گوناگون

سرمای زمستان و تراژدی پناهجویان

هجوم ناگهانی برف و سرمای زمستانی در اروپا اگر برای بخشی شور شوق برای ورزش زمستانی را فراهم آورد، برای بخش دیگری از انسانها که مهر پناهجو و آواره برپیشانیشان حک شده است، ارمغانی جز جسد های سرما یخ زده نبود. بخشی از انسانها در جستجوی لباسهای ویژه برای رفتن به پیست های اسکی بودند و بخشی از انسانها به دنبال تن پوش و یا سقفی برای خزیدن زیر آن و دست و پنجه نرم کردن با سوز زمستان و دریغا که چه دره هولناکی اینان را از هم جدا میکرد. مدیای جمعی فقط برای چند لحظه پناهجویان در صربستان، بلغارستان، مجارستان و یونان را به تصویر کشید که به دنبال تن پوشی از کیسه های پلاستیکی بودند که شاید دست کم اندکی از نفوذ برف و سرمای استخوان سوز به تن های لرزانشان جلوگیری نمایند…

عکس ‏‎Rojin Amini‎‏

بر اساس گزارش ها در مرز ترکیه و بلغارستان جسد دو پناهجوی عراقی که در جنگل یخزده بودند پیدا شده است، روز قبلش جسد یک پناهجوی سومالیائی یافت شده بود. گفته شد بیش از دو هزار پناهجو در محوطه های ترانزیت بین مجارستان وصربستان و یا در کمپ های فاقد سقف داخل مجارستان ودر هوای منهای بیست درجه نگهداری میشوند. کمیسار عالی پناهندگان سازمان ملل اعلام کرد که تنها در یکی از جزایر یونان نیمی از پانزده هزار و پانصد پناهجو در چادرهایی به سر میبرند که فاقد امکانات گرم کننده هستند. بویژه اوضاع در جزایر ساموس، جیوس و لسبوس بسیار نگران کننده است. از اینرو کمیسار از دولت های اروپائی خواست که به تعهدات خود در پذیرش پناهجویان عمل کنند. در روزهای آخر سال ۲۰۱۵ میلادی دولتهای اروپائی تعهد کردند که در فاصله سال های ۲۰۱۶ و۲۰۱۷ شصت و شش هزار و چهار صد تن از پناهجویان در کمپ های یونان را بین سایر کشورهای اروپائی تقسیم کنند. تا ژانویه ۲۰۱۷ تنها هفت هزار و هفتصد و شصت نفر از این پناهجویان به سایر کشورهای اروپائی انتقال داده شده اند. فراموش نکنیم که سال گذشته نیز با شروع سرمای زمستانی همین تصاویر اندوه بار را دیدیم. سال گذشته نیز گفته شد که در لهستان در مرز بلغارستان و ترکیه، در صربستان و … پناهجویان و بی خانمان ها یخ بستند. باز هم فراموش نکنیم که تصاویر هولناک شلاق برف و سوز زمستان البته فقط گوشه کوچکی از تراژدی آوارگی است .

تصاویر این انسانها که تمام هستی خویش را در کیفی و یادر کیسه ای جای داده و سرنوشت خود را به دست کسانی سپرده اند که قرار بود آنها را به سرزمینی امن راهی کند و اکنون همه امیدها و آرزوهایشان در سرمای زمستان دارد یخ میبندد برای هر وجدان آگاهی آزار دهنده است. زمانی که فریاد گرسنگی کودکی در هیاهوی گامهای ازدحام انسانها گم شده و پژواکی نمی یابد، زمانی که تکه پاره های آخرین تن پوشها بر سیمهای خاردار آویزان می مانند، زمانی که پاسداران مرزهای قلعه اروپا با باتومهایشان به سر و صورت این انسانها می کوبند، زمانی که چشمان بی رمق این رانده شدگان از خانه و کاشانه شان با بهت و حیرت و ناباوری از این اردوگاه به آن اردوگا پرتاب می شوند، لحظه ای که خبر غرق شدن هزاران تن در آبهای ساحلی قلعه اروپا میدیای جهانی را پر می کند، زمانیکه سوز سرما تن های آنان را در هم میپیچد ،دیگر آنانی که مسببین این فجایع دهشتناک انسانی هستند نمی توانند خود را در پس پرده موعظه های “خیرخواهانه شان” مخفی کرده و از صبح تا شام در بلندگوهاشان در ستایش “ارزشهای اروپائی” حنجره پاره کنند.

این کدام ارزشی است که یخ زدن انسانهایی که با هزاران امید و آرزو و به امید دستیابی به نقطه ای امن و زندگی بهتر خانه و کاشانه خود در میدان های جنگ را ترک کرده به تماشا می نشیند و یا راه حل را در معاملات کثیف با جنایتکارانی نظیر اردوغان مییابد. تنها کافی است که به وضعیت اسفناک کودکان سوری در ترکیه نظری بیفکنیم تا تا ثیرات واقعی این نوع معاملات کثیف را در یابیم. گفته میشود که هزاران کودک سوری در سنین مدرسه در مزارع کشاورزی در ترکیه تا یازده ساعت در روز کار میکنند و تولیدات آنها جزء کالاهای است که به اروپای به اصطلاح متمدن صادر میشود. کمیسیون کودکان سازمان ملل از رقم سیصد وهفتاد هزار کودک سوری که در ترکیه به مدرسه نمیروند، یاد میکند.

آنانی که خاک عراق و افغانستان را به توبره کشیدند، آنانی که یک عمر تمام آغوش خویش را بر روی دیکتاتورهایی نظیر اردوغان وسران جنایتکار و مستبد بسیاری از کشورها گشوده و زمانی که مردم جهت به زیر کشیدن آنان خیز برداشتند، جریانات به غایت ارتجاعی اسلامی را بنام داعش  مسلح کرده و به جان مردم انداختند، آنهایی که جنگهای نیابتی و رقابتهای خویش را بر گرده میلیونها انسان به پیش بردند، با چه وقاحتی صحبت از ” ارزشهای جهان آزاد ” میکنند.

دولتهای اروپایی خود یک پای اصلی بحران، جنگ، آوارگی و کشتار میلیونها انسان هستند در حالیکه با فشار افکار عمومی ژست بشردوستانه به خود می گیرند ولی همزمان با تشکیل قوانین و اقدامات مربوط به حفاظت از مرزهای قلعه اروپا، مسیر عبور پناهندگان را به گذرگاههای مرگ تبدیل کرده اند. همین ها در جلسات اضطراری خود بیش از اینکه به فکر حفاظت از جان پناهندگان باشند، در این تدبیرند که چگونه مرزهای قلعه اروپا را حفاظت کنند و بیشرمانه اسم همه این اقدامات را مبارزه علیه آز و طمع “قاچاقچیان انسان” و “کمک ” به پناهندگان می گذارند.

ما به سران کشورهای امپریالیستی می گوئیم اگر اندکی وجدان دارید زراد خانه های تسلیحاتی خود را بسته و به صادرات مرگ پایان دهید. اگر اندکی وجدان دارید به جنگهای نیابتی تان پایان دهید. اگر اندکی وجدان دارید غارت منابع انسانی و زیرزمینی کشورهای پیرامونی پایان دهید. اگر اندکی وجدان دارید بگذارید خود ما تکلیف دیکتاتورها و دولتهای فاسد منطقه را روشن کنیم. ما به کشورهای بورژوازی و سرمایه دار می گوئیم شما پاسدار آن نظامی هستید که سرمنشا همه نابسامانیها، جنگ، گرسنگی و آوارگی انبوه میلیونی انسانها است. ما عمیقا بر این باوریم که پایان دادن به نظام بردگی مدرن شما پایان دادن به همه فجایع حاکم برجهان کنونی است.

منبع:بالاترین

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا