اخبار

مشکل سلامتی والدینمان را مدتی پنهان کردند!

باور‏کردنش مشکل بود که چندین سال نخست وزیر  رژیم باشید و اینک صدایت برای همین حاکمیت مستبد آزار دهنده شود. «ره تاریک » با پاهای پیکار پیموده می شود.بی تردیدامروز میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی به این نتیجه رسیده اند.و بیاد می آورند، آنانی که مظهر عشق  به میهن و عشق به ‏انسان‌ها داشتند و یک ربع قرن را نیز در سیاه‌چال‌ها گذرانده بودند.

مگر بدون عشق آتشین به خلق و میهن میشد مصائبی آن گونه را تاب آورد؛ بار دیگر شکنجه‌گاه و این بار آزمونی هولناک‌تر. مصاف دشوار و نابرابر. یا باید خائنان را تطهیر کنی یا چون آفتاب در هر سپیده برآیی و در هر شامگاه غروب کنی.و تا پایان هم بدست جلادان شهادت، آخرین درس فروتنانه باشد. و در نهایت در گورهای بی نام و نشان افکنده شوند. مبارزه ادامه دارد . با اندیشه‌های والای  انسانی، مبارزه شکلش عوض می شود اما هیچگاه پایان نمی‌یابد .یاران جانسوز و رفقای جان بدر برده  و دفاع‌ آنان از محصورین وسایر زندانیان سیاسی در همه جا محسوس است. ..

سال ها پس حصر طبق قانون تک‌صدایی طبیعی است. خصوصاً وقتی از دختران میرحسین و رهنورد از مواضع جدید محصورین می‌پرسیم پاسخ می‌شنویم که تا وقتی حصر هست یعنی در بر همان پاشنه می‌چرخد. هنوز مردم دغدغه اصلی‌شان هست. هنوز از فساد ساختاری و تأثیر آن بر معیشت ملت می‌گویند. از عدالت از آزادی از آرمان‌هایی که برای آن مردم خون ریختند. از زشتی‌های دروغ و قانون‌گریزی.

اگر دلیل حساس بودن‌های شخصی حاکمان را به محصورین و دلیل حصر را می‌خواهید بدانید به همین مواضع آنها رجوع کنید. حیات حاکمیت استبدادزده در بحران سازی و زندگی در بحران است و محصوران آرامش و التیام دردهای کشور را می‌خواهند.

بخش هایی از  متن  گفت‌وگوی کلمه با کوکب زهرا و نرگس موسوی به شرح زیر است:

در حال حاضر آخرین وضعیت حصر ازنظر وضعیت زندان خانگی و محل ملاقات و ارتباط تلفنی یا حضوری هفتگی با دیگران و … به چه صورت هست؟ این سؤال ازاین‌جهت حائز اهمیت هست که در برخی مجامع از تغییر محسوس در وضعیت حصر صحبت می‌شود.

کوکب زهرا و نرگس موسوی: خیر تغییر خاصی صورت نگرفته ما احساس می‌کنیم گاهی دوستان برای اینکه بار وجدان را که سرگرم سیاست‌بازی هستند سبک کنند یا ناچار به پیگیری و توضیح نباشند، در برخی مجامع چنین می‌گویند و این نه اخلاقیست نه انسانی. به‌هرحال زمان برای ما و به دستور ما انسان‌ها نخواهد ایستاد و تاریخ قاضی بی‌رحم و شفافیست.

هر انسان حقوقی دارد این حقوق از سه انسان زنده به بدترین وجه دریغ شده اگر اندکی از آن حق که بشود زنده ماند برگردانده شود، به معنی این نیست که مسائل حل‌شده و آن‌قدر اصل مسئله ایزوله کردن و کوتاه بودن دست این سه بزرگوار از همه آنچه که ملزومات حیات انسان امروزی است شدید هست که مثلاً اگر ۶ ماه یک‌بار دکتر بردن آن‌هم بعد از حاد شدن مسائل را تغییر نام بدهیم این تغییرات بسیار کوچک است.

آن‌قدر جان آنها در کنار وضعیت مبهم امنیتی همچنان غیرثابت و درخطر هست که ما مدعی باشیم تغییراتی صورت نگرفته و هرچه هست تنها به آرامش حاکم بر جامعه و رفع حالت بحرانی سال‌های قبل از ۹۲ برمی‌گردد و نه تغییرواقعی. چه تضمینی دارد که از ملاقات تا ملاقات بعدی در آن فضاهای بسته اتفاقی نیافتد و از ما و حتی وزیر و وکیل پنهان بماند؟ آیا برای حتی عمل‌های جراحی ما حق حضور و یا حتی اطلاع داریم که اگر اتفاقی افتاد حضورداشته باشیم؟ آیا آنها در هنگام مشکلات لازم نیست تا امین و محرمی کنار خود داشته باشند؟

آنها در حصرند. حصر یعنی جایی که هیچ قانونی حاکم نیست و هیچ اطمینانی برای لحظه بعد وجود ندارد و وقتی آنها در آن خانه‌ها هستند کسی جز مأموران به آنها دسترسی ندارد و به همین دلیل امنیت نداشته آنها در دست کسانی است که پاسخی برای هیچ اتفاقی نمی‌دهند و اصولاً خود را از هر مسئولیتی مبرا می‌دانند و اگر هم اتفاقی بیافتد هریک به دوش دیگری خواهد انداخت چنانکه درتهدیدهایشان هم این دست صحبت‌ها بوده است. به‌هرحال هر اتفاقی در آنجا مسئولیتش با همه حصر سازان و حامیان آن است و برای هر که کمی با شرایط امنیتی آشنایی داشته باشد و منصفانه نگاه کند این مهم نگران‌کننده است.

این چه قانون و اخلاقیست که آن‌قدر ادعا می‌کند و دم از اسلام و تشیع و اخلاق و امامان میزند و خود ذره‌ای را هم رعایت نمی‌کند؟ این‌همه دوری و حداقل ارتباط را هم نداشتن! تا چه حد ادعاهای دروغین.

آن‌قدر حجم این ظلم عجیب است گویا برای خیلی از مردم، باورش دشوار است که از آنها خبری نیست و اگر زندانبان‌ها بخواهند می‌توانند کتمان واقعیت کنند.

در مورد عزیزان ما، پدرمان، در هفته‌های اخیر یک بیماری ناگهانی با عوارض مقطعی حاد و نگران‌کننده عارض شد که می‌توانست جانش را به‌طور جدی درخطر بیاندازد اما از ما پنهان شد. کسی به ما خبر نداد. او با مادرم به‌تنهایی بحران را گذراند البته پزشک در خانه آمده بوده که ما بی‌خبر بودیم و از کم و کیف حادثه و کار پزشکی هم بالطبع بی‌خبریم. همچنین نشانه‌های آن بیماری مجدداً و خفیف‌تر در آخرین ملاقات ما وجود داشت.

همچنین ما در مورد اینکه آنها را چه زمانی بیمارستان می‌برند اطلاعی نداریم. اما پزشکان بیمارستان گفته‌اند آنها را برای چکاپ برده‌اند در مورد حواشی بدرفتاری مأموران هم باید بگوییم وضعیت بحرانی حاکم نیست و ضمناً والدین ما بدرفتاری احتمالی را ساکت نظاره نخواهند کرد و بنابر روحیات آنها، روایت حاضر بسیار بعیداست. ما می‌گوییم نیازی به این صحبت‌ها نیست خود حصر بزرگ‌ترین ظلم است.

کوکب موسوی: این حصر از ابتدا ظلم، ستم و غیرقانونی بوده و غیرقانونی ادامه پیداکرده است و هرچه بیشتر ادامه پیدا کند لکه ننگی برای خودشان است.

سخن و نکته دیگری هست لازم باشد با مردم در میان بگذارید؟‌

نرگس موسوی: نکته مهم تحمیل این حصر ظالمانه و غیراخلاقی و غیرقانونی و غیرشرعی است که متأسفانه برخی از مسئولین مرتبط با تکرار واژه‌های نخ‌نما و افتراهای اثبات‌نشدنی سعی در توجیه آن دارند که آشکار بر عموم مردم است و با توجه به بالاتر رفتن آگاهی همه اقشار و شنیدن در دل مردم پاکمان از هر طبقه و صنفی، مشخصاً مجرمانه است و مسئولین مربوطه باید در مورد نقض حقوق انسانی محصورین و اتلاف عمر ایشان در این حصر به‌سرعت پاسخ‌گو باشند.

محصورین جز دلسوزی و تبری نجستن از حق خورده شده مردم و خون ریخته شده به‌ناحق عزیزان و پیش‌بینی شرایط هولناکی که در روزها و سال‌های اخیر همه افراد جامعه شاهد آن بودند، مرتکب جرمی نشده‌اند.

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا