جوانان

روایت عباس عبدی از جنبش دانشجویی ایران: این جنبش از اساس چپ بود

دوره شروع جنبش دانشجویی با حضور نیروهای چپ، توده ای ( سازمان جوانان حزب توده ایران) و به تعبیری میهن پرست همراه است. ولی نیروهای مذهبی به شدت ضعیف هستند اساسا گرایش های مذهبی آن موقع خیلی معنایی نمی دهند و تعداد نمازخوانان دانشگاه ها بسیار کم شمار بودند البته این بدان معنا نبود که دانشجویان ضد مذهب هستند…

به گزارش خبرنگار جماران، عباس عبدی درباره جنبش دانشجویی در ایران گفت: این جنبش از اساس در ایران جزو جنبش چپ بوده است زیرا دانشجویانی که در سالهای نخست تاسیس دانشگاه تهران مشغول تحصیل بودند عموما از طبقات مرفه بودند آن موقع طبقات محروم حتی به دیپلم نیز نمی رسیدند و کسی که دیپلم می گرفت دارای وضع خوبی از لحاظ مالی بود.

از این رو کسی که دانشگاه می رفت از طبقات مرفه بود و استبداد رضا شاه نیز مانع این می شد که اتفاقی در سطح دانشگاه ها بیفتد. ولی بعد از سقوط وی و اشغال ایران از سوی شوروی و انگلیس، فضای بازتری ایجاد شد حزب توده  ایران در آن زمان، به عنوان مهم ترین حزب سیاسی محسوب می شد که می توانست فعالیت و در عین حال جذابیت داشته باشد وقتی هم که حرف از این حزب زده می شود نباید فورا کمونیست بودن به ذهن متبادر شود چرا که افراد مذهبی نیز در این حزب حضور داشتند

وی در ادامه گفت: شاید حزب توده ایران در اوایل، حزبی کارگری یا به نوعی برابری خواه و حتی کمونیست به معنای دقیق آن محسوب شود بنابراین اولین نیروهایی که به عنوان جنبش دانشجویی در دانشگاه ها شکل گرفتند نزدیک به حزب توده ایران بودند اما در عین حال لزوما کمونیست خوانده نمی شدند به عنوان مثال، ما در دهه ۵۰ کمونیست هایی را داشتیم که ضد دین هستند اما کمونیست های آن دوره، آن چنان گرایش های ضددینی نداشتند و یا به بیانی دیگر حساسیتی پیرامون این موضوع نداشتند.

به همین دلیل هر سه جریان ملی گرا، چپ ها و مذهبی می توانستند افرادی که آن زمان بر اثر مبارزات کشته می شدند را متعلق به جریان خود بدانند. اتفاقی هم که در ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ افتاد این گونه است و هیچ جریانی تلاش نمی کند کشته شدن آن سه آذر اهورایی را منحصر به خود کند. [ ولی واقعیت این است که مصطفی بزرگ نیا عضو کمیته مرکزی سازمان جوانان حزب توده ایران، مهدی شریعت رضوی عضو سازمان جوانان حزب توده ایران و احمد قندچی از هواداران جبهه ملی ایران  است!]

وی با اشاره به اینکه رایگان شدن دانشگاه ها، موجب ورود طبقات محروم به دانشگاه شد اظهار کرد: وقتی طبقات محروم توانستند وارد دانشگاه شوند آن نیروهای مذهبی که در سال ۴۸ توانسته بودند حرکتی مذهبی را در دانشگاه ها آغاز کنند به یکباره با تعداد زیادی از دانشجویانی مواجه شدند که به آنها پیوستند و از سال ۵۳، جریان مذهبی به راحتی در تمام دانشگاه ها شکل می گیرد و حتی مستقل می شود

یکی از نشانه های مستقل شدن این جریان در دانشگاه ها، برنامه کوه نوردی بود که از طریق آن دانشجویان ترم های بالاتر می توانستند دانشجویان ترم های پایین تر را جذب کنند و اقدام به عضوگیری کنند این برنامه تا قبل از آن سال، در انحصار نیروهای چپ بود البته آنها در «اتاق کوه» که اقدام به ثبت نام دانشجویان می کردند  اشاره ای به چپ بودن خود نمی کردند و همین امر موجب می شد که نیروهای مذهبی نیز در چنین برنامه هایی ثبت نام کنند. اما از سال ۵۳، مذهبی ها توانستند اتاق کوهی مستقل آنهم در مسجد ایجاد کنند بدین ترتیب، امکانات نیروهای مذهبی در آن سالها چندبرابر شد و یکی از آن امکانات، مسجدی بود که آنها توانستند با حمایت های بیرون دانشگاه ایجاد کنند.

ما عملا از سال ۵۳ به بعد با یک جنبش دانشجویی مذهبی قوی مواجه هستیم که قادر به تصمیم گیری و عمل کردن است حتی در برخی حوزه ها بطور مستقیم وارد عمل می شود. زیرا تا قبل از آن، در بحث اعتصابات و اعتراضات مربوط به شانزده آذر، عموما دانشجویان چپ بودند که تصمیم گیری می کردند اما از سال ۵۳، نیروهای مذهبی با مشورت چپ ها تصمیم می گرفتند و از سال ۵۵ به بعد، در تصمیم گیری مستقل عمل می کردند و نیاز به مشورت و هماهنگی نداشتند

عبدی بیان کرد: تعداد زیادی از دانشجویان این مقطع، وارد فضاهای براندازانه و تند در جامعه شدند البته فضای جهانی نیز، به شدت از چنین رویکردی حمایت می کرد و این گونه نبود که تنها در ایران این اتفاق بیفتد بلکه در سطح جهانی ، با پیروزی [ تاثیرات انقلاب اکتبر ] انقلاب کوبا، الجزایر و اتفاقاتی که در آمریکای لاتین افتاد و از سوی دیگر با هجومی که ایالات متحده به ویتنام و جاهای دیگر آورده بود فضای دوقطبی جهانی شکل گرفت در آن مقطع، اتحاد جماهیر شوروی برخلاف سال های دیگر خوش نام بود. بنابراین مجموعه این فضا موجب شد تا این گرایش به وجود آید که اکثر دانشجویان به سمت فعالیت های براندازانه، رادیکال و عملیات های مسلحانه حرکت کنند.

وی در پایان گفت: شاه تمام نهادهای مدنی را زد و دیگر حزبی به معنای واقعی در کشور وجود نداشت نهادهای کارگری، انجمن های روشنفکری و نویسندگان وجود نداشتند اما تنها نهادی را که موفق به تخریبش نشد نهاد مذهب، آنهم به دلیل گستردگی و وسعت بسیار زیاد آن بود.[امپریالیسم و رژیم شاه خطری را از جانب مذهب نمی دید] متاسفانه بخش عمده ای از کشتارهایی که پس از انقلاب صورت گرفت نیز مربوط به اختلاف هایی بود که افراد در زندان های پیش از انقلاب با یکدیگر داشتند زیرا معترضان که قصد مقابله با شاه را داشتند در فضای کوچک زندان تبدیل به مخالفان یکدیگر می شدند و باهم اختلاف پیدا می کردند زمانی هم که انقلاب شد تمامی دعواهای درون زندان خود را به بیرون کشاندند.[ سران حکومت استبداد مذهبی دگر اندیشان (توده ای ، فدایی، مجاهد و دیگر نیروهای سیاسی را بهطناب دار و جوخه های اعدام سپردند تا انقلاب بهمن ۵۷ را به شکست بکشند!]

همدلی- بخش هایی از سخنان  عباس عبدی

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا