گوناگون

دختر محمد راجی: درخواست کالبدشکافی داریم

محمد راجی، یکی از دروایش بازداشت شده درگیری های اخیر خیابان پاسداران تهران، روز گذشته در زندان درگذشته است. او یک اسفندماه بازداشت شد و در این مدت خانواده اش از وضعیتش بی خبر بودند. سایت مجذوبان نور که اخبار مربوط به دراویش را منتشر می کند، به نقل از خانواده راجی نوشته که محمد راجی بر اثر ضربه هایی که در جریان بازجویی به او وارد شده، درگذشته است. محمدعلی راجی، فرزند محمد راجی نیز در درگیری های اخیر بازداشت شده و اکنون در زندان فشافویه بازداشت است. طیبه راجی، دختر محمد راجی در گفتگو با ایران وایر درباره جزییات این واقعه گفته است، گفتگویی تلخ که همراه بود با گریه های طیبه راجی که روزهای انتظارش با تلخ ترین خبر به پایان رسیده است: …
محمد راجی، یکی از دراویش گنابادی گویا شما هنگام بازداشت پدرتان حضور داشتید …

بله من هم همزمان با ایشان بازداشت شدم. من را چهار و نیم صبح با بقیه دراویش  بازداشت کردند و روز بعد ساعت دوازده شب آزاد شدم. در آن دقایق آخر پدرم را دیدم که با سر و صورت خونی یک گوشه افتاده بود و به شدت صدمه دیده بود. از راه دور دیدمش، دستش تکان می خورد و همین هم بارقه امیدی بود برای من. چون تصور کردم به حرمت هشت سال جنگ شجاعانه پدرم در مقابل دشمن، او را بی تردید تحت مراقبت های پزشکی قرار خواهند داد.

 در طول این دو هفته موفق نشدید خبری از او بگیرید؟

خیر، ما هر روز با نگرانی و بی خبری مواجه بودیم. هر کسی یک چیزی می گفت. یک عده می گفتند پدرتان کرج است، گروه دیگر می گفتند پدرتان را در اوین نگهداری می کنند یا اینکه اطلاعات سپاه او را برده، یک کسی می گفت حالش خوب است و دیگری می گفت شرایطش مناسب نیست. به هر حال با خبر مرگ پدرم این انتظار کشنده را پایان دادند.

چگونه از این خبر مطلع شدید؟

روز گذشته از اداره آگاهی شاپور با ما تماس گرفتند که یک عکس از پدرتان بفرستید تا با عکس زندانی ها مطابقت بدهیم. گفتند آدرس منزل تان را بدهید تا خودمان بیاییم و چند سوال بپرسیم اما ما به هویت تماس گیرندگان مطمئن نبودیم. آنها هم گفتند خودمان به آگاهی شاپور، اداره دهم مراجعه کنیم و عکس و مدارک پدرمان را هم ببریم.

اسم آقای راجی در لیست افراد بازداشت شده نبود؟

ما همه جا پیگیر شرایط ایشان شده بودیم ولی می گفتند اسم پدرتان در لیست افراد زندانی نیست. هیچ تماسی هم از او دریافت نکرده بودیم. طبیعی است که به شدت نگران بودیم. صبح امروز که یکی از بستگان ما به آگاهی شاپور مراجعه کرده و عکس پدرم را تحویل داده بود. بعد گفته بودند یک نفر در کماست و ما مطمئن نیستم آقای راجی است یا خیر ؟ مدارک را گرفته بودند و چند ساعت بعد تماس گرفتند گفتند فرد مورد نظر آقای راجی است و درگذشته است. ما فردا برای ثبت تقاضای کالبدشکافی مراجعه می کنیم. وکیل هم گرفته ایم و تمام تلاش مان را می کنیم که خونی که زمین ریخته شده پایمال نشود. چطور حرمت روزهایی که پدرم سینه اش را مقابل دشمن سپر کرده بود  را نگه نداشتند؟

پدرتان زمان جنگ ایران و عراق چه سمتی داشتند؟

پدرم فرمانده گردان مالک اشتر شهرستان ازنا، لشکر ۵۷ حضرت ابوالفضل بود. تمام هشت سال جنگ حضور داشتند. بعدها از سپاه بازنشسته اجباری شدند، چون روحیه شان اصلا با مسائل در حال وقوع سازگار نبود به همین دلیل هم به کشاورزی مشغول شدند. پدرم فردی بسیار آرام و مهربان بود و کلا از هر نوع خشونتی پرهیز می کرد. پدرم و بقیه در خیابان گلستان در مقام دفاع بودند. آنها به هیچ وجه نمی خواستند به کسی آسیبی برسد. هیچ کس نرفته بود بجنگد. آنها فقط می خواستند از ستم های وارده به جامعه دراویش دفاع کنند. اگر هم حمله ای شده بود از طرف مامورین بود من هیچ گونه حمله ای را از طرف دراویش را تایید نمی کنم. اصلا پدر من آزارش به مورچه هم نمی رسید.

چقدر امیدوار هستید به پیگیری این ماجرا؟

آزار و اذیت و شکنجه دراویش بدون اینکه حتی جرم شان در دادگاه صالحه به اثبات برسد، نوعی بی قانونی محرز است. اصلا نمی شود از این ماجرا چشم پوشی کرد. بچه هایی که بازداشت شدند باید راهی دادگاه می شدند، حق داشتند طبق قانون وکیل بگیرند. چرا دراویش را با ضرب و شتم بردند؟ بازداشت آنها بدون این همه اقدام خونین و ضرب و شتم ممکن نبود؟ آن همه خشونت برای چه بود؟ کاش یک نفر می گفت چطور می شود یک نفر را آنقدر زد که به کما برود؟
ایران وایر

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا