گوناگون

وقتی نوکیسه ها بلندگوی سرکوب می شوند!

درخواست حکم اعدام معترضان و رهبران جنبش سبز حاوی پیام خطرناکی است: صدای اعتراض مردم هنوز شنیده نشده است  همچنانکه صدای اعتراض مردم در سال ۸۸ شنیده نشد.

– در تایید انحراف انقلاب اسلامی همین بس که تریبون نمازجمعه اش از آیت الله طالقانی آن نستوه مبارز به احمد خاتمی رسیده است.اشتیاق  امام جمعه موقت تهران در صدور حکم اعدام تازگی ندارد. وقتی که صدها هزار معترض به کودتای انتخاباتی ۸۸ مسالمت آمیز و قانونی به خیابان آمدند او خواستار اشد مجازات برای بازداشت شدگان  شد. کهریزک و کشتن جوانانی که تنها جرمشان مطالبه رایشان بود حاصل تفکری است که شوق اعدام دارد. آیا اظهارات این چهره تندرو که در مقام قاضی القضات حکم اعدام برای معترضان صادر می مند تایید کننده همان انحرافی نیست که مهدی کروبی در نامه به رهبر جمهوری اسلامی بر آن پایفشرد؟

– بزرگان دلسوز کشور که حصر و محدودیت را در قبال اعتراض های به حقشان و مطالبه اجرای بی تنازل قانون اسای به جان خریدند بارها نسبت به  تسلط تندروها بر تریبون های عمومی هشدار دادند. امروز احمد خاتمی نشانه است. نشانه میل نظام سیاسی بر سرکوب و خفه کردن صدای منتقدان و معترضان. تفکری که احمد های خاتمی را بر صدر نشانده چه گلی بر سر ممکلت زده که خواستار اعدام معترضان و محصوران می شود.؟

– جمهوری اسلامی به جای اینکه صدای اعتراض مردم را بشنود از اعدام سخن می گوید بدون اینکه اندکی اندیشه کند قلع و قمع سبزها در سال ۸۸ به خاموشی صدای اعتراض منجر شد یا نه؟

– رئیس جمهور به تازگی گفته است که باید صدای مردم را شنید. او با یادآوری  سرنوشت مسئولان نظام سیاسی سابق نسبت به نشنیدن صدای اعتراض هشدار داد. پرسسش اینجاست با حاکمیت تندروها بر تریبون های عمومی که زمانی مردم را آشغال و زمانی دیگر  خواستار اعدام منتقدان و معترضان می شوند می توان به شنیدن صدای اعتراض مردم از سوی حاکمیت امیدوار شد؟

– امام جمعه موقت تهران در حالی دیروزخواستار اعدام محصوران شد که تریبون های اقتدارگرا هفت سال است بدون دادن فرصت دفاع، محصوران را آماج حملات و هجمه های ناجوانمردانه قرار داده اند. در انبوه  این هجمه  ها آنچه نایده انگاشته شده مطالبه برگزاری دادگاه علنی است. محصوران بدون روند دادرسی عادلانه هفت سال مظلومانه  در حصر به سر می برند و حتی از حق برگزاری دادگاهی علنی و عادلانه محروم شده اند. وقتی احمد خاتمی جای قاضی می نشیند و حکم صادر  می کند باید به حال نظام سیاسی کشور گریست که اینچنین عرصه را بر هتاکان باز کرده است.

– تراژدی تلخی در حال رخ دادن است. زمانی گفتند سبزها از طبقه مرفه هستند تا بگویند دیگر اقشار مردمی با نظام سیاسی مشکلی ندارند. اما دیری نپایید که اعتراض ها به شهرهای کوچک کشیده شد. مردمی که تحقیر را تحمل نمی کردند به خیابان آمدند.این بار گفتند معترضان از میان نخبه ها نبوده اند.  حاکمیت به جای اندیشدن به این سئوال که چرا از طبقه میانی گرفته تا اقشاری که زیر بار سنگین  فقر و تبعیض و تحقیر له شده اند از وضعیت موجود ناراضی اند دست به دامان توهم توطئه شد . از برادر همسر  صدام حسین تا آل سعود  و ترامپ بانی و طراح اعتراض ها معرفی شدند تا ناکارآمدی و بحران مدیریت حاکمان پنهان شود. اکنون بعد از گذشت هفته ها از اعتراض های مردمی، راه حل حاکمیت اعدام و پاک کردن صورت مسئله است.

– البته احمد خاتمی و جریانی که او را برمنصب امامت جماعت گماشته باید به خوبی بدانند که محصوران مدتهاست خود را برای دادن هر هرینه ای آماده کرده اند. این آمادگی از همان روزهای انتخابات اعلام شد  وقتی کروبی و موسوی در آخرین مناظره انتخاباتی برای تحمل مصائب راهی سخت با اراده ای مصمم پیمان بستند. مطالبه اعدام از تریبون نماز جمعه نه نشانه شجاعت که نشانی از استیصال است  و چه استیصالی بالاتر از اینکه بلندگوی  حاکمیت، صدای ناهنجار آیت اللهی شده که جز زبان سرکوب و اعدام زبان دیگری نمی شناسد.

– مطالبه اعدام از تریبون نمازجمعه سند دیگری از بحران مدیریت در کشور است. مسئولان نظام هنوز درنیافته اند که طلب اعدام و تخریب چهره منتقدان بیشتر از هر چیز صحت و اعتبار انذارهای رهبران جنبش سبز را بار دیگر اثبات می کند وقتی که نسبت به استیلای نوکیسه های انقلابی نما بر امور کشور هشدار می دادند.

– درخواست حکم اعدام معترضان و رهبران جنبش سبز حاوی پیام خطرناکی است: صدای اعتراض مردم هنوز شنیده نشده است  همچنانکه صدای اعتراض مردم در سال ۸۸ شنیده نشد.

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا