جوانان

تحصیل و بیماری مدرک‌گرایی

مدرک‌گرایی در کشور ریشه‌ اجتماعی و فرهنگی دارد. گرچه یکی از شاخص‌های جایگاه اجتماعی تحصیلات است، اما تحصیلات همه‌ موجودیت یک فرد در جامعه نیست. تحصیلاتی که همراه با تجربه و مهارت نباشد به تدریج جایگاه خود را از دست می‌دهد و به عنوان یک بیماری فرهنگی شناخته می‌شود که هر یک از ما در این بیماری سهیم هستیم. برای مثال استادان دانشگاه که رسالت خود را برگزار کردن کلاس می‌دانند و توجه چندانی به رسالت خطیر معلمی ندارند یا دانشجویانی که برای گذراندن زمان و اخذ مدرک در دانشگاه‌ها حضور می‌یابند، هر کدام سهمی در این بیماری دارند.

اکنون بسیاری از بیکاران تحصیلکرده اشخاصی هستند که به دلیل نداشتن تجربه در بازار کار جایگاهی ندارند. بنا بر آخرین گزارش وزارت علوم در ایران دو‌هزار و ۶۴۰ دانشگاه وجود دارد که از این میان سهم وزارت علوم از جمعیت دانشجویی ۶۸ درصد و سهم دانشگاه آزاد ٣٢‌درصد است. این درحالی است که بر اساس اعلام موسسه اسپانیایی CISC چین تنها دو‌هزار و ۴۸۱ و هند‌هزار و ۶۲۰ دانشگاه دایر کرده است. این تعداد دانشگاه، حدود ۵ هزارمیلیارد تومان از بودجه کل کشور را می‌بلعند و نزدیک به ۵۰ درصد از جمعیت بیکار کشور را تولید می‌کنند.

تاثیر امکانات و دانشجویان در مدرک گرایی

پدر مشاوره شغلی ایران در گفت‌و‌گو با «آرمان» می‌گوید: موسسات آموزشی رشته‌هایی ایجاد می‌کنند، ولی امکانات آموزش از نظر استاد، دانشگاه، کارگاه و حتی از نظر زمان دانشجویانی که در کلاس‌ها حاضر می‌شوند، مسائلی است که ما نباید بگوییم تمام مشکلات از سوی مراکز آموزشی است و نمی‌توانند کار خود را انجام دهند، بلکه بسیاری از این موسسه‌ها امکانات کافی را در اختیار دارند و آموزش‌های لازم را هم ارائه می‌دهند، اما دانشجویان زمان کافی برای فراگیری آموزش نمی‌گذارند. عبدا… شفیع آبادی ادامه می‌دهد: شما در نظر بگیرید چه مقدار از کلاس‌های اول و آخر ترم با حضور نیافتن دانشجویان در کلاس‌ها و بین التعطیلی‌ها باعث از بین رفتن زمان تدریس استادان می‌شود، ولی با همه این اوصاف گرایشی در جامعه ما وجود دارد که متاسفانه بیشتر یک گرایش مدرک‌گرایانه است تا علم گرایانه. نه اینکه بگوییم هر کس درس می‌خواند می‌خواهد مدرک بگیرد، ولی گرایشی که بیشتر وجود دارد گرایشی است مبنی بر دریافت هر مدرکی، حالا چه این مدرک لیسانس باشد چه فوق لیسانس و چه دکتری.

مدرک تحصیلی و اشتغال

زمانی که ما به بسیاری از سازمان‌های دولتی برای کار مراجعه می‌کنیم اولین سوالی که با آن مواجه می‌شویم این است که مدرک شما چیست، زیرا استخدام‌هایشان بیشتر متناسب با مدرک تحصیلی است که این مساله باعث ایجاد مدرک گرایی در جامعه می‌شود و این سوال مطرح می‌شود بسیاری از افرادی که مدرک دکتری دارند آیا سواد دکتری هم دارند؟ شفیع آبادی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی در مورد این موضوع می‌گوید: به دلیل اینکه بیشتر استخدام‌های سازمان‌های دولتی با مدرک است و ارتقای شغلی با همین مدرک صورت می‌پذیرد داشتن مدرک برای افراد مهم می‌شود. این خیلی بد است که ما در جامعه فقط سراغ مدرک‌گرایی برویم و این وظیفه وزارت علوم است که هر چه زودتر مراکزی را که صرفا دنبال مدرک‌گرایی هستند و توانمندی لازم را ندارند بررسی کند که افراد واقعا تخصص را یاد بگیرند و اگر توانمندی‌های لازم را ندارند از فعالیت آن موسسات جلوگیری شود. به گفته او وقتی آموزش مدارس به مشکل می‌خورد سریعا سراغ آموزش و پرورش می‌رویم و آن را مقصر می‌دانیم، اشتغال مشکل پیدا کند می‌گوییم بخش مهمی از آن مربوط به وزارت کار است و اگر بهداشت مشکل پیدا کند می‌گوییم بخش مهمی از آن مربوط به وزارت بهداشت است، اما واقعا در زمینه مدرک گرایی هم یک عده سواد مدرک ندارند و این موسسات و مراکزی که ایجاد شده و مدرک را کنترل می‌کنند مقصر هستند. این استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: من فکر می‌کنم اگر ما زمانی تعداد زیادی تحصیلکرده با مدارج بالا داشته باشیم، اما کاری بلد نباشند آفتی برای جامعه است و این موضوع در آینده می‌تواند به ما ضربه‌ بزرگی بزند، در حال حاضر برای افراد خوشایند است که مدرکی دارند، ولی این مساله در آینده می‌تواند جامعه را با مشکل مواجه کند. باید فیلترهایی وجود داشته باشد تا بتوان افرادی را که تخصص ندارند شناسایی کرد و همه را با یک مدرک نسنجید، بلکه مهارت افراد و تخصص آنها را نیز در نظر گرفت.

تکیه بر نیاز سنجی برای رشته‌های تحصیلی

یک جامعه‌شناس و عضو هیات‌ علمی دانشگاه تهران با اشاره به ‌اینکه جمعیت تحصیلکرده بیکار یکی از مواردی است که بررسی و حل آن از مهم‌ترین موضوعات جامعه است به خبرنگار «آرمان»می‌گوید: یکی از عواملی که باعث شده ما به این وضعیت دچار شویم، رشد بی‌رویه مراکز آموزشی در یک دهه گذشته است. در واقع شرایط طوری است که با فاصله کمی از روستاها و دهستان‌ها می‌شود به مراکز دانشگاهی و آموزش عالی دست یافت. از طرف دیگر سیاستی که به نوعی بر مراکز آموزشی حاکم بوده، این است که مشتری‌مداری آنها به سمتی می‌رود که جمعیت دانشجو را داشته باشیم و در پی آن بودند که زودتر از دانشجو ثبت‌نام کنند تا در زیرمجموعه آنها قرار بگیرد، این مساله منجر به اخذ مدرک هم می‌شود. غلامرضا غفاری با طرح این سوال که آیا این مراکزی که تعریف می‌کنیم، مبتنی بر نیازهایی است که در جامعه داریم، تصریح می‌کند: اگر ما در وضعیتی بودیم که نیاز به نیروی کار نداشتیم و کشور به لحاظ توسعه و بازار به وضعیت اشباع رسیده بود، مشکلی نداشتیم، ولی این مورد در کشور‌های توسعه‌یافته و صنعتی که وفور منابع است، صورت می‌گیرد و وضعیت کاملا متفاوتی با ما دارند. ما در وضعیت رکود هستیم و باید تحرک و فعالیت داشته باشیم، ولی با وجود داشتن نیروی تحصیلکرده این تحرک را نمی‌بینیم. دلیل اصلی هم این است که افراد در قبال این همه مدرکی که می‌گیرند هیچ‌مهارتی ندارند. این افزایش و رشد بی‌رویه مراکز آموزشی، مبتنی بر نگاه دقیق مربوط به نیازها، خواسته‌ها و ضرورت‌هایی که در جامعه داریم، نبودند. صرفا دیدیم جمعیتی برای ورود به دانشگاه وجود دارد و چون این ولع را دیدیم، اجازه دادیم که مراکز عدیده‌ای تعریف و تولید شوند. همچنین شفیع آبادی در مورد نیاز‌سنجی عنوان می‌کند: ما همیشه باید آموزش هایمان بر‌اساس نیازهای کشورمان باشد، یعنی ما اولین چیزی که باید در کشور بسنجیم این است که ما چقدر نیروی متخصص در این کشور نیاز داریم؟ در چه رشته‌ای نیاز داریم؟ کدام رشته اولویت دارد؟ و در جهت تربیت همان نیروها قدم برداریم، نه اینکه هر کسی بخواهد بیاید مدرکی بگیرد که مورد نیاز جامعه نباشد و وقت خود و مملکت و پول خود و مملکت را صرف ‌کند و در پایان، تخصص کسب‌شده مورد نیاز جامعه نباشد. یکی از بزرگ‌ترین مشکلات کشور ما نداشتن نیاز‌سنجی است، نیاز‌سنجی نمی‌کنیم که تخصص‌های کسب شده امروز آیا برای سال‌های آینده لازم هست یا نه، یعنی رها کردیم هر کس هر‌کاری که خواست انجام بدهد بدون اینکه ما نیازها را بدانیم. آیا ما این همه نیروی متخصص در رشته‌ی خاص نیاز داریم که مرتب در دانشگاه‌ها پذیرش می‌شوند؟ او تصریح می‌کند: در نتیجه هم عمر فرد از بین می‌رود، هم بودجه کشور. باید مسئولان بسنجند که برای مثال ما در ۱۰ سال بعد چقدر در بازار کار به این افراد فارغ‌التحصیل نیاز داریم و بر این اساس اقدام به پذیرش دانشجو کنیم.
آرمان – محمد نوروزی

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا