دیدگاه‌ها

مهار استبداد درگرو شکل گیری دمکراسی

م. چابکی:  دمکراتیزه و مدرنیزه کردن جامعه نه بر بستر ناسیونالیسم و نژاد پرستی، ونه در دین سالاری است بلکه بر پایه انسان دوستی، میهن پرستی و در همگرائی جهانی با نیروی کاروزحمت برای آزادی، صلح، استقلال وعدالت اجتماعی می باشد.

رهائی ازچنگال استبداد حاکم برمیهن ما اتکاء به ریسمان پوسیده نیست. شرط ضرور برای رسیدن به یک جامعه پیشرفته درکشور بلازده ما که درآن تجدید تضادهای اجتماعی، اقتصادی وسیاسی که محصول دوران خود کامه سلطنت و۳۸ سال حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی و استبداد از ویژگی آنست این معضل دیرینه حدت بخشیده وتا کنون حل نشده باقی است.

کوشش های پرثمربرای دمکراسی درایران بیش ازیک قرن قدمت دارد، دمکراتیزه و مدرنیزه کردن جامعه نه بر بستر ناسیونالیسم و نژاد پرستی، ونه در دین سالاری است بلکه بر پایه انسان دوستی، میهن پرستی و در همگرائی جهانی با نیروی کاروزحمت برای آزادی، صلح، استقلال وعدالت اجتماعی می باشد.

به مناسبت سالگرد کوروش پادشاه هخامنشی هفت آبان امسال در پاسارگاد شیراز با عکس و تصاویر ویدئوئی درشبکه های اجتماعی انعکاس وسیع یافت. جمعیتی با طیف نا همگون به بهانه هویت ملی با شعارهای انحرافی “کوروش” بعنوان “پدرملت”  وهمچنین شعارهای ضد خلقی برعلیه “عرب ها” وارد آرامگاه شدند. دراین تجمع بنا به اطلاع کانون طیف سلطنت طلبان و اطلاعیه برخی مجاهدین خلق از خبردستگیری گسترده که درخبر گزاری های جمهوری اسلامی پخش نگردید فقط دادستان عمومی مرکزاستان فارس از دستگیری سرشاخه اصلی که قبلا رصد شده بودند خبر داد.

رژیم اسلامی علی‌رغم نا سازگاری با نمادها ی پادشاهی دراین گرد همایی نرمش قهرما نه نشان داد و تلاش کرد بعنوان هویت باستانی جمهوری اسلامی را در تنفر جهانی ازجنایات اسلام داعشی جدا سازد، بگفته علی خامنه ای “رهبرولایت فقیه “اگر مسلمان نیستید ایرانی که هستید” ویا به نظربرادر زاده علم الهدی “واقعیتش این است که ما هیچ مشکلی با کوروش و تمدن او نداریم, اساسا چه منافاتی بین عرق دینی و عرق ملی می‌تواند باشد”. درگذشته نه چندان دور نیز احمدی نژاد ومشائی که در بازی سیاسی با آوردن منشورکوروش بعنوان نماد حقوق بشر از موزه انگلستان سبقت گرفته بودند.

در سوی دیگرسرکوبگران رژیم  تجمع مسالمت آمیزتعدادی کارگر جهت احقاق حقوق در محل تجمع مورد ضرب وشتم و باز داشت قرار داده ودر مواردی  حکم شلاق صادر کرده اند نمونه اخیر: روز چهاردهم آذر ماه،  تجمع کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه برای روشن شدن چگونگی دریافت حق مسکن رانندگان و کارکنان این شرکت در مقابل شهرداری تهران مورد  یورش نیروهای انتظامی و ماموران امنیتی قرار گرفته اند.

رژیم جمهوری اسلامی که درسیاست حفظ بقاء از هیچگونه مانور کوتاهی نمی کند درتجمع پاسارگاد درکنار ملی گرایان افراطی که با شعار”هرچه بلا ست ازعرب هاست” قرار گرفت وبا یاری پاسداران امنیتی  سربازان گمنام  زنگ ناقوس عرب ستیری به صدا درآمد و اختلاف سالهای اخیرباعربستان سعودی به نفع سیاست رژیم پیش رفت.

تجمع درمیهن ما نه اولین بار است ونه آخرین بار خواهد بود شعارهای نوید بخش از جانب نیروهای پیشرو در میدان مبارزه پیام آور حرکت مترقی و جایگزین نمودن آن به ساختارعقب مانده رژیم خود کامه سلطنتی و استبداد دینی است.

تجربه چند دهه اخیرنشان داد احیاء “جنبش نوین” نیازی به دنباله روی از نیاکان پادشاهی نیست مردم برای نجات  بیان اعتراض خود راه یافته وبه شکل معین با هزینه کمتری مطالبات خویش را پیش می برند تجمع های مسالمت آمیز کارگران، رانندگان دانشجویان، کارمند ان، معلمان، پرستاران، نویسندگان، هنرمندان، زنان، جوانان وده ها تجمع کوچک وبزرگ گویای این ادعا است.

بدیهی است اکثر نسل محروم جوان که آینده کشور مارا تشکیل می دهند  در تنگنا بسرمی برند از الگو وعملکرد رژیم جمهوری اسلامی بیزارند ودنبال رهائی ودگرگونی می باشند. طرح شعار “کوروش پدرماست” “هرگز نخواب کوروش، ایران پدر ندارد” از یک طرف بعنوان ناجی  و نماد حقوق بشری در طرف دیگر خواه وناخواه یاد آوربازگشت استبداد پادشاهی است، چگونه می تواند به بهاری برای ایرانیان تبدیل گردد و به آزادی های دمکراتیک، خواسته های سیاسی اجتماعی  محرومان جامع عمل به پوشاند؟ نیاز به پاسخ تکراری نیست  مردم ایران درانقلاب بهمن ۵۷ تجربه کرده اند.

فقط باید اضافه نمود در طول ۲۵ سال – از کودتای ننگین ۲۸ مرداد تا انقلاب بهمن ۵۷- روحانیون تنها گروهی بودند که به مراتب بیش از دیگر گروه ها و سازمان های سیاسی چپ امکان داشتند از طریق مساجد، تکایا، جلسه های مذهبی به ترویج و تبلیغ افکار و نظرات خود بپردازند و این درحالی بود که نیروهای مترقی  زیر شدید ترین عملیات پیگرد و سرکوب ”ساواک“ قرار داشتند و امکان تماس مستقیم و بی واسطه آنها با مردم وجود نداشت و همین امر موجبِ تقویتِ نقشِ “اسلام سیاسی” گردید که هواداران بر موج انقلاب به رهبری خمینی سوارشدند.  نظردیگری که  مطرح است سران چهار کشور درنشست  «کنفرانس گوادلوپ »(۱)که مصادف بود با  انقلاب ۵۷  سران چهار کشورغربی جهت جلوگیری ازتعمق انقلاب به سمت گرایش چپ وتسلط کمونیستها  هنگامی  که رژیم شاه آخرین نفس را می کشید  وامید بازگشت نبود ودرعین حال مواضع خمینی را مغایر با نظام سرمایه داری جهان نمی دیدند مقدمه برگشت او را به ایران فراهم ساختند. نکات مهمی که با درس آموزی ازانقلاب باید آموخت  مواضع چپ گرایانه وراست می باشد وآن هم کم بهاء دادن به نقش پراهمیت توده ها است.

رژیم سلطنتی خود محصول نابرابری اجتماعی بدلایل وابستگی به امپریالیسم وحافظ  نظام سرمایه داری است. رژیم شاهنشاهی علی‌رغم افسانه پدر تاج داردر جلوه دادن نبوغ ایرانی درباره “تمدن بزرگ” بقول رفیق اندیشمند زنده یاد طبری “اقتباس شده از جامعه صنعتی” والت ویتمن رستو “یکی ازایدئولوگهای معروف امپریالیسم آمریکا ” هست. رژیم شاهنشاهی با ارتش وابسته ودستگاه عریض وطویل ساواک ودستگاه اداری وحزب رستاخیزکه قراربود هرکه عضوش نشود گذرنامه اش رابگیرد با هزارفامیلهای سلطنتی با دارائی های ۲۰ میلیارد دلاری در کاخ ها  و هزاران شرکت تحت پوشش بنیاد پهلوی، بوروکراتیسم و فساد اداری، رشوه خواری پارتی بازی باند مواد مخدره از یک سو و به یمن “انقلاب سفید شاه” توده های عظیم از روستا ها کنده شد نیمی از خانواده شهری دریک اطاق، میلیون ها انسان درحلبی آبادهای حاشیه شهرها درمیان  فقر وبیکاری فساد وجنایت و اعتیاد زندگی می کردند وصدها نمونه دیگر زمینه ساز انقلاب شد و درعین حال رژیم شاه به عروج اسلام سیاسی به قدرت نقش داشت. سرکوب وسیع تشکهای کارگری و کمونیست ها ومنع قانونی آن ها ازآغاز دوران پهلوی به جمهوری اسلامی انتقال یافت. رژیم پهلوی به خرافات میدان داد وبا دعا گوئی به جان شاه  که “نماینده خدا است” به اسلام سیاسی اعتبار بخشید.

هم اکنون ورشکستگان سیاسی در طیفی گوناگون زیرشعار “ما هم خواهان سرنگونی هستیم” کوروش را “آزاده کیش” وچپ را “کهنه اندیش” لقب می دهند در جنبش خودجوش پاسارگاد که مهر پیروزی هنوزبر پیشانی شان نیست  “چپ” را به “ایران ستیز” و”بیگانه پرست” متهم می کنند این منادیان ایران باستان درتاریخ ۲۵۰۰ساله خود نماد عدالت خواهانه “مزدک ومزدکیان” را نمی بینند وفجیع ترین نسل کشی بفرمان انوشیروان عادل از نظردورمی سازند تا نماد دگری از پادشاهان، فرمانروا یان سرکوب گر و زورگو در تاریخ  بسازند.

تحلیل گران ایدالیستی وبرخی محافل خود خوانده “چپ” مرزبندی دوقطبی طرفین را “تحولات مدرن” درحل تضاد می نگرند که در یک ‌سو هویت اسلامی قرار گرفته تحت لوای امت «دفاع از حرم»  در سوی دیگر‌هویت «ملی‌« که قبله گاه خود را آرامگاه کوروش قرار داده و سجده بر این بنا را به عنوان راهی برای بازگشت به حقوق بشر برگزیده‌‌اند تا جامعه بیمار را شفاء بخشند در این تقابل ضمن همجواری بین افراطگرایان با هویت مذهبی  و ملی گرایان با پاسداری از هویت باستانی پادشاهان با دیگر نیروهای بیزارجمهوری اسلامی که همراه می باشند با شعارهای نژاد پرستانه و ناسیونالیسی به انحراف کشاندن شعارهای اساسی تمام خلقی در تضاد هستند.

سینه زنی زیرپرچم نمادین کوروش پادشاه هخامنشی از یک سو چنانکه گفته می شود “خیزش کم هزینه” وابتکار برنوآوری است به منظور اینکه  “اولین بار اصلاح طلبان دخالت نداشتند” و ابتکاردست آنهاست. درسوی دیگر گویای همگرائی با سیاست رژیم و پرکردن جای خالی اصلاح طلبان دولتی است که با برنامه پیوستن به اقتصاد بانگ داران جهان در راستای زیربنای ضد مردمی در فصل مشترک با جمهوری اسلامی آنرا کلید نجات مردم می دانند.

مدعیان سازمان دهی(اطلاعیه شماره ۳ ستاد برگزاری باشکوه ۷ آبان ۲۵۷۵) که بادقت حساب شده ای از شعارغیر خوشایند رژیم که معمولا درکشورهای اروپائی داده می شود فقط موردی محدودازجانب جوانان جان به لب رسیده شعار”مرگ بردیکتاور” داده شد. مستندی دیگربا به برافراشتن پرچم شیرو خورشید برآرمگاه می نویسد  “چپ کهنه اندیش.. که خود را می پرستد… گیج وشگفت زده از اینکه (تجمع  پاسارگاد)خواب گرانش رابر آشفته اند تاریخ بی صدا وآرام ار کنار او گذرکرد واو رابا چشمان نیمه باز برجای گذاشت…” اولین خط ونشان مقابله با نیروی “چپ کهنه اندیش” نه نو اندیش اعلام گردید.

مقایسه شرایط کنونی با سالهای ۸۸ که نیروی عظیمی بنام جنبش سبزبه خیابان ها آمدند و با سر دادن شعار “رای من کو”  سرکوب گردیدند و کوتاه و طولانی مدت زندانی و رهبران فکری آنان که ازمسئولین درجه اول جمهوری اسلامی بودند تاکنون درحصر خانگی بسرمی برند. جوانانی با اتهامات واهی سنگین به اعدام محکوم می شوند، هم اکنون نرگس محمدی طرفدار حقوق بشر به ۱۷ سال و فرزند آیت الله منتظری بدلیل پخش نوار صوتی پدر درباره اعدامهای تابستان شوم ۶۷ به ۲۱ سال متهم گردیده اند هزاران نمونه دیگرگویای این ادعا است که رژیم با سیاست سرکوب و نرمش در حفظ بقای خویش پیش می رود.

باید بر پایه درس‌ گیری از گذشته  به طور دائم یاد آور شد. حل اساسی‌ترین تضادهای هر مرحله مشخص در دستور کار نیرو های مترقی قرار دارد. حزب توده ایران کهن ترین سازمان پیکارگر سیاسی از همان دوره بنیادگذاری، با تشخیص تضادها و شرایط عینی و ذهنی جامعه، با مبارزه همزمان بر ضدِ فاشیسم، دیکتاتوری پهلوی، و امپریالیسم، در زمره مهم‌ترین نیروهای مترقی فعال بوده و در راستای تغییرهای بنیادی و جهش انقلابی جامعه، از اصلاحات عمیق دموکراتیک  با هدف استراتژیک سوسیالیسم، برنامه‌های مشخصِ عبوراز دیکتاتوری به  مرحله ملی – دمکراتیک پشتبانی نموده است.

درنتیجه تمرین دمکراسی با بیان “ایران وطن ماست” صرفنظراز اینکه باچه شکل وشعاری به میدان آمده بدلایل نوعی زاویه با جمهوری اسلامی مورد استقبال قرارگرفت شعار “کوروش پدرماست” قطعا علیه جمهوری اسلامی هم هست ولی برخلاف نگرانی وهشدارباش  نوری همدانی از فقهای حوزه علمیه قم که با “کوروش  می خواهند ولایت فقیه را کنار زنند” هواداران  سلطنت و جبهه مقاومت ملی آن به خوبی واقفند که با اسب تراوای چوبین قهرمان باستانی ۲۵۷۵ ساله  ناتوان درمانده نمی توان ابزارتاریخ ازمصرف گذشته اقتصاد نئو لبیرالی سرمایه داری تمدن قرن بیست ویکم را رقم زد.

عصر ما آغاز گر دوران نوینی است که با کار پایه مترقی توان مهار استبداد ومبارزه با فاشیسم را دارا است باشعارهای بدون  پشتوانه صرفا با واژه های رنگین نباید به سر درگمی دامن زد. تجربه نزدیک به چهار دهه در کشورما نیز نشان داد که می‌توان با استفاده از همه امکان‌های دردسترس، با مبارزه مشترک پیرامونِ شعارهای واقع‌ بینانه، رژیم را به‌عقب نشینی و پذیرشِ خواستِ توده‌ها واداشت. زمینه‌های انقلاب بهمن ۵۷ ایران  نیز این چنین شکل گرفت و به توفان عظیمی تبدیل شد که بساط استبدادِ سلطنتی را برچید درسِ بزرگ انقلاب بهمن هم دربطن این تجربه تاریخی نهفته است.

م. چابکی ۲۲ آذر ۱۳۹۵ برابر با ۱۲/۱۲/۲۰۱۶

(۱)کنفرانس گوادلوپ جلسه ئی بود که درژانویه ۱۹۷۹/ دی ۱۳۵۷ میان روسای چهار دولت  بزرگ غرب(آمریکا، انگلستان، وفرانسه وآلمان غربی)درجزیره گوادالوپ برگزار شد ویکی ازموضوعات اصلی بررسی وضعیت بحران ایران درآن دوران آخرین روزهای پیش از انقلاب ۵۷ بود.

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا