اجتماعی

روایت شاهدان عینی از تجمع اعتراضی در تهران

امروز همزمان با نه دی تجمع‌های اعتراضی به تهران و چند شهر دیگر رسید. نه دی از سوی طرفداران حکومت روز خواص بابصیرت شناخته می‌شود و از بعد از واقعه عاشورای ۸۸ تاکنون، در این روز تظاهرات حکومتی برگزار می‌شود و شعارهایی علیه معترضان به انتخابات ۸۸ داده می‌شود. امسال اما مردم معترض راهپیمایی‌های نه دی را در دست گرفتند و شعارهایی علیه حکومت، گرانی و درباره آزادی‌های سیاسی سر دادند.

ویدئوهای منتشر شده در فضای مجازی نشان می‌دهد که دانشجویان معترض در مقابل دانشگاه تهران بعد از سر دادن شعارهای ضد حکومتی از سوی ماموران امنیتی مورد ضرب و شتم قرار گرفته‌اند.

کسری نوری از مدیران سایت مجذوبان نور امروز فضای اعتراضی دانشگاه تهران را دیده است. او دانشجوی ارشد حقوق بشر دانشگاه تهران است و کلاس داشته. به گفته او تجمع اعتراضی در دانشگاه تهران حوالی ظهر شکل گرفته است: «شعارها ابتدا حول محور اقتصادی بود. بیکاری، نداری و فقر مردم را به استیصال رسانده.» اشاره او به شعارهای مرگ بر گرانی، دانشجو، کارگر اتحاد اتحاد و … است: «بعد شعارها به به حقوق مدنی و سیاسی از جمله حق آزادی، آزادی‌های فردی، فکری و آزادی‌های جمعی رسید. در دانشگاه هم دانشجوها به مردم پیوستند چون دانشجوها جزو مردم هستند » اشاره‌اش به شعارهایی مثل «مرگ بر دیکتاتور»، «ملت گدایی می‌کند، آخوند خدایی می‌کند» و «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» و… است. کسری نوری توضیح می‌دهد که بعد از این شعارها ماموران امنیتی در دانشگاه را بسته‌اند تا دانشجوها نتوانند به مردم بپیوندند و جلویشان گرفته شود: «با نهایت تاسف باید بگویم از روبه روی دانشگاه به دانشجوها سنگ پرتاب می‌شد و با باتوم دانشجوها را مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند. واقعا تاسف آور است چون باید به حقوق شهروندی مردم احترام بگذارند. حداقل وقتی حقوق شهروندی را تبلیغ می‌کنیم باید به آن پایبند باشیم اما علاوه‌بر این که به آن پایبند نیستیم مردم را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهیم.»

او دانشجویان زیادی را دیده که در اثر ضرب و شتم آسیب دیده‌اند: «بعضی صورت‌هایشان به شدت زخمی شده بود و برخی از دانشجویان سرهایشان شکسته بود.»

گزارش‌ها حاکی از آن است که بعد از باز شدن درهای دانشگاه توسط دانشجویان یک عده از طرفداران حکومت وارد دانشگاه شدند تا با سر دادن شعارهایی درباره فتنه و علیه شعارهای معترضان امروز تجمع را به نفع خود تمام کنند: «عصر یکسری لباس شخصی و بسیجی را وارد دانشگاه کردند. آن‌ها عکس‌های عقیدتی و سیاسی مربوط به حکومت را در دست گرفته بودند و شعارهایی بر ضد شعارهای معترضان می‌دادند.»

به گفته کسری نوری عده زیادی از دانشجوها دستگیر شده‌اند: «ببیند جلب و دستگیری زیاد بود اما نمی‌توانم بگویم بازداشت صورت گرفت. چون تا آن‌جا که من می‌دانم عده‌ای را سوار اتوبوس کرده بودند و بعد از چند دقیقه پیاده کرده بودند.»

به گفته این دانشجوی حقوق بشر، تجمع اعتراضی عصر امروز از سمت دانشگاه و خیابان انقلاب به سمت چهارراه ولیعصر رفته است.

مریم یکی از افرادی است که امروز عصر در چهارراه ولیعصر حضور داشته: «من رو به روی پارک دانشجو بودم. مردم شعار می‌دادند. شعارها ضد حکومت و تند بود.»

او امروز تصاویری دیده که با تصاویر اعتراضات خیابانی ۸۸ بسیار منطبق بوده است: «مامورهای ضد شورش خیابان را گرفته بودند و وقتی شعارها تند بود به سمت مردم حمله کردند و گاز اشک آور زدند.» به گفته مریم، مردم هم برای فرار کردن از دست ماموران ضد شورش سطل آشغال‌های خیابان را به آتش کشیده‌اند: «ماموران امنیتی به شدت مردم را با باتوم مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند.» او خودش شاهد ضرب و شتم یک دختر جوان بوده است: « یک دختر را چنان زدند که نفس‌اش بالا نمی‌آمد و دیگران هم می‌ترسیدند جلو بروند و برایش کاری کنند. چون به شدت دستگیر می‌کردند.» به گفته مریم ماموران امنیتی بیشترین واکنش را نسبت به عکس‌برداری و فیلمبرداری از تجمع‌های اعتراضی نشان می‌دادند: «هرکس موبایل‌اش را بیرون می‌آورد و فیلم می‌گرفت، به شدت با باتوم کتک‌اش می‌زدند و او را بازداشت می‌کردند.»

سارا یکی از افرادی است که در حین فیلمبرداری از چهارراه ولیعصر توسط ماموران با باتوم مورد ضرب و شتم قرار گرفته و مانیتور موبایل‌اش شکسته است: «من با تمام وجود دویدم اما باتوم یکی از لباس شخصی‌ها به دستم و صفحه موبایلم خورد. صفحه موبایلم شکست و دو تا از انگشتانم کبود شد.» او می‌گوید: «من فکر می‌کنم برای شرکت در این تجمع‌های اعتراضی باید از گوشی‌های دوم استفاده کنیم. گوشی‌هایی که در آن اکانت توئیتر و فیس‌بوک و اینستاگرام داریم در صورت دستگیری خطرناک هستند.» تنها شعاری که او به یاد دارد: «می‌میریم، می‌میریم، ایران را پس می‌گیریم است.» او می‌خواسته از همین شعار فیلم بگیرد که مورد ضرب و شتم قرار گرفته: «بقیه‌اش را همه‌اش دویدم و دیگر چیزی از تظاهرات نفهمیدم.»

شیما شهرابی

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا