرزاد۲ راضی نیستم». حال آنکه مسئله نه «حق و حقوق» ایشان، بلکه حق و حقوق معلمان یا بر حسب ادبیات فقهی«حق الناس» است که تا تعیین تکلیف نشود، ساخت «شهرزاد۲» را عرفا و به قول ایشان «شرعا» مجاز نمی‌کند. بنابراین چگونه است که در چنین شرایطی «شهرزاد۲»، در کمال بی‌اعتنایی به افکار عمومی و ابهامات موجود، به کار خود ادامه می‌دهد؟

۶- اگر ادعا شود که ساخت «شهرزاد۲» با سرمایه حاصل از «شهرزاد۱» صورت می‌گیرد، آنطور که آقای رضوی اطلاع داده، چه لزومی به «گرفتن اسپانسر جدید» است؟

۷- بخشی از عوامل سینمایی این سریال و حامیان رسانه‌ای آن اعم از روزنامه‌نگاران و …، از حامیان «لیست امید» در انتخابات مجلس گذشته بوده‌اند. حال سوال این است: چرا نمایندگان «لیست امید» که مدعی «همراهی با مردم و دفاع از حقانیت» هستند، در خصوص ابهامات پیرامون این پروژه که حساسیت افکار عمومی را برانگیخته و شائبه ضایع شدن حقوق معلمان را در پس خود دارد، سکوت محض اختیار کرده‌اند؟

۸- چرا نمایندگان مجلس به جای بررسی «لایحه اصلاح قانون کار» که همین رسانه‌های وابسته موجود هم از آن به «برده‌داری نوین» تعبیر کرده‌اند و شرایط زیستی قشر وسیعی از جامعه کارگری را از همینی که هست وخیم‌تر خواهد کرد، تکلیف این سرمایه‌گذاری‌های مشکوک که قطعا محدود به این فقره نیست را روشن نمی‌کنند و یا «طرح مبارزه با پولشویی در سینما» و یا «طرح تعیین ضوابط درآمد بازیگران سینما» را در دستور کار قرار نمی‌دهند؟

۹- در صورت اثبات وقوع تخلف، پولشویی و فساد در پروژه شهرزاد، تکلیف پول‌های برباد رفته چه خواهد بود؟

۱۰- چرا رسانه‌های داخلی و خارجی، روشنفکران مدعی، روزنامه‌نگاران مدعی‌تر و هر آنکس که مدعی دفاع از «حق مردم» است، در قبال این ماجرا خود را به نشنیدن و ندیدن زده است؟

اینها سوالات «اصلی‌»ست عالیجنابان!

نه آنچه که رسانه‌های وابسته با عناوینی چون «گریم بازیگران قسمت دوم چه شکلی است؟» یا «نقش رضا کیانیان چگونه لو رفت؟» و … می‌پرسند.

سوالاتی که حتی اگر همه رسانه‌ها نیز آنها را انکار کنند، در میان مردم و «حافظه خداوند» باقی خواهند ماند.

سوالاتی که عدم ارائه پاسخ «منطقی» و «مستند» به آنها، نباید یک نتیجه بیشتر در پی داشته باشد:

توقف ساخت «شهرزاد۲»

و بازگردادن پول‌ها و سرمایه‌ها به صاحبان اصلی، آنهم به قول میرزای شیرازی: بای نحو کان؛ یعنی «به هر نحو ممکن».

***

توقف ساخت قسمت دوم سریال شهرزاد تا روشن شدن تکلیف منابع مالی قسمت اول

 

«دوستان شهرزاد»، از جمله روزنامه «بانی فیلم» هم نگران «قسمت دوم» شده‌اند.

می‌گویند «پاسخ ترانه» نه تنها گره را نگشوده، بلکه آنرا کورتر کرده است.

آنها می‌ترسند که «هر کس با هر جایگاهی» که احتمالا یعنی «ما با جایگاه شهروند»، هر تحلیلی که خواستیم، داشته باشیم.

بانی فیلم به مرجعی نامعلوم (عوامل؟ سرمایه گذاران؟ که؟) خرده گرفته است که «سکوت» نکنند و درباره «مراحل تولید» و «اتفاقات رخ داده» توضیح دهند، چون «حال و احوال اقتصادی این روزهای مردم اجازه نمی‌دهد از شنیدن اعداد و ارقام بالا و هزاران میلیاردی به سادگی عبور کنند».

روزنامه «بانی فیلم» توصیه خوبی به «آنها» کرده است ، اما همه حرف را نزده است.:

۱- توقف ساخت قسمت دوم سریال شهرزاد تا روشن شدن تکلیف منابع مالی قسمت اول.

۲- عدم همکاری مدعیان «مردمی» بودن با پروژه‌ای که به «اختلاس از معلمان» آلوده است.

بدیهیست، مدعیان «محبوبیت مردمی» ممکن است در جریان «ابهامات مالی » این پروژه در فاز اول نبوده‌اند، اما حالا دیگر اوضاع فرق کرده و کسی نمی‌تواند مدعی «بی خبری»شود.

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا