دیدگاه‌ها

کفگیر اصلاح طلبان حکومتی به ته دیگ خورده- حمایت از ناطق نوری برای نشستن بر مسند هاشمی

در هفته های اخیر، و به ویژه از زمان درگذشت هاشمی رفسنجانی، کوشش های سراسیمه وار «اصلاح طلبان حکومتی» برای کم کردن فاصله خود و در عمل وحدت کامل با اصولگرایان عملگرا (پراگماتیست) شدت یافته است.  ناطق نوری، پرچمدار جناح تمامیت خواه در انتخابات تاریخی دوم خرداد ماه ۱۳۷۶، اکنون به عنوان شخصیتی اعتدالگرا، بســیاری از اصلاح طلبان را شیفته خود کرده است! دوران پسا رفسنجانی نزد این نیروها ، نزدیکی به جناحی از حکومت است که منافع‌شان را در آینده تضمین کند و نه منافع مردم را و این فرایند”نزدیکی”، قرار است زیر لوای اعتدال، اصلاح، میانه‌روی و تعامل با دیگر جناح‌ها به‌پیش رود. این همان روشی است که رفسنجانی در تمامی دوران آن را ادامه داد….

در ادبیات سیاسی ای که این روزها شاهد بکار گیری آن از سوی این جناح از اصلاح طلبان هستیم، آن ها آگاهانه و پیگیرانه مسیر خود را از شعارهای اصلاح طلبانه واقعی و هر چه بوئی از رادیکالیسم سیاسی بدهد، جدا می کنند.  در واقع اصلاح طلبان دیروزی برای بازگشتن به زیر سایه “وحدت” عبای گسترده ولی فقیه رژیم اکنون پرچم سفید تسلیم را با حرف رمز « تدبیر و عقلگرایی» و با هدف پشت کردن به «اصلاح طلبی» علم کرده اند. دیگر سخنی از مطالبات مردم نیست.  برخی از آن ها حتی راه خود را علناٌ از توده های مردم که در روند تحولات ۹ ماه تاریخی در سال ۱۳۸۸ حماسه جنبش سبز را برپا کردند، جدا کرده اند و صراحتاٌ مقاومت مردم در روز ۹ دی ماه در مقابل یورش تحریک آمیز اصولگرایان و چماق بدست ها را محکوم می کنند. لذا این عجیب نیست که در روز های اخیر آن ها در عمل بازگشت به روزهای قبل از دوم خرداد ۱۳۷۶ را توجیه می کنند.  دعوت به بیعت اصلاح طلبان با ناطق نوری کاندیدای اصلح ولی فقیه در انتخابات دوم خرداد که در مقابل مردم و کاندیدای اصلاح طلبی سید محمد خاتمی به سختی شکست خورد، معنی ای جزاین ندارد.(۱)

آیا رفسنجانی ها و ناطق نوری ها از عاملان اصلی شکست انقلاب ۱۳۵۷ به‌هدف سد کردن راه تغییرهای بنیادی اقتصاد ایران نبوند؟ آیا اصلاح‌طلبان نمی‌دانند در سال‌های دههٔ ۱۳۶۰ رفسنجانی  در مقام دست راستِ خمینی، ‌همراه با “بزرگان نظام” مانند علی خامنه‌ای و ناطق نوری، انقلاب را از درون تهی و آن را وسیله‌یی برای بی‌حقوق کردن مردم و زراندوزی نخبگان حاکم تبدیل کردند؟ یعنی استحاله‌ای که امتداد آن به جامعهٔ “زرسالار” کنونی زیر سایه ولایت‌فقیه رسیده است؟ آیا رفسنجانی نبود که علی خامنه‌ای را به منزلت و مرتبهٔ ولایت‌ مطلقه حاکم و قیم ملت رساند؟ آیا رفسنجانی تا لحظه آخر عمر درحال خدمت به “تداوم نظام” نبود؟ و همو نبود که اصرار داشت در هر شرایطی همواره حکم ولی‌فقیه باید اجرا شود؟ آیا واقعاً این رفسنجانی نبود که برای مهار و مطیع کردن جنبش اصلاح‌طلبی به‌وسیله پروژهٔ “اعتمادسازی با حاکمیت” اصلاح‌طلبان را در وضعیت تأسف‌انگیز کنونی قرار داد؟ پس چرا در این مقطع دسته‌یی از اصلاح‌طلبان از او قهرمان تاریخی‌ای دروغین می‌تراشند؟

حزب تودهٔ ایران، در سی‌و‌هشتمین سالگرد انقلابی که استبداد دینی نیروی بالقوهٔ تداوم و گسترش‌اش را نابود کرد، نسبت به روند کنونی اضمحلالِ “جنبش اصلاح‌طلبی” و ناپدید شدن رهبران قدیمی “اصلاح‌طلبان” زیر عبای ولی‌فقیه، ابراز نگرانی می‌‌کند، زیرا با از دست رفتن یکی از نیروهای مهم تشکیل‌دهندهٔ جنش مردمی، کفهٔ توازن نیرو- حداقل در کوتاه‌مدت- ناگزیر به‌نفع استبداد سنگین‌تر خواهد شد. بر این اساس، بار دیگر و در سالگرد انقلاب شکوهمند بهمن ۱۳۵۷، فراخوانِ قانونمند حزب مبتنی بر ضرورتِ تشکیل جبههٔ متحد ضددیکتاتوری را، باهدف مشخص به‌وجود آوردن شرایط گذار به مرحلهٔ تحولات ملی‌دموکراتیک، مطرح می‌کند و از همهٔ نیروهای ملی، دمکرات و تحول‌طلب جامعه برای دادن پاسخ مثبت به آن دعوت می‌کند.(۲)

(۱)فشرده گزارش  اندیشه نو-آناهیتا کیهان

(۲)به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۱۸، ۱۸ بهمن ماه ۱۳۹۵

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا