جوانان

چپ بودن افتخار است آقا!

گمان نمی‌کنم شما فراموش کرده باشید که در هر دونظام پادشاهی و اسلامی تنها جان‌های شیفته‌ای چون جزنی و پویان و احمدزاده و شعاعیان و البته شکرالله پاک‌نژاد و رحمان هاتفی و علیرضا سپاسی آشتیانی و هبت‌الله معینی دکتر شورانگیز کریمیان و… سینه برابر گلوله و داغ و درفش استبداد ستبر کردند نه راست‌هایی که در هر دو سیستم فربه‌گی پیشه کردند با خون تهیدستان!…

جناب آقازاده‌ی عزیز
فرموده‌اید با چپ معرفی کردن دانشجویان بازداشت شده زمینه پرونده‌سازی برای آنها فراهم می‌شود! ضمن اینکه یادم نمی‌آید برچسبی اعم از راست یا چپ به کسی زده‌ باشیم؛ باید عرض کنم که چپ بودن عار نیست آقای آقازاده! راست بودن عار است! چپ بودنی که حتی راست‌ترین اصلاح‌طلبان (که دست در خون شریف‌ترین فرزندان این خاک غریب شسته بودند) در این ۲۰ سال خود را با آن تعریف کردند و بدان بالیده و می‌بالند.

فرموده‌اید با چپ معرفی کردن دانشجویان بازداشت شده زمینه پرونده‌سازی برای آنها فراهم می‌شود! ضمن اینکه یادم نمی‌آید برچسبی اعم از راست یا چپ به کسی زده‌ باشیم؛ باید عرض کنم که چپ بودن عار نیست آقای آقازاده! راست بودن عار است! چپ بودنی که حتی راست‌ترین اصلاح‌طلبان (که دست در خون شریف‌ترین فرزندان این خاک غریب شسته بودند) در این ۲۰ سال خود را با آن تعریف کردند و بدان بالیده و می‌بالند.

گمان نمی‌کنم شما فراموش کرده باشید که در هر دونظام پادشاهی و اسلامی تنها جان‌های شیفته‌ای چون جزنی و پویان و احمدزاده و شعاعیان و البته شکرالله پاک‌نژاد و رحمان هاتفی و علیرضا سپاسی آشتیانی و هبت‌الله معینی دکتر شورانگیز کریمیان و… سینه برابر گلوله و داغ و درفش استبداد ستبر کردند نه راست‌هایی که در هر دو سیستم فربه‌گی پیشه کردند با خون تهیدستان!

آقای آقازاده؛ درمقام یک روزنامه‌نگار پیشکسوت بفرمایید من برای دانشجویان شریف این مملکت پرونده ساختم یا روزنامه‌نگار راست‌گرایی که امروز در لباس دولتمردان راست‌گراترین دولت پس از انقلاب ۵۷ درآمده و چند ماه پیش در نشریه پرفروشش پیشنهاد می‌داد به برادران گمنامش در وزارت کشتار و اعتراف که با بازداشت و قلع و قمع دانشجویان چپ و مارکسیست مشکلات مملکت حل می‌شود.

آقای آقازاده؛ سهیل شما مرا یاد روزهایی می‌اندازد که در همان دانشگاه تهران برابر دژخیمان فرهادنظری ایستادیم و کتک خوردیم و به بازداشت رفتیم و ماهها خانواده‌ام ندانستند زنده‌ام یا مرده. یاد صدای قرچ شکستن پای راستم زیر پوتین پاسداری که مادرم را (وقتی روسری‌اش را می‌بست به پای موبرداشته‌ام) شماتت می‌کرد که زنیکه ج… ما می‌خواهیم بکشیمش تو داری پاش رو می‌بندی؟

آقای آقازاده؛ چپ بودن بسیار شرافتمندانه‌تر است از راست بودن و پیشنهاد قلع و قمع اندیشه‌ی مخالف خود را دادن!

من زمانی می‌توانم چپ باشم که بدانم شرافت یعنی ایستادن مقابل استبداد عریانی که هیچ نقد و اصلاحی را برنمی‌تابد. من به چپ بودن می‌بالم اگر لایقش باشم که مع‌الاسف تاکنون آنگونه که باید و شاید نبوده‌ام.

سام محمودی سرابی

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا