گوناگون

حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران: ما رییس‌جمهوری می‌خواهیم که با رهبری هماهنگ باشد!

حسین مرعشی در مصاحبه با خبرگزاری «تسنیم»: برای حمایت از حسن روحانی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۶ سه شرط داریم که باید عملی شود. عضو ارشد و سخنگوی حزب کارگزاران رسماً اعلام می‌کند که دولت یازدهم «التقاطی» است/ هاشمی قهر نکرد؛ شکست را پذیرفت/ روحانی باید قاطعانه یارانه‌ها را حذف می‌کرد/ برای حمایت از روحانی «۳ شرط» داریم. ما به شرطی از آقای روحانی حمایت می‌کنیم که حمایت رهبری را برای دولتش جلب کند و بهترین‌های کشور را هم به کار بگیرد. ما این شروط را گذاشتیم…

روزنامه اعتماد نکات مهم مصاحبه مفصل «تسنیم» با مرعشی را به صورت زیر گزارش کرده است:

سیاست‌ورزی اصلاح‌طلبان در انتخابات سال ٩٢ و حمایت از یک اصولگرا کاملا بعید و دور از ذهن بود اما همین استراتژی متفاوت بود که توانست اصلاح‌طلبان را از دوران سخت دوری از عرصه سیاست به صحنه بکشاند. در سال‌های پس ازروی کار آمدن  روحانی اصلاح‌طلبان همچنان که عملکرد دولت را نقد می‌کردند به این امر اذعان داشتند که گزینه‌ای بهتر از او در این سال‌ها سراغ نداشته و ندارند. حسین مرعشی در گفت‌وگو با «تسنیم» بیان می‌کند که حل مشکلات کشور [ بخوان ریزش در هرم حاکمیت و جلو گیری از انزوای رژیم فقها]رییس‌جمهوری هماهنگ با رهبری می‌خواهد و معتقد است که امروز کسی در جغرافیای سیاسی ایران هماهنگ‌تر از روحانی با رهبری نیست. بخش‌هایی از این گفت‌وگو در زیر آمده است:
روابط  هاشمی و خامنه ای  چند جنبه داشت. یک بخشش روابط شخصی بود. من تاکنون هیچ دوستی یا رفاقتی را ندیدم که در یک دوره نزدیک ٧٠ سال اینقدر وفادار و علاقه‌مند باقی مانده باشد و این یک واقعیت مثبت و خوبی است. درباره مسائل حکومتی و اجتماعی و سیاسی جاری و گذشته که همواره مطرح بوده، باید بگویم که خداوند هیچ دو نفری را مثل هم خلق نکرده، در دیدگاه‌ها همیشه تفاوت‌هایی است، منتهی باید ببینیم نحوه بیان و نحوه تعامل چگونه است.
در حوزه‌های مختلف کارکرد دولت یازدهم قابل بررسی است. در بخش سیاست خارجی کارنامه دولت را موفق می‌دانم، هر چند انتقادهای صحیحی ممکن است نسبت به برجام وجود داشته باشد، اما انجام این پروسه در کل کار درستی بوده است. در جزییات همیشه حرف‌های زیادی است و ممکن است که درست هم باشد، ولی بالاخره کشور در شرایط تحریم‌های ظالمانه قابل اداره کردن نبود و باید حتما فضا تغییر می‌کرد و اتفاقات مثبت در این حوزه رخ می‌داد. آقای  روحانی در این بخش کار بزرگی برای  نظام کرد، هر چند می‌گویم ممکن است در پاره‌ای از حوزه‌های عملی و جزییات ممکن بود راهکارهای بهتری هم وجود داشته باشد.
به هر حال ایران با ۶ قدرتی که یکی از این قدرت‌ها هم اتحادیه اروپا است، نشست و تعامل کرد  و نه کارشان به درگیری کشید، این اتفاق خوبی است، چون معمولا وقتی پرونده به شورای امنیت و ذیل فصل هفتم می‌رود، معمولا سرنوشت خوبی را پیدا نمی‌کند و نمی‌توانند آن را حل کنند.
در عرصه مدیریت داخلی کشور، دولت سیاست‌های روشنی نداشته و خیلی دچار عدم یکپارچگی است. انسجام مدیریت دولت در عرصه‌های داخلی انسجام کافی نیست. نه مشخص است که این دولت، دولت تکنوکرات است، نه مشخص است که دولت سیاسی است. دولت در عرصه مدیریت داخلی فاقد ایدئولوژی است و به همین دلیل، ارکانش با هم کار نمی‌کند؛ هر استاندار، هر وزیر و هر سازمانش یک حکم می‌دهد و به همین دلیل انسجام کافی را نمی‌بینم و اینها را می‌گویم به این دلیل که دولت دوم آقای روحانی اگر روی کار آمد باید این مشکلات را نداشته باشد و حتما دولت دوم آقای روحانی باید دولتی باشد که این ضعف‌ها را نداشته باشد. در اقتصاد رونق را جدی‌تر دنبال کند، در یارانه‌ها باید قاطع برخورد کند و به نیازهای اساسی کشور بدهد. دولت در مدیریت داخلی باید تکلیف خود را بین این سه مدل روشن کند و الان دولت التقاطی داریم؛ یعنی جاهایی از فن‌گرایی تبعیت می‌کند، جاهایی اصولگرایان هستند و جاهایی اصلاح‌طلبان.
حل مشکل اشتغال خیلی سخت است، نه اینکه راه‌حل ندارد، ولی راه‌حلش سخت است و اگر کسی بخواهد راه‌حل بدهد، رییس‌جمهوری از جنس  هاشمی می‌خواهد که برود با رهبری بنشیند و مسائل را با رهبری هماهنگ کند، رهبری و رییس‌جمهور یک حرف را بزنند و با دنیا وارد گفت‌وگو شوند.
جز آقای روحانی کسی در جغرافیای سیاسی ایران نیست که بخواهد با رهبری هماهنگ باشد. این هماهنگی هم باید وجود داشته باشد، مدلش هم همانی بود که آقای هاشمی عمل می‌کرد، منتقل می‌کرد، نظرات را می‌گفت و نهایتا رهبری تصمیم می‌گرفتند و همه هم تسلیم می‌شوند، بنابراین این مدل تجربه شده است.
نکته بعدی در این زمینه اراده است.  رییس‌جمهور وقتی اراده کرد که مساله هسته‌ای را حل کند، آن را حل کرد، پای کار ایستاد، مگر ما اطلاع نداریم آ‌قای روحانی در برخی مقاطع وقتی به بن‌بست می‌رسید. مجلس را هم به کار می گرفت! قوه‌قضاییه را همراه خود می کرد، بنابراین در بقیه مسائل هم همین کار را انجام دهند، پس چرا به هم می‌پرند؟ در کشور این همه بیکار وجود دارد، پیمانکارانش طلبکارند، کشوری که چک‌های مردم برگشت می‌خورد و کسب و کار خوب انجام نمی‌شود، این‌گونه مسائل را باید کنار گذاشت.
ما رییس‌جمهوری می‌خواهیم که با رهبری هماهنگ باشد، قدرت رهبری را پشت دولت بیاورد تا مشکلات مردم حل شود. قوا هم باید هماهنگ باشند. با آ‌دم‌هایی که می‌خواهند از جوی (جوب) بپرند تا پای‌شان خیس نشود، کشور را نمی‌توان اداره کرد. ما باید مدیران را به کار بگیریم تا کار کشور راه بیفتد.
پس من سه شرط برای بهتر کردن اوضاع در نظر دارم، یک: رییس‌جمهوری هماهنگ با رهبری. دوم: هماهنگی قوا برای یک هدف مشترک در جهت خدمت به مردم [ خدمت به رژیم] و سوم: به کارگیری بهترین نیروهای کشور و توانمند[برای حفظ «نظام»].
در بخش قبلی گفتم فساد آفتی برای جمهوری اسلامی است که ما در گفتن زیاد می‌گوییم، در رسیدگی و ختم موضوعات کم عمل می‌کنیم.[ما امروز در ایران حکومتی داریم که ابعاد فساد نهادینه شده در آن- از رأس تا ذیل آن و در همهٔ قوه‌های سه‌گانه‌اش- در جهان کم‌نظیر است. ] الان یکی از نگرانی‌های ما این است که روحانی رقیبی ندارد. اگر آقای روحانی در نظرسنجی‌ها بالا نباشد، ولی فاصله‌اش با بقیه خیلی زیاد است. الان در عرصه سیاسی ایران کسی را نداریم که از آقای روحانی موقعیت بهتری داشته باشد. معتقدیم رقیب نداشتن خوب نیست.
ما به عنوان کارگزاران سه شرط برای حمایت تعیین کردیم. ما از آقای روحانی حمایت می‌کنیم که حمایت رهبری را برای دولتش جلب کند و بهترین‌های کشور را هم به کار بگیرد. ما این شروط را گذاشتیم. من امیدوارم که روحانی بتواند با رقبایش عادلانه و صحیح در منظر افکارعمومی حرف بزند.
اینکه فرد دیگری را به جز آقای روحانی به صحنه انتخابات بفرستیم از محرمانه‌های کار ماست. به هر حال ما حتما از جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی رو دست نخواهیم خورد. ما برنامه‌هایی داریم و اینکه چه می‌کنیم را نمی‌گوییم. ما دِینی نسبت به انقلاب اسلامی، نظام  داریم که آن دِین حکم می‌کند که «تک‌برگ» بازی نکنیم.
برداشت من این نیست که جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی همه اصولگرایان را در بر می‌گیرد. در جبهه اصولگرایانی که قرار باشد علی لاریجانی و ناطق‌نوری نباشد، روحانیت مبارز با تمام طرفیت‌هایش نباشد یا حتی خود آقای روحانی که از ظرفیت‌های مهم اصولگرایی است، نباشد و اینها را کنار گذاشته شوند، چطور می‌شود؟ ما در جبهه خودمان یک نفر را هم کنار نمی‌گذاریم، اما اصولگرایان همه را یکی یکی کنار می‌گذارند و بعد یک عده را جمع می‌کنند که نمی‌شود.

گزیده هایی  از روزنامه اعتماد

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا