اخبار

ننگ حصر؛ نامه ای که مخاطبش آیت الله های عظما ست !

در این همه سال‌ها، داستان صبر و استقامت و ایستادگی «در زندان های مخوف رژیم ولایت مدار و محصورین مخالفان حاکمیت استبدادی دستگاه ولایت » زبانزد خاص و عام شده است. فرزندان زهرا رهنورد و میرحسین موسوی٬ تنها شاهدان حصر خانگی والدین خود به ظلم بی دلیل به علما نامه نوشته اند؛ «دختران این محصوران مظلوم در نامه خود باز یادآوری کرده‌اند که این عزیزان، هزینه حق‌گویی و عدالت‌خواهی خود را می‌پردازند و همچنان بر عهدی با مردم خود بسته‌اند، ایستاده‌اند.» به‌درستی می‌توان گفت که موضوع حصر رهبران جنبش سبز برای مجموع جناح‌های “نظام” به چالشی مشترک و مهم تبدیل شده است، زیرا هنوز هم خاطره و تجربهٔ اعتراض‌های مردمی در چارچوب جنبش سبز در حکم اوج مرتبهٔ ترقی‌خواهیِ”جنبش اصلاح‌طلبی” دانسته می‌شود و مقاومتِ رهبران آن در برابر دیکتاتوری علی خامنه‌ای در پهنهٔ جامعه اعتبار و جایگاهی مثبت دارد….
در این نامه که توسط وب‌سایت کلمه منتشر شده٬ دختران زهرا رهنورد و میرحسین موسوی، به عنوان «تنها شاهدان» حصر خانگی از «ظلم بی‌بدیل به والدینمان در حصر خانگی از قریب به هفت سال قبل تا حال حاضر» نوشته‌اند.

به شهادت ایشان در این مدت چنان حقوق انسانی از آنان سلب شده که حتی در موارد مشابه پیشین هم با همه غلط بودن این رویه، چنین نبود؛ از جمله اینکه ارتباطات بطور کامل قطع و انواع ممنوعیت‌ها که حق و شان انسانی آنها را نشانه رفت بی‌واهمه از حساب‌رسی بر این سه انسان روا شد. حقوق طبیعی آنان چون رسیدگی‌های پزشکی نیز تا جای ممکن با تاخیر بوده تا عواقب، آثار و آزار متعدد از خود به جای گذارد.

در بخشی از این نامه آمده است: اکنون نیز آنان در خانه‌های خود اسیرند. در خیابان پاستور با نصب موانع امنیتی و میله‌ها، خانه که محل سکنا است، تبدیل به زندان بی‌قانون و بی‌نظارتی شده و زندانبانان از لایه‌های مختلف با نیت‌ها و برنامه‌های مکتوم و مبهم در آن رفت و آمد دارند. بخش‌هایی از خانه در دست نامحرم زندانبانان است و نا‌امنی در آنجا حکمفرماست. کلیدهای خانه هم در دست همانان است. ما از هفته‌ای تا ملاقاتِ هفته دیگر از ایشان بطور کامل بی‌خبریم، در حالی‌که حتی امکان تماس تلفنی بصورت عادی و بدون درخواست وجود ندارد. بلکه باید در یک پروسه براساس پروتکلی نامشخص و افرادی نامشخص، درخواست دریافت و امکان آن بررسی گردد، نتیجه اینکه آنها در آن وضع بی‌سرانجام و معلق بطور غیرقانونی، غیراسلامی و غیرانسانی دچارند تا هرکس بنا به قدرت و کینه و منافع، حکمی صادر کند یا با اهدافی دور و نزدیک اتهام دروغی روا بدارد.

به شهات کوکب٬ زهرا و نرگس موسوی مسئولین امر از پرداختن به این مهم و ظلم آشکار، عامدانه شانه خالی کرده‌اند. آنها به طرز عجیبی با وجود وسایلی که کسب خبر و اطلاعات را تسهیل کرده است با فراموشی اینکه عالم محضر خداست، یا راضی و ادامه‌دهنده ظلم هستند یا با انواع دلایل و بهانه‌های جمعی و شخصی بر آنچنان چشم می‌پوشند و سکوت می‌کنند گویا هرگز از آن با خبر نبوده‌اند یا تنها در خفا و نهان به پرسیدن احوال عزیزان ما بسنده می‌کنند.

اکنون به جای آزادی، مرگِ تدریجی محصوران در حصر آرزو و برنامه‌ی ذوب شدگان در« ولایت فقیه» و نیز راه حل آسانِ منتخب، برای عده‌ای دیگر شده تا به جای حل این مشکل غیرقابل انکار، به انتظار آن بنشینند و بعد هم با هزار ترفند از مسئولیت آن بگریزند.

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا