زنان

بحران ساختاری و فجایعی که پشت هم آوار می‌شوند

در یک هفته گذشته، جامعه ایران دو اتفاق تلخ را پشت سر گذاشت؛ فجایعی تلخ و تأمل‌برانگیز که اذهان اجتماعی را با پرسشی چالش‌برانگیز مواجه کرده است. چالش این است که به‌راستی ساختار اجتماعی چه نقشی در به‌بارنشستن این فجایع و تحمیل خسارت‌های جبران‌ناپذیر انسانی به جامعه دارد.. ما ضمن تسلیت به بازماندگان حادثه ساختمان پلاسکو و بزرگداشت یاد کودکان فقیر سوخته در گاراژ ، خواهان پاسخگویی مسئولان ذی‌ربط، تجهیز کامل سازمان آتش‌نشانی‌های کشور و فراهم‌سازی امکان تحصیل رایگان و تأمین‌اجتماعی مناسب برای همه کودکان و خانواده آنها هستیم.»…

بیانیه سازمان‌های مردم‌نهاد در واکنش به حوادث اخیر؛

جمعی از سازمان‌های مردم‌نهاد سراسر کشور با انتشار بیانیه‌ای به حادثه فاجعه‌بار کشته و مجروح‌شدن چندین نفر از آتش‌نشانان در عملیات مهار آتش در پلاسکو واکنش نشان دادند. در این بیانیه همچنین تقارن فاجعه پلاسکو و کشته‌شدن آتش‌نشانان با انتشار خبر کشته‌شدن دو کودک کار زباله‌گرد (احد و صمد) در آتش‌سوزی مرکز دپوی زباله، بحرانی ساختاری نامیده شده که در آن «فاصله میان فاجعه‌ها کم‌کم از بین می‌رود.» در یک هفته گذشته، جامعه ایران دو اتفاق تلخ را پشت سر گذاشت؛ فجایعی تلخ و تأمل‌برانگیز که اذهان اجتماعی را با پرسشی چالش‌برانگیز مواجه کرده است. چالش این است که به‌راستی ساختار اجتماعی چه نقشی در به‌بارنشستن این فجایع و تحمیل خسارت‌های جبران‌ناپذیر انسانی به جامعه دارد.

اواسط هفته گذشته بود که خبر کشته‌شدن دو کودک کار هفت و هشت ساله زباله‌گرد در محل تجمیع زباله در غنی‌آباد تهران، سوژه خبرها شد؛ سوژه‌ای که بار دیگر کار کودک را در ابعاد کلان و مسئله تأسف‌برانگیز کار کودکان در مشاغل سخت به‌عنوان مهم‌ترین بخش از ناکارآمدی ساختار و سیاست‌گذاری‌های اجتماعی مورد توجه رسانه‌ها و افکار عمومی قرار داد. این دو کودک مهاجر افغان درحالی‌که مشغول استراحت در اتاقک داخل کارگاه بودند، در اثر انفجار کپسول گاز و آتش‌سوزی مهیبی که در ادامه آن اتفاق افتاد، در آتش سوخته و از بین رفتند. عمق فاجعه به حدی گسترده بود که کمتر کسی از شنیدن آن اظهار بی‌اطلاعی می‌کرد. سازمان‌های مردم‌نهاد مدافع حقوق کودک نیز در نامه‌ها و بیانیه‌هایی تلاش کردند جامعه را نسبت به خطراتی که در کمین کودکان زباله‌گرد نشسته است، آگاه کنند. این سازمان‌ها همچنین قرار بود تجمعی مدنی را در مقابل وزارت کار ترتیب دهند تا اعتراض خود را نسبت به ممانعت از کار کودک نشان دهند. بااین‌حال، به‌دلیل برخی ناهماهنگی‌ها و همچنین تقارن این روز با ساعات و روزهای اولیه پس از فاجعه پلاسکو، برنامه تجمع اعتراضی به زمان دیگری موکول شد اما فاجعه کشته و مجروح‌شدن آتش‌نشانان در عملیات مهار آتش در پلاسکو و وقوع حوادثی که به‌صورت متواتر احساسات جمعی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، این سازمان‌ها را بر آن داشت تا با انتشار بیانیه‌ای نسبت به گسترده‌شدن دامنه بحران‌های تحمیل‌شده ساختاری بر نیروی انسانی واکنش نشان دهند. در این بیانیه آمده است: «بحران که ساختاری باشد، فاصله میان فاجعه‌ها کم‌کم از میان می‌رود. مصیبت پشت مصیبت، فرصت داغداری نمی‌دهد و مصیبت چند روز پیش، نیاز به یادآوری دارد!
اگر داغداری واکنش طبیعی به چنین مصیبت‌هایی باشد، اعتراضِ اجتماعی، واکنشی جمعی در برابر آن است اما شوربختانه آنچه کمتر میان سلفی‌ها، شعارها و غرولندهای فراگیر مشاهده می‌شود، اعتراضی متشکل و جمعی ا‌ست. مسئولان امر در این وضعیت همان «واکنش طبیعی تعمیم‌یافته» را از خود نشان می‌دهند و با اظهار تأسف، جملات قصار می‌گویند و با فاجعه عکس یادگاری می‌گیرند. بازار مقصریابی داغ می‌شود، حال آنکه یافتن مقصر در این شرایط مانند یافتن قطره‌ای آب در میانِ امواج خروشانِ دریاست!»
در بخش دیگری از این بیانیه با اشاره مستقیم به دو فاجعه اخیر درباره آتش‌نشانان و کشته‌شدن دو کودک زباله‌گرد آمده است: «در دو مورد اخیر نیز وضعیت به این سان بوده است: آتش‌نشان‌ها کمی دیر به محل حادثه می‌رسند و احد و صمد، دو کودک کار خردسالِ زباله‌گرد در میان زبانه‌های آتش خاکستر می‌شوند. آتش‌نشان‌ها به‌موقع به محل حادثه می‌رسند و خودشان زیر آوار ساختمان و درون شعله‌های آتش خاکستر می‌شوند. مسئله جای دیگری است و کسی پاسخگو نخواهد بود اگر ما نخواهیم. آتشِ این همه بی‌تدبیری به آتش‌نشانان دیگری نیاز دارد. ما مؤسسات، سازمان‌های مردم‌نهاد فعال حقوق کودک، فعالان مدنی و دانشجویی ضمن تسلیت به بازماندگان حادثه ساختمان پلاسکو و بزرگداشت یاد کودکان فقیر سوخته در گاراژ غنی‌آباد، خواهان پاسخگویی مسئولان ذی‌ربط، تجهیز کامل سازمان آتش‌نشانی‌های کشور و فراهم‌سازی امکان تحصیل رایگان و تأمین‌اجتماعی مناسب برای همه کودکان و خانواده آنها هستیم.»لازم به ذکر است؛ مرکز حمایتی، آموزشی کودک و خانواده سپیده‌دم لرستان، مرکز حمایتی و آموزشی کودک و خانواده موج مهر شیراز، جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان تهران، مرکز مجازى پژوهش و آموزش رهایی، کانون یاریگران دانشگاه صنعتی شریف، جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان اردبیل، مرکز حمایتی، آموزشی کودک و خانواده آسوی زانیاران سنندج، انجمن علمی دانشجویی فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی، کانون فرهنگی باران دانشگاه تهران، انجمن حمایتی کودک و خانواده ارومیه، کانون فرهنگی- حمایتی کودکان کار کوشا، کانون مطالعات و نشر اندیشه دانشگاه گیلان، مؤسسه مقاوم‌سازی و بهسازی لرزه‌ای ایران، بنیاد بین‌المللی امداد و نجات ایثار، مؤسسه خیریه بچه‌های آفتاب کرمان، انجمن حامی (حمایت از توسعه فضاهای آموزشی و فرهنگى) و انجمن یاری کودکان در معرض خطر، از جمله ۳۹ سازمانی بودند که این بیانیه را امضا کرده‌اند.
وقایع اتفاقیه

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا