بین‌المللی

نشست امنیتی مونیخ؛ پایان توهمات در کنار سؤال‌های بی‌جواب

کنفرانس امنیتی مونیخ امسال با حضور بیش از ٣٠ رهبر دولتی و حدود ٨٠ وزیر خارجه، دفاع و گروهی از سیاست‌مداران و ژنرال‌های ارشد در روز جمعه ١٧ فوریه در شهر مونیخ آلمان برگزار شد. در این نشست همچنین شخصیت‌های بین‌المللی از جمله دبیرکل سازمان ملل متحد، دبیر کل پیمان آتلانتیک شمالی، رؤسای پارلمان و شورای اروپا، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، نمایندگان سازمان همکاری اسلامی، اتحادیه عرب، سازمان شانگهای، اینترپل، سازمان‌های مدافع امور پناهندگان و مهاجران به‌چشم می‌خورد.

تمرکز بحث‌ها و توجه نگاه‌ها در این نشست بیشتر بر نحوه برخورد و سیاست‌گذاری دولت «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهوری آمریکا، نسبت به تحولات جهانی و منطقه‌ای استوار بود که برای اکثر حاضران سؤال‌های بی‌جوابی را مطرح کرده است. با حضور «مایک پنس»، معاون رئیس‌جمهوری، «جیمز متیس»، وزیر دفاع و «رکس تیلرسون»، وزیر خارجه، از طرف دولت آمریکا در نشست مونیخ و اظهاراتی که هر سه مقام ارشد این دولت بیان کردند، هرچند تا حدودی متحدان آمریکا به ادامه همکاری متحد فراآتلانتیکی خود قانع شدند اما هنوز بعضی سوءتفاهم‌ها بر جای خود باقی است.
مایک پنس به متحدان غربی و اعضای ناتو اطمینان داد دولت جدید آمریکا همچنان مثل گذشته در کنار آنان خواهد بود و پیمان ناتو نیز مورد حمایت کامل ترامپ است. به‌همین‌دلیل در این نشست کاملا مشخص شد دولت جدید ترامپ همچنان به سیاست گذشته این کشور ادامه خواهد داد و هیچ قصدی برای تغییر و انزوای بین‌المللی ندارد اما سیاست باج‌خواهی خود را حتی نسبت به متحدان خود نیز اعمال می‌کند. بحث دو درصد برای هزینه‌های دفاعی شاید به‌ظاهر یک موضوع ساده به نظر برسد اما با توجه به فشاری که بر اقتصاد کشورهای اروپایی وارد می‌کند دارای اهمیت زیادی خواهد بود. هم‌اکنون آلمان به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد اروپایی و یکی از اعضای ناتو حدود ١,٢ درصد از تولید ناخالص ملی خود را به بودجه دفاعی اختصاص می‌دهد و طبق قوانین مصوب بوندس‌تاک، سالانه حق افزایش هشت‌درصدی به بودجه نظامی را دارد که چیزی در حد یک‌دهم درصد کل بودجه دفاعی می‌شود درحالی‌که اگر امروز قرار باشد به دو درصد برسد باید ۴٠ میلیارد دلار بودجه اضافی به این بخش اختصاص دهد.
در سخنرانی افتتاحیه نشست مونیخ «اورسولا فون درلاین»، وزیر دفاع آلمان، خیلی زیرکانه ضمن پذیرش امکان افزایش بودجه دفاعی هیچ اشاره‌ای به سهم دودرصدی نکرد و آنگلا مرکل نیز در سخنرانی روز دوم خود بر این نکته تأکید کرد که «سرمایه‌‌گذاری روی امنیت معنایش فقط افزایش بودجه دفاعی نیست، بلکه سرمایه‌گذاری روی بهداشت و آموزش نیز هست». بدون شک بسیاری از کشورهای اروپایی عضو ناتو هم‌اکنون به دلیل بحران اقتصادی قادر به تأمین بودجه دودرصدی نخواهند بود و فشارهای آمریکا فقط می‌تواند یک شوک برای افزایش بودجه نظامی به آنان وارد کند بدون اینکه فعلا قابل دستیابی باشد.
اختلافاتی که بین بسیاری از شرکت‌کنندگان در نشست امنیتی مونیخ وجود دارد، فقط به اختلاف دولت ترامپ با چگونگی کارکرد ناتو محدود نمی‌شود و دو موضوع مهم نحوه برخورد دولت ترامپ با اتحادیه اروپایی و همچنین نقش جدید روسیه در ترتیبات امنیت جهانی نیز در کانون توجه شرکت‌کنندگان قرار خواهد داشت. ترامپ از آغاز شروع کمپین انتخاباتی خود با تأکید روی نوعی از ناسیونالیسم اقتصادی در فاز سرمایه انحصاری و نئولیبرالیسم جهانی، موجب آشفتگی بزرگی در حوزه اقتصاد بین‌المللی و همچنین نوع نگاه و موضع‌گیری خود نسبت به بقای اتحادیه اروپایی هم شده است. ناسیونالیسم مدنظر ترامپ که از سوی بخش بزرگی از ساختار سیاسی آمریکا هم حمایت می‌شود برعکس نقش ناسیونالیسم در کشورهای در حال توسعه در جهت مدل توسعه متوازن و حق حاکمیت ملی جوامع نخواهد بود، بلکه معطوف به اعمال هژمونی بزرگ‌ترین قدرت «آلترنانیو» موجود برای یک‌طرفه‌کردن جاده گلوبالیزاسیون فعلی است.
در این ایده نئولیبرالیسم و قدرت انحصارات باید به صورت یک‌سویه در خدمت هژمونی آمریکایی قرار گیرد و راه رشد و سهم‌خواهی اقتصادهای نوظهور به میزان زیادی بسته شود. اینکه هم‌اکنون مرکز ثقل اقتصاد جهانی از واشنگتن به طرف شرق آسیا در حال انتقال است، دقیقا بزرگ‌ترین دغدغه دولت ترامپ است و ناسیونالیسم آمریکایی در جهت درهم‌شکستن این مسیر طراحی شده و چین در کانون تهاجمی آن قرار دارد.
اما در نشست امنیتی مونیخ از طرف فرستادگان واشنگتن به این سؤال اساسی اروپاییان هیچ جواب روشن و قانع‌کننده‌ای داده نشد که سیاست دولت ترامپ نسبت به انسجام در اتحادیه اروپایی چگونه خواهد بود. ترامپ در اولین دیدار با یک رهبر خارجی با «ترزا می»، نخست‌وزیر بریتانیا، به‌صراحت از طرح «برگزیت» حمایت کرد و تلویحا دیگر اعضای اتحادیه اروپا را به درس‌گرفتن از برگزیت بریتانیایی تشویق کرد. این حرکت ترامپ در اروپا اعلان جنگ نسبت به بقای اتحادیه اروپایی تلقی شد و انتقاد رهبران و نهادهای اتحادیه را به‌جد برانگیخت. عدم اشاره و حمایت پنس و دیگر مقامات آمریکایی در نشست مونیخ از موجودیت اتحادیه اروپایی نشان داد دولت جدید واشنگتن ترجیح می‌دهد روابط خود را با کشورهای اروپایی در قالب روابط دوجانبه و بیرون از اتحادیه اروپایی تنظیم کند. عدم پاسخ‌گویی تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا، به خبرنگاران دراین‌باره بیش‌ازپیش رهبران اروپایی را در نگرانی فرو برد؛ به‌ویژه که در ماه‌های آتی انتخابات سرنوشت‌ساز در کشورهای فرانسه، هلند و آلمان برگزار می‌شود و رشد راست افراطی در این کشورها و ارتباط این موضوع با سیاست‌های «ترامپیسم» از هم‌اکنون زنگ خطر را برای اتحادیه اروپا به صدا درآورده است.
در نشست مونیخ یک اتفاق مهم دیگر هم خود را به رخ کشید و آن هم پایان توهم نزدیکی ترامپ به سمت همکاری‌های راهبردی با روسیه بود که هرچند برای اروپاییان هنوز منبع سؤال است، ولی با سخنرانی «سرگئی لاوروف» مبنی بر اینکه «به نظر می‌رسد جنگ سرد پایان نیافته است»، به نظر می‌رسد به‌تدریج واقعیت اوضاع جدید در مسکو درک شده است. این توهم که ترامپ ناتو را نادیده می‌گیرد و به سمت نزدیکی با روسیه پیش خواهد رفت هرچند در سخنان ترامپ به‌نوعی بازتاب پیدا می‌کرد، ولی ساختار سیاسی این کشور با اتخاذ «پروژه مهار» به‌ویژه بعد از برکناری «مایکل فلین» به همه این توهمات پایان داد. سخنان چند روز پیش دونالد ترامپ مبنی بر اینکه تا بازگشت کریمه به اوکراین تحریم علیه مسکو لغو نمی‌شود خیلی زود رهبران مسکو را متقاعد کرد که نباید به این معبد دخیل ببندند. نتیجه نشست امنیتی مونیخ هرچند نمی‌تواند به همه سؤالات کنونی پاسخ دهد اما حداقل «نقشه راه» قدرت‌های بزرگ جهانی را تا حدود زیادی مشخص کرد و این چیزی نبود به غیر از اینکه استراتژی‌های جهانی همچنان بر مدار گذشته می‌چرخد.
اردشیر زارعی‌قنواتی

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا