اجتماعی

گفتاری دربارۀ مسئلۀ ملّی

صادق شکیب: تنها راه حل عادلانۀ مسئلۀ ملی جزیی جدایی ناپذیر از سایر خواست های دمکراتیک سراسری مردم کشورمان می باشد و راه حلی بر بستری عقلانی در چارچوب حفظ و پاسداری از تمامیت ارضی و در نظر داشتن منافع ملی کل میهنمان را می طلبد.

   ضرورت پیشرفت هر جامعه ای در موقعیت های مشخّص تاریخی منوط و مشروط به درک ژرف و همه جانبۀ شرایط عینی و ذهنی و ارزیابی دقیق وضعیت سیاسی، اجتماعی و فهم علمی سطح رشد نیروهای مولده و داشتن برنامه ای روشن، مدون و اهدافی معین برای رسیدن به آنچه در هر مرحله ای از تکامل تاریخی الزامات رشد، توسعه و عدالت اجتماعی جامعه را ناچار از رسیدن به آن می نماید بوده، تا جوابگوی عملی نیاز مردمان در ابعاد و حوزه های مختلف زندگی اجتماعی باشد. بر این مبنا در جامعۀ امروزین ایران که در یکصد سال اخیر با عظیمترین خیزشهای اجتماعی  با ژرفترین خواسته های بشری در کوران نبردهای سخت می رود تا خود را به  چنان سطحی از پیشرفت تکنولوژیک و علمی برساند،  تا هماهنگ و هم سطح با نظام بین الملل نموده یا به تعبیری از قافلۀ تمدن جهانی عقب نماند. نیز جواب و واکنشی شایستۀ خواست مردم که هر دم افزونتر از قبل خواهان طی طریق این مسیرند گشته، همچنین شرایطی پدید آید تا تمامی افراد از امکاناتی که جامعه در این زمانه عرضه می کند به تبع فعالیت و کوشش روز مرۀ خود از آن عادلانه بهره مند گردند.

بر این اساس شناخت و درک واقع بینانۀ موقعیت جامعۀ ایران، داشتن نگرشی روشن از جوانب مختلف اقتصادی، سیاسی وفرهنگی که در ارتباطی عمیق و همه جانبه با وضعیت بین المللی در تکاپوی رسیدن به آنچنان اهدافی است تا نیاز های لازمۀ انسانی مردمان را که اکثراً نیز قشر جوانند و دارای آرمان های ترقیخواهانه، تأمین نماید. ابن شرطی بس ضرور برای گشودن راه خویشتن به سوی آینده تابناک در این موقعیت حساس تاریخی کشورمان میباشد.

از ضروریات  ترقی و پیشرفت هر جامعه ای  شناخت درست علمی راه، نمایاندن چاه و مسیرهای انحرافی برای پرهیز از ورود و دخول بدانهاست. به اقتضاءِ منافع خاص انگلی خود عـده ای به عمد چاهها را عمیق تر می نمایند تا امتیازاتشان را حفظ نموده و اصولاً بی سرانجامی و تباهی راه توسعه و ترقی از الزامات حفظ منافعشان می باشد.

در کشور ما ایران،  در این شرایط خاص تاریخی یکی از این موارد مهم که دستاویز کسانی برای به انحراف کشیدن فرهنگ مبارزاتی مردم می باشد، مسئلۀ ملی و مسائل مطروحۀ پیرامون آن در این مورد می باشد. طرح منطقی و شناخت درست آن شرطی ضرور برای حل عادلانه و انسانی با پرداخت کمترین هزینۀ اجتماعی ممکن می باشد. لذا در قدم اوّل می بایست به طرح منصفانۀ صورت مسئله با پرداشتی علمی نشست. آن گاه به چاره جویی معقولانه و عقلانی برای حلّ آن دست یازید. در این مقاله نگارنده نمی خواهد وارد مباحث فنی و تئوریک در این حوزه شود. مطالب فراوان علمی در این باب تاکنون از سوی دانشمندان صاحب نظر و وطن پرست  نگاشته  و منتشر گردیده. بلکه از زاویه ای وارد بحث می شویم که طرح و شناخت مقولات مطروحه در شرایط مشخص کنونی از نیاز های مبرم برای پیشبرد جامعه به سوی عدالت و پیشرفت میهنمان می باشد.

آن چه در این مورد هیچ شکی نمی توان داشت اینکه، میهن ما ایران کشوری است کثیرالمله که در طول تاریخ اقوام مختلف در آن به طور مسالمت آمیزی زندگی کرده اند. یقیناً هر گاه مشکلاتی بر سر راه اینسان زندگی صلح آمیزی پدید آمده، ریشه در اعمال حکومتگران و مستبدان داشته که با تحریک و سؤ استفاده از  تفاوت های قومی و نژادی بدنبال تأمین منافع غارتگرانۀ خود بوده اند. وگرنه، نه تنها در خلق های مختلف ساکن در ایران در اقوام و نژاد و ملیت های گوناگون ساکن در کرۀ زمین یعنی به گسترۀ تمامی بشریت موجود، فرهنگ مردمان هر چند تفاوت های عظیمی هم که با همدیگر داشته و دارند در فرهنگ اصیل هیچ کدامشان جنگ و نزاع و خونریزی هیچ جایگاه مقبول و پذیرفته ای ندارد . این حاکمان قلدر و شریر نظام بین الملل اند که در این شرایط امپریالیسم آمریکا سر کردگی آن را بر عهده دارد برای تأمین منافع خود از این تفاوت های فرهنگی بین ملل و اقوام سؤ استفاده نموده با مستمسک قرار دادن  و بزرگنمایی تصنعی موارد کاملاً طبیعی با به انحراف کشیدن خواست های بحق و انسانی و عادلانه اشان نه تنها مانع حل منطقی و معقولانه و منصفانۀ آن می گردند. اصل مسئله را با هزاران لطائف الحیل لوث نموده با امکانات عظیم تبلیغی اشان با به کار گرفتن تکنولوژی مافوق مدرن خود در تمامی زمینه ها در عرصه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مطابق وضعیت خاص هر منطقه در هر گوشه ای از جهان حریصانه به دنبال منافع امپریالیستی خود می باشند. در این راه از به راه انداختن جنگ های دهشتناک و کشتار وسیع افراد و توسل به هر جنایت ضد انسانی رویگردان نیستند. در میهن ما ایران اقوام و ملیت های ساکنش بر مبنای نگرشی میهن پرستانه قویاً می خواهند در چارچوب کشوری واحد با به رسمیت شناختن و شناخته شدن حق و حقوق مبتنی بر برابری تمامی خلق های گوناگون در همۀ عرصه های زندگی اجتماعی همچنان نام ایرانی بر خود داشته باشند. آنهائیکه بر این خواسته های عادلانه و انسانی به بهانۀ نفی و بر خورد با آن بدان نام و بر چسب تجزیه طلبی می نهند دقیقاً خواسته با ناخواسته در جهت سیاست امپریالیسم آمریکا حرکت می کنند. سمت و سوی رفتارشان همسو با نقشه های این امپراطوری جنایتکار می باشد.

از اولیه ترین حق و حقوق و خواست مردم هر ملتی در درجۀ اول درک و شناخت و به رسمیت شناختن  و احترام به فرهنگ و تاریخشان میباشد. جوشش تاریخ معاصر ایران که با انقلاب مشروطه آغاز شد و هنوز هم مبارزه و مجاهدت برای رسیدن به خواسته های آن انقلاب نیمه تمام در همۀ عرصه ها با جانفشانی های مردم در این شرایط بس خطر ناکی که امپریالیسم آمریکا پس از پایان جنگ سرد به وجود آورده با رنج و مشقت ادامه دارد . در طی این یک صد ساله کدامین خواست و حرکت ملی و اجتماعی، عادلانه و به حق نبوده و مبنای تجزیه طلبی داشته؟

بیش از سی سال دستگاه پر عریض و طویل آریا مهری بر قیام پر شکوه مردم آذربایجان در سال ۱۳۲۴را که خواهان خود مختاری در چارچوب کشور ایران  بودند، حتی در مرامنامۀ خود صراحتاً بر آن تأکید داشتند بر بوق و کرنا دمید که آنان مشتی تجزیه طلب وابسته به بیگانه بودند تا سرکوب و کشتار بیش از۳۵ هزار نفر از مردم آن دیار و قتل و غارت مردمان آن خطه را توجیه کنند. ولی آخرالامر تاریخ بر همگان آشکار نمود این خود شاه بیشرم و حیا بود که بیگانه، و عامل و سرسپردۀ بیگانه، حتی سرکوب خونین و وحشیانۀ مردم آذربایجان  به دستور اربابان بیگانۀ استعمارگرش بود.

اینک که پس از پایان جنگ سرد از اولویت های سیاست امپریالیسم آمریکا برای حفظ منافع امپریالبستی خود سؤ استفاده از اختلافات قومی، فرهنگی ملل مختلف برای براه انداختن جنگ های خانمانسوز منطقه ای می باشد. اهمیت درک این نکته و برخورد مسئولانه با این مطلب مهم از سوی روشنفکران ترقی خواه و میهن پرستان واقعی  جدیتی در خور می طلبد. تا با شکافتن اصل موضوع و توضیح نیات واقعی امپریالیسم که به اعتراف و اذعان تئوریسنهایش برخورد تمدّن ها را مدّ نظر دارد. و به دنبال جنگ افروزی و آتش افروزی است. تودۀ مردم را هشیار نموده با بسیجی همگانی سیاست و اهداف جنایت کاران را عقیم گذارند. هم چنین، روشن و مـــشخص سازند که تنها راه حل عادلانۀ مسئلۀ ملی جزیی جدایی ناپذیر از سایر خواست های دمکراتیک سراسری مردم کشورمان می باشد و راه حلی بر بستری عقلانی در چارچوب حفظ و پاسداری از تمامیت ارضی و در نظر داشتن منافع ملی کل میهنمان را می طلبد.

صادق شکیب

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا