جوانان

کودکان قربانیان فقر

چندی است، که اخبار بسیار نا خوشایند و نگران کننده‌ای از بد رفتاری و برخورد خشن و عجیب با کودکان و اطفال جامعه به گوش می‌رسد، که هیچ تناسبی با فرهنگ و تاریخ ایرانی و انسانی ما ندارد. از مرگ غم انگیز ستایش و آتنا گرفته، تا مورد عجیب این اواخر که پدری در اقدامی باور نکردنی کودک شش ساله‌ی خود را ظاهراً برای گرفتن دیه‌ی سانحه به زیر خودرویی عبوری انداخته و با کمال تأسف کودک معصوم بر اثر شدت جراحات وارد شده در بیمارستان فوت شده است…

«علی رضا ایمانخانی» مددکار اجتماعی در یادداشت ارسالی به انصاف نیوز درباره‌ی کودکان قربانیان فقر نوشت:
چندی است، که اخبار بسیار نا خوشایند و نگران کننده‌ای از بد رفتاری و برخورد خشن و عجیب با کودکان و اطفال جامعه به گوش می‌رسد، که هیچ تناسبی با فرهنگ و تاریخ ایرانی و انسانی ما ندارد. از مرگ غم انگیز ستایش و آتنا گرفته، تا مورد عجیب این اواخر که پدری در اقدامی باور نکردنی کودک شش ساله‌ی خود را ظاهراً برای گرفتن دیه‌ی سانحه به زیر خودرویی عبوری انداخته و با کمال تأسف کودک معصوم بر اثر شدت جراحات وارد شده در بیمارستان فوت شده است.

حال اگر از شرایط ومعضلات مالک نگون بخت خودرو، که دچار آلام سنگین روحی و روانی ناشی از این سانحه شده است، بگذریم و متوجه این امر شویم که این شخص چه میزان سختی متحمل شده است تا بی گناهی خود را ثابت کند به مسائل حاد اجتماعی بسیار نگران کننده‌ای در این گونه اتفاقات برخورد می‌کنیم که قابل تفکر و بررسی است.

اگر مورد آتنا و ستایش را مورد شخصی، بدانیم که بیشتر به خاطر مشکلات روحی و روانی شخص روان پریش جنسی و جانی حادث شده و در همه‌ی ادوار تاریخ کم و بیش سابقه داشته است، ولی پرتاب یک کودک، توسط پدرش برای گرفتن دیه به زیر خودرو جای تأمل بسیار دارد و اصطلاحاً، زیر پوستش سخن فراوان و تعمق وسیع دارد.

اگر چه عمل زشت و قبیح، این به ظاهر پدر را به هیچ وجه نمی‌توان توجیه کرد ولی چه میزان فقر و تنگ دستی باعث شده است که این پدر راضی به قربانی کردن فرزند عزیزش شود (قطعاً، هدف این پدر هم مرگ فرزند نبوده و در نهایت گمان می‌کرده که این تصادف باعث آسیب دیدن کودک شده و دیه دریافت خواهد کرد و بخشی از مشکلاتش را با این مبلغ حل کند، که متاسفانه سانحه موجب مرگ کودک شده و دست وپای شکسته‌ی فرزند دوم خانواده نیز ظاهراً حاکی از مسبوق به سابقه بودن این عمل زشت و پلید، توسط پدر در گذشته است) پدری که قطعاً بیکار بوده و ناتوان از تأمین هزینه‌ی امرار معاش خانواده‌ی خود است. از این دست پدران و مادران سرپرست خانواده که غالب مواقع شرمنده‌ی فرزنداشان هستند کم نیستند ولی واقعاً چه راهی وجود دارد که عفریت فقر مطلق را از وطن دور کرد؟ چه راه‌هایی وجود دارد که در کشور، شغل کافی ایجاد کرد، که دیگر پدری با جگر گوشه‌اش چنین حرکتی غیر انسانی را مرتکب نشود.

با واقعیت‌های موجود و هر چند تلخ امروز ناچارا کنار باید آمد ولی بیکار هم نمی‌توان نشست. ما هم قبول داریم که کشور چند سالی است که درگیر رکود اقتصادی و تحریم است، که انصافاً خروج از آن هم به خاطر شرایط اقتصاد جهانی و قیمت نازل نفت و گاز برای دولت ما کار آسانی نیست ولی قطعاً باید در سطوح بالای حاکمیت برای رفاه مردم و ریشه کنی فقر در جامعه چاره اندیشی کرده و راه کارهایی جدید اتخاذ کرد حتی اگر به قیمت گذر از بعضی اصول و آرمان‌ها باشد، زیبنده‌ی کشور باستانی ما نیست که در کنارش کشورهایی مانند ترکیه و جمهوری آذربایجان به سرعت در حال رشد فزاینده باشند و فقر را ریشه کن کنند ولی ما به خاطر عدم اتخاذ تدابیر لازم و نداشتن استراتژی مناسب شاهد رشد روز افزون پدیده‌های نابهنجار اجتماعی از این دست باشیم.

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا