اجتماعی

علوم (طبیعی) رهائیبخش

نوشته: گرهارد باوئر

برگردان: واحد مشیر

هیچ واژه‌ای نمی تواند بیان کننده اعاده حیثیت از میلیون ها نفر از قربانیان تفتیش عقاید، محکومیت قرن ها ظلم و ستم ایمان علیه آزادی وجدان، پیشرفت تفکر علمی و رهایی انسان باشد.

در یازدهم فوریه ۱۶۰۰ که جیوردانو برونو در رم توسط دستگاه کلیسا به آتش کشیده شد، گالیله گالیلئو یکی از برجسته‌ترین قربانیان آزار و اذیت انکیزاسیون (تفتیش عقاید) مذهبی کلیسای کاتولیک پس از مرگ او بود است. گالیله نزدیک به ۷۰ سال از سوزانده شدن توسط کلیسا در امان نبود. چرا که او یافته های علمی پیشگامانه خود را پس از شکنجه های اولیه و تهدید به شکنجه وحشتناک تر انکار نمود. در ۲۲ ژوئن ۱۶۳۳ به حبس ابد محکوم گردید. سپس مجازات او به بازداشت خانگی (حصر خانگی) تبدیل گردید، هر چند از ۱۶۳۷ تا زمان مرگش در ۸ ژانویه ۱۶۴۲ به طور کامل کور شده بود.

دوره بازسازی

زمانی که گالیله در ۱۵ فوریه ۱۵۶۴ در شهر پیزا متولد شد، اوایل انقلاب بورژوایی، مقطع اصلاح تاریخ و احیای زندگی (رنسانس) انسانی بود. روحانیت و اشراف فئودال ارتجاعی، فشار علیه اصلاحات را موجب می شدند، از جمله ایگناتیوس لویولا از اسپانیا یک نیروی مبارزه با یسوعیان (فرقه اصلاح مذهب مسیحی که بعدها منجر به ظهور پروتستان یا اوانگلیوم گردید) را تشکیل داد. در ۱۵۲۵ بعد از شکست توماس مونسر در شهر Mühlhausen منطقه تورینگن آلمان، نبرد برای اصلاحات (کلیسا) با مرگ هولدریش تسوینگلی Huldrych Zwinglis خود را درسال ۱۵۳۱ شهرKappel سویس و در سال ۱۵۴۶ اتحادیه Hessen und Sachsen بنامSchmalkaldener Bund خود را نشان داد. در سال۱۵۴۲ دستگاه پاپ پاول سوم Paul III (رهبر کاتولیک های جهان و بالاترین مقام برای تفتیش عقاید و دادگاه های مذهبی روم)، با شعار عدم «آلودگی ایمان و اخلاق» و «نیایش کن در خلوتگاه، بدون فروگذاردن آن» در بارگاه مذهبی قرار گرفت. تفتیش عقاید در صد سال ۳ میلیون انسان را به فجیع ترین وضع به قتل رساند و بسیاری را هم در معرض خطر قرار داد. زمان بازسازی ارتجاعی که جیوردانو برونو و گالیله در آن به سر می بردند. گالیله با وجود یورش ضد اصلاحات روحانیت و اشراف فئودال، شناخت، حقیقت، آزادی، کرامت انسانی، استقلال آنان و تفکر احیای زندگی (رنسانس) را دنبال کرده و در یافته های نوین تر پیشگام می شد.

قانون سقوط اجسام

گالیله در طی مطالعات خود، ابتدا طب و فلسفه، و سپس در ریاضیات، فرکانس مستقل نوسان سینوسی انحراف آونگ برای او شناخته شد. با ۲۶ سال استادی ریاضیات، تعادل هیدرواستاتیک را کشف نمود، و مرحله قوانین سقوط آزاد را بعد از فرموله شدن قانون سقوط اجسام (در سال ۱۶۰۹) به عنوان اولین قانون طبیعی مدرن باز شناساند. در سال ۱۵۹۲ او زاویه نسبی و گرمایاب و ۱۶۱۰ تلسکوپ را که به یک بزرگنمایی ۳۳ برابر رسیده بود را کشف کرد. عدسی آن را خود پرداخت می‌کرد (می سائید). گالیله نخستین فردی بود که با تلسکوب آسمان را تماشا کرد. این یک انقلاب در ستاره شناسی بود، زیزا مشاهدات نجومی تا آن زمان تنها با چشم غیر مسلح قابل رویت می شد. در همان سال ۱۵۹۲، گالیله چهار تا از بزرگ‌ترین سیاره مشتری (ژوپیتر) را کشف نمود. او تشخیص داد که راه شیری پدیده مبهمی نیست (که تا آن زمان با چشم غیر مسلح دیده بود)، بلکه متشکل از تعدد ستاره های فردی است. مهمتر از همه، کشف احساسی بود که توجه گالیله را به کانون دانش عمومی منوط می کرد. او بعدها زاویه عمومی سیاره زهره (ناهید) (ونوس) راشناسائی کرد که لکه های خورشیدی و حفره (دهانه) های قمری داشتند. او حلقه های سیاره زحل (ساتورن) را هم تشخیص داد. گالیله موفق شد تعیین وزن مخصوص هوا را به عنوان یک ۶۶۰ (یک ششصد و شصتم) وزن آب تعیین کند (تا آن زمان این نظر بود که هوا هیچ وزنی ندارد). نتایج تحقیقات برجسته او در آکادمی dei Lincei ضبط و به رسمیت شناخته شدند که در آن زمان تنها۶ دانشمند را معتبر شناخته بود.

پشتیبان کوپرنیکوس

با کشف سیاره مشتری (ژوپیتر، یوپیتر) برای نخستین بار مشاهده شد، که اجرام آسمانی وجود دارند که به دور زمین می چرخند. گالیله یافته های تحقیقی خود که زمین مرکز کیهان است را بدلیل نظام بطلمیوسی کلیسای کاتولیک، رد کرد. در بسیاری از نوشته های او به زبان لاتین، این مردود شناختن، تحت دستگاه فشار، منتشر نشد، بلکه در گستره قابل فهم خوانندگان ایتالیایی زبان، وادار شدن او بدنبال تعقیب بی امان دستگاه انکیزاسیون (تفتیش عقاید) کلیسا بود. «با «علوم طبیعی رهائی یافته از الهیات» زمانی که او مدافع سرسخت نیکلاس کوپرنیک (۱۴۷۳-۱۵۴۳) معاصر خود بود، سیستم مرکز خورشید گسترش یافته و آغاز شده بود» (فردریش انگلس). گالیله تشخیص کوپرنیکوس را تأیید و آن را با یافته های خود تکمیل نمود. پس از آن در سال ۱۶۱۶ دانش کوپرنیکوسی از طریق تفتیش عقاید ممنوع شد، گالیله سیستم او را در «گفتگو (دیالوگ)” خود نشر داد. در آنجا شخصاً حرکت زمین به دور خورشید و حتی حمله به پاپ اوربان هشتم بدون نام بردن از او را برای نوشتن و ماندگار شدن ضبط کرد. پس از این حملات بر اثر دیدگاه تنگ نظر بارگاه مذهبی دستگیر و در رم توسط دستگاه تفتیش عقاید بازجویی و شکنجه گردید. در ۱۶۳۳ پس از شکنجه های فراوان ناچار تدریس خود را کنار گذاشت. با این حال به حبس ابد محکوم شد و به عنوان «مرتد» از هر گونه آموزش ممنوع گردید. در ۱۵۵۹ نوشته های او در مورد دکترین کوپرنیکوسی به فرمان پاپ توقیف شدند. فهرست شاخص های افکار خوب و مترقی او جزو کتاب‌های ممنوعه قرار گرفتند که در سال ۱۸۳۵ از آنها تصویر برداری شدند. از این شاخص ها تا اوایل قرن بیستم ۱۰۰۰۰ مورد کتاب شناسائی شد، آثار برونو، کوپرنیکوس و بسیاری دیگر از «مرتدان» تا سال ۱۸۲۷، و «نقد عقل محض» کانت تا ۱۹۶۱ ژان پل سارتر و سیمون دو بوآر را در بر گرفت. نیازی به گفتن نیست که آثار کمونیستی نیز به این طیف افزوده شده است. کاتولیک ها نه به خود اجازه خواندن کتاب‌ها را می دادند و نه به چاپ آنها راضی می‌شدند و نه مجاز به داشتن یا فروش آنها نبودند. بعد از شکنجه و حکم زندان ابد، اجازه یافت در خانه خود حومه فلورانس زندانی گردد، مکانی که او کار بزرگ‌تر خود را در مورد (قانون) حرکت ذاتی اجسام (اینرسی) نوشت. نسخه خطی آن مخفیانه به هلند برده شد، در زمانی که هنوز بطور کامل کور نشده بود (۱۶۳۸). او تا لحظه مرگ از تحقیقات خود دست بر نداشت. او کیمیاگری را درک کرده بود، خود را با آونگ مشغول و نوسان ماه را کشف کرد. دست رد به عفو پاپ زد.

گالیله با نتایج تحقیقاتی خود، علوم طبیعی را از محدودیت‌های دینی آزاد نمود. با کاربرد ریاضیات، ابزار پژوهش های علمی و زمینه علم کلاسیک، به ویژه و بطور عمده فیزیک را افزایش داد. در ضمن نخستین فردی بود که اصل نسبیت و قانون تعیین سرعت نور را نشان داد.

شرط اعاده حیثیت

در سراسر جهان گالیله افتخارات متعددی دریافت کرد: در سال ۱۹۳۵ دهانه ماه برای او “اقیانوس طوفانها” نامگذاری شد. ناسا فضاپیمای خود را در ۱۹۸۹ برای راه اندازی اکتشاف سیاره مشتری و سیستم ناوبری اقمار بعد از آن خود را در فرودگاه شهر گالیله (پیزا محل تولدش) نام نهاد. برتولت برشت در نمایش تئاتری خود «زندگی گالیله» در مورد کاشف بزرگ ایتالیایی، مسئولیت دانشمند در جامعه را به چالش کشید. ۱۹۴۳ تئاتر فوق را در زوریخ و ۱۹۴۵ پس از بمباران اتمی ژاپن توسط آمریکا، در لس آنجلس با نسخه انگلیسی به صحنه برد.

در اکتبر سال ۱۹۹۲، پاپ ژان پل دوم اعلام کرد، برای اعاده از حیثیت گالیله ۳۵۰ روز را در نظر می گیرد. و در توجیه تفتیش عقاید، «حسن نیت و نگرانی کلیسا» را به مثابه “یک اشتباه غم انگیز” قلمداد کرده، داوری خود را «سوءتفاهم غم انگیز متقابل» بین دانشمند و قضات تفتیش عقاید تصریح نمود. مسئولیت مشترک را در بی‌گناهی و محکومیت گالیله را تأکید نمود.

هیچ واژه‌ای نمی تواند بیان کننده اعاده حیثیت از میلیون ها نفر از قربانیان تفتیش عقاید، محکومیت قرن ها ظلم و ستم ایمان علیه آزادی وجدان، پیشرفت تفکر علمی و رهایی انسان باشد. پیروان پاپ فرانسیس فعلی که او را به عنوان یک پاپ اصلاح طلب می‌شناسد (یا شناختند)، نباید انتظار بیهوده ای برای تصحیح نگرش مربوط به دشمنی دیرین کلیسا با انسان را داشته باشند. او دوباره در سکوت پیچیده می شود.

 

برگرفته از نشریه هفتگی عصر ما unsere zeit ارگان حزب کمونیست آلمان به تاریخ بیستم ژانویه ۲۰۱۷

نوشته: Gerhard Bauer

ترجمه: واحد مشیر

سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۵ برابر با ۳۱ ژانویه ۲۰۱۷

 

 

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا