اجتماعی

شهروندی فقط دادن عوراض نیست/شهر ،کی خانه ماست؟

همه ما این شعار را شنیده‌ایم که «شهر ما خانه ما»، اما بسیاری از ما یا اصلا به چنین مساله‌ای اعتقاد نداریم یا اگر به آن اعتقاد داشته باشیم در مواردی آن را رعایت نکرده و به جایی که در آن زندگی می‌کنیم، ضربه زده‌ایم. این واقعیت البته نباید این‌طور معنا شود که ما بی مسئولیت هستیم، بلکه باید این مساله مورد بررسی قرار گیرد که چرا بسیاری از شهروندان واقعا شهر خود را خانه خود نمی‌پندارند. رابطه مستقیمی میان حقوق شهروندی و وظایف شهروندی وجود دارد. شهروند بودن این نیست که فردی جایی ساکن شود و احیانا عوارضی هم به شهرداری بدهد و تمام، بلکه شهروند کسی است که در قبال محیطی که در آن زندگی می‌کند احساس مسئولیت دارد و این احساس مسئولیت زمانی وجود دارد که افراد حقوقشان در شهر رعایت شود.

به باور برخی کارشناسان، شهرنشینان هنگامی که به حقوق یکدیگر احترام گذاشته و به مسئولیت‌های خویش در قبال شهر و اجتماع عمل کنند به «شهروند» ارتقا یافته‌ اند. از سوی دیگر، وظایف شهروندی زمانی متبلور می‌شود که پای حقوق شهروندی به میان آمده باشد، چرا که تا وقتی فرد صاحب حق نباشد تکلیفی بر عهده او نیست. از این رو در سال ۸۳ قانونی با عنوان «احترام به آزادی‌های مشروع و حفظ حقوق شهروندی» به تصویب مجلس رسید و به نام «بخشنامه حقوق شهروندی» در قوه قضائیه دستور کار واحدها شد. این پایان ماجرا نبود، چرا که ۲۰ بهمن سال گذشته خبر منشور حقوق و تکالیف شهروندی در پایتخت رسانه ای شد و شورای شهر تهران لایحه ای منتشر کرد که در آن تمام حقوق و تکالیف مردم در حوزه مدیریت شهری تصویب شد. این لایحه به پیشنهاد کمیسیون‌های نظارت، حقوقی و فرهنگی به صحن شورای شهر آورده شده بود و با اصلاحاتی همچون اضافه کردن نام شهر تهران در پایان این لایحه و اضافه کردن حق دسترسی مردم به حمل و نقل سریع با ۱۵ رای به تصویب رسید. در این میان برخی در زمره مخالفان این لایحه قرار گرفتند. احمد دنیامالی، رئیس کمیسیون حمل و نقل شورای شهر با انتقاد از بررسی این لایحه بیان کرد: مگر ما چه کاره مردم تهران هستیم که برای آنها حقوق و تکالیفی مشخص می‌کنیم و این در حالی است که قانون شرع حقوق و تکالیف مردم را در قبال یکدیگر مشخص کرده است. از سوی دیگر، محسن پیرهادی، عضو هیات رئیسه شورای شهر با بیان اینکه لایحه منشور حقوق و تکالیف شهروندی اتفاق خوبی در حوزه حقوق شهروندی است، گفت:‌ انصافا نباید این منشور را ساده انگاشت، چرا که این منشور سند قابل اتکا در حوزه حقوق شهروندی است که در ۱۸ بند تدوین شده است. حقوق مردم در حوزه شهری مدنظر قرار گرفته و در گام بعدی پیشنهاد می‌شود سمن‌ها در مورد تکالیف مردم در حوزه شهری تصمیم‌هایی داشته باشند.

حقوق و تکالیف شهروندی

با تمام این واکنش‌ها هر دولت برای شهروندان خود حقوق و وظایفی را متصور شده و شهروندان باید برای ادامه زندگی مطلوب، فرهنگ شهرنشینی را بیاموزند. از این رو شهر، شهروند، شهرنشینی، مدیران شهری، آموزش شهروندی، حقوق شهروندی، وظایف شهروندی، شهروند موثر، اخلاق شهروندی و… همه و همه واژگانی هستند که در این میان به مزاج شهرنشینان و دولتمردان خوش نشسته است، اما آنچه از ظاهر امر پیداست این است که برخی از آنها در این دایره نگنجیده و درصددند که قوانین را سطحی بنگرند. برای مثال حمل و نقل سریع و ارزان، داشتن آب، هوا و غذای سالم، امنیت، تعمیر جاده‌ها، جبران خسارت و… از جمله حقوق شهروندان است که در پاره ای موارد به آن بی اعتنایی شده است. از سوی دیگر، نریختن زباله، فرهنگ آپارتمان نشینی، رعایت حقوق دیگران و… نیز از سوی برخی شهروندان رعایت نشده و این چنین جامعه از مسیر تعالی باز می‌ماند. در واقع سعی و تلاش برای مشارکت در اداره شهر، افزایش حس تعلق خاطر خود به محله و شهر محل سکونت، تشویق و ترغیب همشهریان خود به مشارکت در امور شهر از جمله تکالیف شهروندان است که باید از جانب آنها اجرا شود، اما در مدیریت شهری سه ضلع شهروند، شهرداری و شهر وجود دارد که اگر شهروند و شهرداری هر دو فکر کنند که در خدمت همدیگر هستند شهر به یک پدیده پوپا و زنده تبدیل می‌شود، آن‌چنان که کمرنگ بودن این مساله در حادثه پلاسکو نیز نمایان بود. از طرفی بر اساس مفاد قانونی، عموم شهروندان باید از حق داشتن شرایط ایمن و سالم برخوردار باشند و از طرف دیگر، شهروندان و کسبه نیز باید به هشدارها گوش داده و اقدام به بازسازی این بنای فرسوده می‌کردند.

وقتی حقی هست، تکلیفی هم وجود دارد

تیر امسال دستیار رئیس‌جمهوری در امور حقوق شهروندی با تبیین ابعاد مختلف حقوق شهروندی در ارتباط با مدیریت شهری اظهار کرد: در حوزه شهروندی، یک بحث شهروند را داریم که حقوق و وظایفی دارد، یک مدیریت شهری داریم که در راس یک مجموعه سازمان یافته است، یک حقوق شهری داریم که رابطه شهروندان را با مدیران شهری تعریف می‌کند و یک حقوق شهروندی داریم. اینها اجزای موضوع حقوق شهروندی هستند. به گفته الهام امین‌زاده دولت و نهادهای عمومی غیردولتی همانند شهرداری‌ها موظفند حقوق مردم را محترم بشمارند و مردم نیز وظیفه دارند ضمن محترم شمردن حقوق حاکمیت حقوق یکدیگر را رعایت کنند. او عنوان کرد: در حوزه حقوق شهروندی به طور کلی این انتظار می‌رود که آیا حقوق محور باید صحبت کنیم یا تعهد محور؟ قاعدتا همیشه گفته می‌شود که شهروند حق‌مدار است و دولت تعهدمدار. دولت تعهد دارد حقوقی که شهروندان دارند را ادا کند و مردم هم حق دارند حقوق خود را مطالبه کنند. او اضافه کرد: البته در بعضی مواقع نمی‌توانیم بگوییم که فقط شهروندان حق دارند. برای مثال اگر شهروندان مشارکتی برای اجرای طرح‌های حفاظت از محیط زیست نداشته باشند، به‌کارگیری همه امکانات، تجهیزات، قانون و مقررات برای حفظ محیط زیست نیز نمی‌تواند نتیجه‌بخش باشد. بنابراین در اینجا با واژه تکلیف شهروندی هم مواجه می‌شویم. حقوق و تکالیف شهروندی با مشارکت فعال شهروندان می‌تواند نتیجه بخش باشد. او ادامه داد: حقوق سیاسی و مدنی در ازای خود تکالیفی هم دارند. وقتی حقی هست، تکلیفی هم وجود دارد و این حق و تکلیف، رابطه شهروندی را تعیین می‌کند. بنابراین چگونگی رابطه شهروندی در قوانین آمده است.

انعکاس وظایف شهروندی در کنش اجتماعی

یک پژوهشگر مسائل اجتماعی درباره وظایف شهروندی در گفت‌وگو با «آرمان» می‌گوید: وظایف شهروندی از خانواده شروع می‌شود و آموزش و پرورش و ارتباطات جمعی در شکل گیری آن دخالت دارند. در واقع وظایف شهروندی زیربنای تکامل جامعه است. حسن عشایری بیان می‌کند: وظایف شهروندی زیر مجموعه قانون اجتماعی است که کنش اجتماعی را تعریف کرده و حد و حدود آن را در ارتباطات جمعی مشخص می‌کند. او می‌افزاید: وظایف شهروندی گرفتن عوارض شهرداری برای سکونت نیست، بلکه رعایت سوء وظایف شهروندی است. عشایری با بیان اینکه شهروند شدن تعریف دارد و دارای فرهنگ است، اظهار می‌کند: در درجه اول وظایف شهروندی را قانون مشخص می‌کند. برای مثال رعایت قانون و مقررات در رانندگی، عدم تولید صدای نابهنجار، رعایت بهداشت عمومی، رعایت سالم ماندن آب و هوا و… مجموعه وظایف شهروندی است که در یک شهر شکل گرفته و برای آحاد مردم تعریف شده است. این استاد دانشگاه عنوان می‌کند: وظایف شهروندی از طیف فرهنگی گرفته تا حقوقی تعریف شده است که بخشی از آن قانونی است. او ادامه می‌دهد: برای مثال جهت رانندگی در انگلیس از طرف راست است، ولی در ایران برعکس است که البته فرقی هم ندارد و مساله فقط نظم عمومی است. عشایری خاطرنشان می‌کند: قانون و مقررات شهروندی برای رفاه جمعی، آسایش عمومی و زندگی با کیفیت است. او اظهار می‌کند: در جامعه ما برخی وظایف شهروندی در حد تئوری باقی مانده و عملی نمی‌شود. عشایری توضیح می‌دهد: برای مثال خودروها باید معاینه فنی شوند و این جزو وظایف شهروندی است، در حالی که عده ای همچنان از آن تخطی می‌کنند. او بیان می‌کند: از سوی دیگر، در خانواده، مدرسه و رسانه مقررات را آن‌طور که ما انتظار داریم تنظیم نمی‌کنند. در مقابل هم ارگان‌ها، تشکلات و سازمان‌هایی که در یک شهر وجود دارند و با مالیات مردم اداره می‌شوند در مقابل شهروندان وظیفه دارند. عشایری ادامه می‌دهد: نقش حاکمان، دولتمردان و سازمان‌هایی که شهر را اداره می‌کنند در مدیریت شهری مهم است. این پژوهشگر مسائل اجتماعی می‌افزاید: پیکری که مغز دارد باید سالم باشد تا درد را حس نکند، مغز سالم هم باید آسایش نسبی داشته باشد تا بدن سالم بماند. باید همواره تعامل بین قانونمند بودن شهروندان و قانونگذاران رعایت شود. او بیان می‌کند: باید فرهنگ شهروندی نیز ارتقا پیدا کند. فقط بودن در شهر و نشستن در پست شهروندی، داشتن خانه، ماشین، برق، آب و… الزاما ایجاد وظایف شهروندی نمی‌کند. شهروندی را فرهنگ تولید می‌کند. عشایری اظهار می‌کند: زور در جغرافیا شهروند را قانع نمی‌کند، بلکه عملکرد شهروندی در ارتباطات و کنش اجتماعی منعکس می‌شود.
آرمان – نگین باقری

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا