اخبار

طرحی بزرگ ولی با کدام پشتوانه علمی؟

«رییس‌جمهوری به دلایل مختلف برای نوسازی بافت‌های فرسوده اولویت‌ قائل شده‌اند. به این ترتیب که بخش‌هایی از شهرها نیازمند مرمت است که باید بتوانیم این بافت‌های فرسوده را قطعه‌قطعه بازسازی کنیم. شاید این کار خیلی به پول دولتی نیازی نداشته باشد، افرادی آمادگی سرمایه‌‌گذاری دارند تا در واحدهای کوچک برج یا ساختمان‌های بلندمرتبه‌ای را بسازند. با این کار شهر نوسازی می‌شود و آقای رییس‌جمهوری روی این مساله تاکید دارند. این یک اولویت ابلاغی از سوی رییس‌جمهوری به نهادهای ذی‌ربط از جمله وزارت راه و شهرسازی است.»…

به طور جدی می‌توان گفت که سیاست سهل و ممتنع است. به راحتی می‌توان طرح‌های بزرگ داد. اتصال دریای عمان به دریای خزر، ساخت دو میلیون واحد مسکن مهر، پرداخت یارانه به ٨٠ میلیون نفر، توزیع هزار متر زمین برای احداث باغ‌ویلا برای هر خانوار و تولید و تامین محصولات کشاورزی خانوار! و امروز نیز احداث بلندمرتبه‌سازی در بافت‌های فرسوده شهری. هنگامی که از موضع سهل بودن به این طرح‌ها نگاه می‌کنیم، چشم‌اندازی زیبا از رویای تحقق این اهداف و برنامه‌ها پیش چشمان ما نمایان می‌شود. ولی سیاست ممتنع است، اگر در عمل به نتایج برخی از طرح‌های اجرا شده، توجه کنیم. در این مرحله متوجه می‌شویم که کوچک‌ترین کارها نیز نیازمند مطالعات گسترده هستند، چه رسد به طرح‌های بزرگ که نیازمند گروه‌های مطالعاتی همه‌جانبه است. رییس محترم سازمان برنامه و سخنگوی دولت در یکی از گفت‌وگوهای اخیر خود خبر داد که: «رییس‌جمهوری به دلایل مختلف برای نوسازی بافت‌های فرسوده اولویت‌ قائل شده‌اند. به این ترتیب که بخش‌هایی از شهرها نیازمند مرمت است که باید بتوانیم این بافت‌های فرسوده را قطعه‌قطعه بازسازی کنیم. شاید این کار خیلی به پول دولتی نیازی نداشته باشد، افرادی آمادگی سرمایه‌‌گذاری دارند تا در واحدهای کوچک برج یا ساختمان‌های بلندمرتبه‌ای را بسازند. با این کار شهر نوسازی می‌شود و آقای رییس‌جمهوری روی این مساله تاکید دارند. این یک اولویت ابلاغی از سوی رییس‌جمهوری به نهادهای ذی‌ربط از جمله وزارت راه و شهرسازی است.»
تردیدی نیست که این خبر موجب بهت و حیرت همه کسانی شد که دستی در امور شهر دارند. نخستین پرسشی که باید طرح کرد این است که چه خوب بود آقای نوبخت ابلاغیه‌ آقای رییس‌جمهور را نیز منتشر می‌کرد. گذشته از این نکته درباره این ابلاغیه می‌توان طرح پرسش کرد که مبانی قانونی آن چیست؟ براساس کدام اختیارات و مواد قانونی چنین ابلاغیه‌ای صادر شده است؟ به علاوه ابلاغیه‌ای که صدها هزار میلیارد برای جامعه هزینه قطعی و منفعت احتمالی خواهد داشت براساس کدام پشتوانه مطالعاتی چنین تصمیمی اتخاذ شده است؟ مگر ممکن است طرحی را ارایه کرد که زندگی و مسکن میلیون‌ها شهروند را تحت تاثیر مستقیم و شدید قرار دهد، ولی هیچ مطالعه‌ای جدی در این زمینه به عنوان پشتوانه این تصمیم وجود نداشته باشد؟ به علاوه این طرح باید از وزارت راه و شهرسازی بیرون بیاید، در حالی که با قطع و یقین می‌توان گفت که اغلب کارشناسان این حوزه با چنین ایده‌ای موافق نیستند. ضمن آنکه شهرداری‌ها نیز از آن استقبال نمی‌کنند، حداقل شورای شهر و شهرداری‌های اصلاح‌طلب آن را موافق حقوق مردم و سیاست‌های شهرسازی مبتنی بر اصول اخلاقی و مدیریت شهری نمی‌دانند. نمونه‌اش مصاحبه معاون سابق وزارت راه و شهرسازی و معاون فعلی شهرداری تهران است که به صراحت اعلام می‌کند که: «وقتی این موارد دستوری می‌شود، نتیجه‌ای مثل مسکن مهر خواهد داشت، زیرا همه ابعاد در چنین طرح‌هایی مورد توجه قرار نمی‌گیرد. بهتر است افزایش تراکم بیشتر در بخش‌های ممکن را به عنوان راهبرد تعیین کنیم و اجرای آن را به مسیر کارشناسی و قانونی بیندازیم… اجرای این برنامه دو شرط دارد؛ اولا مطالعه عمیق و جدید، بدون قصد و نظر قبلی و هماهنگ با طرح جامع تهران این تصمیم باید انجام شود. دوما مسیر مراجع تصمیم‌گیر و تصویب‌کننده برنامه‌های ملی و محلی را به‌درستی طی کند. بخشی از مطالعه درباره تغییر الگوی مسکن، به مسائل فرهنگی بازمی‌گردد. خیلی از واحدهای کم‌مساحت و بسیار آسیب‌پذیر در مناطق جنوب تهران، محل امرار معاش ساکنان آنها نیز هست. در واقع اقتصاد یک خانوار ممکن است به همان حیاط کوچک این خانه‌ها وصل شده باشد. وقتی می‌گوییم مطالعه باید انجام شود، منظور این است که همه‌جانبه به مسائل توجه شود. در درجه اول جابه‌جایی انسان‌ها باید با انتخاب شکل بگیرد یا با انگیزه‌های دیگری که خودشان برآیند داشته باشند، وگرنه با اجبار افراد را نمی‌توان از جایی به جای دیگر منتقل کرد. انگیزه‌ها می‌تواند اقتصادی، اجتماعی، مذهبی و… باشد.»
این نحوه اعلام طرح‌های توسعه شهری و مسکن و نوسازی آن تفاوت چندانی با مسکن مهر ندارد. شاید بدتر هم باشد، زیرا مسکن مهر در مواردی خوب بود و در مواردی نیز از هر نظر ایراد داشت و حداکثر خسارت آن این است که سرمایه جامعه تلف می‌شد، ولی این طرح موجب خسارت فرهنگی و اجتماعی به اقشار گوناگون و به ویژه گروه‌های ضعیف نیز هست. کافی است گزارش‌هایی را که از تملک املاک و واحدهای مسکونی در اتوبان صیاد منتشر شده است مطالعه می‌کردند. بافت فرسوده محل زندگی بخش مهمی از مردم و به طور مشخص طبقات پایین است. آنان در این واحدهای مسکونی کار می‌کنند، با دیگران معاشرت اجتماعی دارند، در واحدهای مستقل و ارزان‌قیمت زندگی می‌کنند. بسیاری از آنان مستاجر هستند که با اجرای این طرح آواره می‌شوند.

اجرای اینگونه طرح‌ها موجب گران شدن هزینه مسکن می‌شود و افراد کم‌بضاعت قدری پول می‌گیرند و به مستاجری می‌افتند و ساختمان‌های جدید بیش از آنکه مناسب حال آنان باشد برای طبقات متوسط مفید است، این کار را «اعیان‌سازی» می‌گویند که در نتیجه آن فقرا به حاشیه رانده می‌شوند و حاشیه شهر را گسترش می‌دهند.
از سوی دیگر زندگی در آپارتمان و برج، یک انتخاب است و نه یک اجبار. هم‌اکنون که افراد به علت انتخاب خودشان در این برج‌ها زندگی می‌کنند، بسیاری از آنان قادر به هماهنگ ساختن خود با مقررات برج‌ها نیستند و اگر قرار باشد که طبقات فقیر را با اجبار در این برج‌ها ساکن کرد، به طور قطع و یقین دچار مشکلات جدی می‌شوند. از پرداخت هزینه ماهانه ساختمان گرفته تا چگونگی نحوه و رفتار در برج، می‌تواند منشا اختلاف شود.
این سیاست یک سابقه شکست خورده هم در محله سیروس تهران دارد. این محله را بیش از یک دهه پیش با همین تفکر، ویران کردند. دستاورد این ایده در یک محله کوچک بعد از یک دهه چیست که امروز به فکر گسترش آن در کل شهرها افتاده‌ایم؟ جابه‌جایی بخشی از ساکنان قدیمی به بیرون از محله، تبدیل به مرکز معتادان و سایر آسیب‌های اجتماعی و ساخت مجتمع‌های مسکونی نامتناسب با بافت محله و نیمه‌کار ماندن آن و… این روش سال‌هاست در نقاط کشور اجرا شده و نتیجه‌ای نداده است. بافت های فرسوده با وجود این سیاست‌ها رشد کرده‌اند. همان عواملی که به شکست موارد قبلی منجر شد به شکست این طرح هم منجر می‌شود. چرا برخی فکر می‌کنند که چنین ایده‌های بکری در ابتدا به ذهن خودشان می‌رسد و چرا از تجربه گذشته درس نمی‌آموزند؟ احتمالا دو دلیل دارد؛ یکی اینکه هزینه اقتصادی این طرح از جیب ملت پرداخت می‌شود و دوم آنکه پیامدهای اجتماعی و شهری آن را ساکنان این مناطق و کل شهر می‌پردازند. از قدیم هم گفته‌اند خرج که از کیسه مهمان بود حاتم طایی شدن آسان بود.
امیدواریم که این ابلاغیه پس گرفته شود، هرچند اگر هم پس گرفته نشود، اتفاقی نخواهد افتاد زیرا هنگامی که رییس سازمان برنامه کشور می‌گوید که «شاید این کار خیلی به پول دولتی نیاز نداشته باشد» می‌توان نتیجه گرفت که هیچ چیز قطعی نیست و کل ماجرا یک تبلیغات اداری است!
روزنامه‌اعتماد

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا