دیدگاه‌ها

مهاجرت سیاسی چیست ؟

مهاجرت در لغت کوچ اجباری یا داوطلبانه از میهن خود به کشور دیگر است به علل اقتصادی ، سیاسی یا علل دیگر . به همین جهت مهمترین اشکال مهاجرت دو نوع مهاجرت اقتصادی و مهاجرت سیاسی است .

مهاجرت سیاسی خروج داوطلبانه یا ناگزیر از میهن خود به علل سیاسی است که یا بقاء مهاجر را در کشور مورد بحث بدون ضرورت خاص با خطرات جانی همراه میساخته ویا ادامه فعالیت سیاسی را مانع می شده ، لذا به این یا به آن علت مجبور به جلای وطن شده است . مهاجرت سیاسی می تواند ارتجاعی یا مترقی و انقلابی باشد .
مهاجرت انقلابی یکی از اشکال مهاجرت سیاسی است . مهاجرت انقلابی مهاجرتی است که آگاهانه از طرف یک سازمان انقلابی برای حفظ کادرها یا برای انتقال مرکز بخشی از فعالیت های انقلابی بدور از دسترس دشمن ، انجام می گیرد . مهاجرت انقلابی مهاجرتی است فعال ، بخشی است از مبارزه ، بخشی است از تاریخ نبرد انقلابی خلق معین علیه ستمگران . این مهاجرت در شرایط معینی می تواند ضرورت حیاتی داشته باشد و اقدام بدان نه تنها خطا نیست ، بلکه واجب است .
برخی ها از روی عوام فریبی و برخی ها از روی گمراهی صادقانه ، هرنوع مهاجرت سیاسی را فرار از صحنه ی مبارزه می دانند . آنها مبارزه بغرنج سیاسی را با نوعی پهلوانی حماسی مرد و مردانه بدست دشمن و به شکلی احساساتی درک می کنند یا جلوه می دهند که چنین درک می کنند .
فراراز صحنه ، فرار از دشواری های مبارزه ، تهی کردن میدان ، گریز از زیر پرچم نبرد انقلابی خیانت است . این زمانی است که فردی از ترس جان و امنیت خود ، برخلاف دستور گردان انقلابی ، خود را از معرکه بدر می برد . چنین کسی اگر خائن نباشد ، عنصر ضعیفی است و به درد پیکار انقلابی نمی خورد .
ولی مهاجرت انقلابی ، یعنی انتقال بخشی از فعالیت موثر انقلابی بدور از دسترس دژخیمان بقصد ادامه مبارزه ، بقصد نگاهداشتن چراغ و اجاق نهضت ، در شرایط معین یک عمل ضرور انقلابی است .
لنین ، برخلاف برخی انقلابیون عوامفریب یا نادان ، نسبت به مهاجرت انقلابیون قبل از خود در نیمه قرن نوزدهم ، برخوردی کاملا عینی و مثبت داشت . وی در این باره می نوشت :
به برکت مهاجرت اجباری از طرف تساریسم ، روسیه ی انقلابی در نیمه ی دوم قرن نوزدهم ، آنچنان ثروتی از روابط بین المللی و آنچنان اطلاع عالی از جهت اشکال و تئوری جنبش جهانی انقلابی بدست آورد که هیچ کشوری در جهان صاحب آن نبود . ( لنین ، کلیات به روسی ، ج ۳۱ ،ص ۹)
خود لنین و جمعی از بلشویک ها هم قبل و هم بعد از انقلاب ۱۹۰۵ دست به مهاجرت زدند . مارکس و انگلس بنوبه خود به مهاجرت رفتند . مهجرت در جنبش کمون پاریس نیز دامنه وسیع داشت .
در کشور ما مهاجرت سوابق طولانی دارد . روشنگران آزادیخواه دوران ناصرالدین شاه غالبا در مهاجرت سیاسی بودند وفعالیت پر ثمری برای بیداری مردم ایران کردند . در تاریخ حزب طبقه ی کارگر ایران در هر سه دوران ( سوسیال دموکراسی انقلابی ، حزب کمونیست ایران ، حزب توده ایران ) مهاجرت انقلابی دیده می شود . مهاجرین حزب کمونیست ایران در ادامه جنبش در ایران نقش موثری داشتند .
مهاجرت سیاسی انقلابی حزب توده ایران نقش انکارناپذیری نه فقط در ادامه مبارزات حزب ، بلکه در انگیزش دیگر نیروهای اپوزیسیون به ادامه مبارزه ، بویژه پس از کودتای ارتجاعی شاه – زاهدی ایفاء کرده است . این مهاجرتی بود اجباری ، ترور خونین علیه حزب ، به خطر افتادن جان رهبران و کادرهای حزب ، آن را ضرور می ساخت . روشن است که این اعضاء حزب توده ایران ، در مهاجرت دمی از پای ننشستند و با دائر کردن نشریات و مطبوعات و رادیو ، با فعالیت در سازمان های بین المللی ، با افشاء پیگیر ووسیع رژیم ، با کوشش در راه احیاء سازمان حزبی در ایران خدمات ارزنده ای به جنبش کردند . بیهوده نیست که شاه و رژیم او به مهاجرت انقلابی توده ای کینه ای بی پایان دارند واز هر راه و البته به عبث در تقلا هستند این فعالیت را متوقف سازند .
لذا محور اساسی قضاوت در مورد مهاجرت ، عمل مهاجرین و نقش سیاسی آن هاست . اگر این مهاجرت بدون دائل ضرور کننده ، به قصد یافتن گوشه ای آرام و خوش با ترک مبارزه سیاسی انجام گیرد ، گریز است و اگر در کادر تصمیمات سازمانی ، با دلائل ضرور کننده ، به قصد یافتن وسایل ادامه نبرد در شرایطی که خطر وقفه در این نبرد وجود دارد ، انجام گیرد ، عملی است به تمام معنی انقلابی .
ولی سفسطه گران و گمراهان صادق این دو مفهوم را یکسان می گیرند .
احسان طبری

منبع : دنیا ، نشریه سیاسی و تئوریک کمیته مرکزی حزب توده ایران شماره ۱۰، دی ماه سال ۱۳۵۴

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا