فرهنگی

حسن آقا سیاسی می شود

آسمان و ریسمان به هم می بافت زمین و زمان را محکوم می کرد و آخرالامر نیزخود و فقط خود را فرشته ی نجات مردم از مشکلات زندگی معرفی می کرد.  راه سعادت و بهروزی توده ی مردم و مصلحت جامعه را بدانسان معنا می کرد که او عضو منتخب شورا شود.

این حسن آقای ما سالیان درازی برای ترقی و پیشرفت اندیشیده بود . به هر کاری دست یازیده ، از هیچ عملی رویگردان نبوده ، ولی دستاوردی نداشته . بالاخره راه شهرت و خودنمایی را فقط در سیاست یافته بود. به همین خاطر هر روز مجله و روزنامه خواند تا با آشنایی از اوضاع مملکت و اظهار نظر پیرامون مسائل سیاسی البته با واژه های روشنفکرانه خود را داخل گود کند که ، کرد …

 چنین بود که حسن آقا سیاسی شد

برای مقبول بودن و پذیرفته شدن پس از تحقیق فراوان دریافت بهترین راهکار گرفتن چهره ی منتقد بخود می باشد به همین خاطرحسن آقای ما از زمین و زمان انتقاد می کرد . هیچ کس را شایسته نمی دید و هر مقوله ای را ناقص یافته و در هر موردی مطالبی را می یافت که می بایست اصلاح شود . و این همه را با چه لفاظی هایی به سمع شنوندگانش می رسانید . بدون آنکه به ظرفیت فکری ، روحی ، دانش و علائق مخاطبش توجهی کند پشت سر هم چه وراجی ها که نمی کرد . بعد از هر سخنرانی خود را مطرح تر از قبل می دید و در رویاهایش آینده ی درخشانی بر خویشتن متصور می شد.آنچنان در پیله ی تصوراتی که از آینده ی درخشانش داشت ، خود را غرق کرده بود که کلاُ غافل از این گشته بود همه این کارها و رفتارهایش هر روز بیش از قبل وی را در نظر مردم منفورتر می کند . اصولاُ ساختمان فکری و روحی وی نمی توانست این جور مسائل را درک و هضم کند .

 تا آنکه لحظه موعود رسید: انتخابات شوراهای شهر

حسن آقا بی فوت وقت خود را نامزد نمایندگی کرده و شروع به فعالیت های گسترده سیاسی و سخنرانی های آتشین در مجامع نموده و با قرض و قوله پولها خرج کرد و ریخت و پاش ها نمود و دامنه مبارزاتش را آنچنان گسترش داد که دیگر هماوردی برای خود نمی دید . اینک دیگر جاه طلبی و فزون خواهی اش میدانی برای ارضاء خود یافته بود . شهرت ،ثروت و مقام را در چند قدمی اش می دید با صرف هزینه های سنگین جلسات تبلیغاتی به راه می انداخت و وعده و عیدهای آسمانی می داد .

آسمان و ریسمان به هم می بافت زمین و زمان را محکوم می کرد و آخرالامر نیزخود و فقط خود را فرشته ی نجات مردم از مشکلات زندگی معرفی می کرد .  راه سعادت و بهروزی توده ی مردم و مصلحت جامعه را بدانسان معنا می کرد که او عضو منتخب شورا شود .

 رسید روز موعود رأی گیری

حسن آقا با آن همه تبلیغاتی که نموده بود ، خود را صد البته پیروز میدان می دانست . ولی افسوس که بعد از شمارش آراء نام وی در ته صف واقع شده ، حسن آقا رفوزه گشته نتوانست به شورای شهر راه یابد . حال سیاستمدار بزرگ ما مانده بود و بدهکاری های سنگینی که همه صرف تبلیغات و تعریف از خود شده بود . اینک حسن آقا می دید که چه بر سرش آمده و کارش مدام شده بود حساب دخل و خرج که تا چند سال دیگر می تواند بدهی اش را بپردازد. فهمید و برای دانستن آن بهای زیادی نیز داد که ترقی و پیشرفت به این آسانی ها هم نیست .   

صادق شکیب

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا