مبارزه بر ضد تخریب محیط زیست و تأملی بر بحران کم آبی در کشور

یکی از مسائل  مبرم در سال‌های اخیر، رشد چشمگیر جنبش اعتراضی بر ضد تخریب محیط زیست و جلوگیری از گسترش بیشترفاجعه کمی آب در میهن بلازده ماست. حرکت‌های تحسین‌برانگیز اعتراضات مردمی ازجمله  فعالان محیط زیست در بسیاری از شهرهای کشور در مقابله با خشک شدن دریاچه‌ها، تالاب‌ها، کمبود آب و اعتراض به آن‌ها و به‌چاره‌جویی واداشتن رژیم بی‌اعتنا به معضل حیات و ممات میلیون‌ها انسان در کشوررا نیز مکرراً شاهد بوده‌ایم. حمایت نیروهای مترقی و آزادی‌خواه از اعتراضات مردمی و جنبش حفظ محیط زیست و تلاش در راه بسط و گسترش فعالیت آن‌ها ضمن بازتاب دادن این فعالیت‌ها در سطح افکارعمومی ایران و جهان، از اهمیت روزافزون برخوردار بوده و هست….

در این راستا، تجمع کشاورزان  جان به لب رسیده اصفهان در مقابل سازمان آب و اعتراضات روز افزون آنان همراه با شعارهای “یا ما را بکشید یا به دادمان برسید”، قابل تأمل بوده و مشخص می‌کند که موضوع کمبود آب در میهنمان ایران تا چه حد حائز اهمیت است. کشاورزان زحمتکش استان اصفهان برای چندین روز متوالی در اعتراض به سیاست گذاری و مدیریت غلط دولت جمهوری اسلامی در حوزهٔ محیط زیست و تقسیم منابع آبی کشور، که باعث خشکاندن رودخانه زاینده رود و تالاب بین المللی گاوخونی شده است، دست به اعتراض زدند.  این کشاورزان به علت دریافت نکردن پاسخی از سوی سران رژیم ولایت‌فقیه، به ناچار نامه‌ای به کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و اتحادیه بین المللی کشاورزان جهان نوشته ودردهای خویش را چنین بیان کرده‌اند: “در واقع اکنون ۲۱ سال است ما را از حقابه ای که بین کشاورزان منطقه سهمیه بندی شده بود محروم کرده‌اند و برای بهره برداری در صنایع متعلق به ارگانهای دولتی استانهای مجاور که در خدمت منافع قشر مشخصی در حاکمیت است، استفاده می‌کنند.”

این قشر از زحمتکشان جامعه  در یافته‌اند که رژیم ولایت‌فقیه، بنا به ماهیت واپس‌مانده‌اش، با اصول و معیارهایی چون حل معضل آب در کشور بیگانه است. رودخانه زاینده رود سال‌ها ست که به علت اجرای سیاست‌های ضدمردمی رژیم، خشک شده است. و چون زاینده رود پس از گذر از شهر ساحلی چادگان درانتهای مسیر خود به تالاب گاوخونی در اصفهان می‌ریخت، خشکی زاینده رود به خشکی تالاب بین المللی گاوخونی نیزمنجر شده است. تالاب گاوخونی که همواره موهبتی برای ساکنان و کانون کشت و کار و در آمد این منطقه بود، اکنون خشک و به کانون ریزگردها و آلاینده‌های زیست محیطی تبدیل شده است. از جمله دلایل خشک شدن زاینده رود، استقرار صنایع بزرگ، پالایشگاه، نیروگاه‌ها درکنار رودخانه است. خشکی روخانه نیزموجب بیکار شدن چند صد هزارتن از ساکنان پایین دست رودخانه و مهاجرت فصلی یا کامل آنان به استان‌های دیگر یا شهر اصفهان شده است. خیل کثیری از مردم و کشاورزان اصفهان به نماینده “خامنه‌ای” اعتراض کردند و طی نامه‌ای که بخشی از آن در سطور بالا آمد، موضوع اعتراض بحق خود به مراجع بین المللی را نیز در آن منعکس کردند. در فقدان یک راهبرد علمی و منظم، پدیده‌هایی نظیر خشک‌سالی‌های مداوم واستفاده غیر منطقی و سود جویانه از ذخایر آب که توانسته‌اند زندگی مادی و معنوی در میهن ما را در معرض چالش‌ها و خطرات بسیار جدی قرار دهند. نمی‌توان و نباید با ساده‌اندیشی از کنار این واقعیت عبورکرد. آنچه در تغییرات اقلیمی ایران نقش دارد، علاوه بر روندهای طبیعی و مربوط با بخش‌هایی خاص ازکره زمین- درسیاست‌های واپس‌گرایانهٔ در قبال کمبود آب از سوی مراکز و مؤسسه‌های گوناگون است که تاثیری منفی و جدی در این روند داشته و دارند .
در این میان، وضعیت اسفناک دریاچه‌های کشور، به‌ویژه دریاچه ارومیه، کمبود آب را از مرز بحران گذرانده است. افزایش ۳۰۰ درصدی سطح زیر کشت با راندمان پایین وحفر ۳۰ هزار حلقه چاه غیر مجاز و ۴۰ سد در حوزهٔ دریاچه ارومیه، خیانتی است در حق ایران و آیندگان این سرزمین که رژیم جمهوری اسلامی مرتکب شده است.

رژیم با شعار خود کفایی در کشاورزی به تولیدات سنتی منطقه که بیشتر تاکستان، درختان بادام و نظائر آن بود، پایان داد. و کشت چغندر قند و سیب درختی را که به آب بیشتر (۵ برابر تاکستان) نیاز دارند را تشویق کرد. در مدت کوتاهی ساختار سنتی و کشاورزی منطقه به هم خورد. بنا به گفته محمد درویش، مدیرکل مشارکت‌های مردمی سازمان محیط زیست، طی مدت کوتاهی وسعت اراضی کشاورزی از ۱۲۰ هزار هکتار در سال ۱۳۷۰ به ۶۸۰ هزار هکتار افزایش یافته  که به طور متوسط هرهکتار به ده هزار متر مکعب آب نیاز دارد. مواردی که به اجمال ذکر شد، به خشک شدن دریاچهٔ ارومیه با مساحت تقریبی ۶ هزار کیلومتر مربع منجر گردیده است.
هدف رژیم، استفاده از ۶ میلیارد تن نمک دریاچه ارومیه به ارزش ۱۰۰ میلیارد دلار و بنا به ارزیابی برخی منابع ۱۴ میلیارد تن نمک به ارزش ۲۴۰ میلیارد دلار است و نیز کوچانیدن ساکنان منطقه است. با خشک شدن دریاچه ارومیه ۱۴ میلیون انسان در معرض ابتلا ء به بیماری‌های تنفسی، پوستی و سرطانی هستند. همچنین با خشک شدن دریاچه با اندک طوفانی فاجعه‌ای توصیف ناپذیر روی خواهد داد. برای درک ابعاد فاجعهٔ توفان‌های نمک حوزهٔ دریاچهٔ ارومیه کافی است ۶۱۰۰ کیلومتر مربع- معادل ۱۰ برابر کشور بحرین و ۸۰ در صد کشور قطر- میلیاردها تن نمک انباشته شده در بستر دریاچهٔ ارومیه را تصور کنید که هر لحظه با وزیدن اندک باد یا توفانی می‌تواند خاکستر مرگ و خرابی، معادل قدرت تخریبی چندین بمب هیدروژنی را تا محدودهٔ زنجان و قزوین، پخش کنند. مشکل کم آبی یا دقیق‌تر گفته باشیم، بحران آب، آنچنان حاد و گسترده است که سران رژیم “ولایی” نیز ناچار به اذعان آن شده‌اند. هر چند از علت آن، که به دلیل سیاست های مخرب رژِیم در دهه های اخیر می باشد، کلمه‌ای سخن نمی‌گویند. خبرگزاری فارس،  وابسته به سپاه پاسداران، ۹ فروردین ماه ۱۳۹۷، به نقل از کشاورزی به اسم احمد زکی زاده، می‌نویسد: “کم آبی بزرگ‌ترین مشکل کشاورزان استان البرز است. و این مسئله روز به روز شدت بیشتری می‌گیرد”. اسماعیل کهرم، کارشناس حوزهٔ محیط زیست، می‌گوید: “راهبرد سد سازی در کشور موفق نبود، زیرا میزان تبخیر آب این سدها به نسبت آب‌های جاری بسی زیاد است و هرساله یک چهارم آب موجود در کشور در پشت سدها تبخیر می‌شود. ” عیسی کلانتری، در گفت و گو با سایت ندای ایرانیان، می‌گوید: “میزان تبخیر آب در ایران دو برابر حد متوسط درجهان است.” گفتنی است میزان آب مصرفی خانواده‌های ایرانی که اکثریت آن نیز اگر با توانمندی علمی  مدیریت شود، قابل بازیافت است. چهار درصد از کل آب موجود کشور است. از خدعه گری و فریب کاری رژیم است که با جنجال در بوق و کرنا می‌دمند در مصرف آب صرفه جویی کنید! با کاهش عمق تالاب انزلی، گونه‌های ارزشمند گیاهی و جانوری این اکوسیستم با تهدید انقراض نسل مواجه می‌شوند. مدیر کل حفاظت محیطت زیست گیلان، محمد رضا برجی، می‌گوید: ” در برخی از نقاط تالاب انزلی، عمق تالاب از ۱۱۰ متر به کمتر از یک متر رسیده است. وضعیت تالاب انزلی با حدود ۲۰ هزار هکتار وسعت متأثر از رخدادهای نسنجیده برای سه هزار و ۶۱۰ کیلومتر مربع حوزهٔ آبریز است.” هوشنگ اسماعیلی نیا، از اعضای سازمان مردم نهاد، انجمن طرفداران توسعه انزلی، در مورد تالاب انزلی، می‌گوید: ” تالاب، شاهرگ حیاتی و بخش مهمی از هویت شهر انزلی است، چنانکه زندگی ما با تالاب گره خورده و هر مشکلی برای تالاب پیش بیاید نه فقط شهر و مردمش دچار بحران می‌شوند، بلکه کل منطقه آسیب می‌بیند.” او علت خشک شدن تالاب را آلودگی شدید، تالاب خواری، شکاربی رویه و خشک شدن آبراهه‌ها می‌داند. استاندار گیلان اخیراً بیان کرد: “تالاب انزلی در فهرست تالاب‌های در خطر نابودی قرار دارد “. به گزارش خبرنگار ایرنا، تالاب انزلی با حدود ۲۰ هزار هکتار مساحت و ۳۸۰ هزار هکتار حوزهٔ آبخیز، ۲۴ متر پایین‌تر از سطح آب‌های آزاد در جنوب غربی سواحل دریای خزر در استان گیلان واقع شده است. مشکلات تالاب انزلی نه تنها محیط زیست طبیعی و انسانی گیلان بلکه دریای خزر را نیز تحت الشعاع قرار خواهد داد.

سایت دهقان نیوز، ۹ فروردین ماه ۹۷، به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، از وضعیت اسفناک کشاورزان شهرستان‌های منوجان، رود بار، قلعه گنج و کهنوج گزارش‌هایی داده است که دل هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد.

موارد ذکر شده در بالا تنها گوشه‌ای ازفاجعه  بحران آب در میهنمان را  نشان می‌دهد، بحرانی که، همهٔ مناطق کشور را فرا گرفته است و چنان ضربه‌های مهلکی به کشاورزی وارد آورده که نتیجهٔ آن به عینه قابل مشاهده است؛  نابودی کشاورزی روزبه روز دامنه دارترمی شود و دیگراز تولید داخلی کشاورزی کمتر نشانی می‌توان یافت.

فاجعه در این زمینه چنان ژرف است که عیسی کلانتری که مقام وزیر کشاورزی در دولت‌های اول و دوم اکبر هاشمی رفسنجانی و سه سال اول دولت محمد خاتمی را یدک می‌کشید و هم اکنون نیز معاون اول حسن روحانی در امور آب، کشاورزی، رئیس سازمان محیط زیست و دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه است، در مصاحبه‌اش در روزنامه اعتماد، ۱۵ فروردین ماه ۹۷، می‌گوید: “در این ۳۵ سال فقط ۱۲۰۰ میلیارد مترمکعب آب‌های شیرین فسیلی صدها هزار ساله را که حدود هفتاد و پنج در صد آ ب های  شیرین زیرزمینی بود، را مصرف کردیم که حدود ۷۵ میلیارد متر مکعب آن در هشت سال گذشته بوده است، یعنی منابع را تاراج کردیم.”

کم نیستند کشورهایی که به خاطر آب با کشور همسایه خود درگیرند یا به جنگ‌های داخلی در میان خلق‌ها، منطقه، شهرها وحتی روستاهای خود دچارند.  در این وضعیت حساس کنونی میهنمان، چه کسانی مسئول خشک شدن دریاچهٔ  ارومیه، بختگان، گاوخونی و صدها تالاب و رودخانه دیگر در ایران است؟ چه کسانی ازمسئولان رژیم ولایی چوب حراج به آب ایران زده‌اند؟   چه انتظاری از کشورهای همسایه برای به اشتراک گذاشتن منابع آبی‌شان با ایران می‌رود؟ آن مواردی که در این کشور بحران آفرین‌اند، تنها تنگناهای اقلیمی نیستند، بلکه نگاه حریصانهٔ سیری ناپذیر مدیریتی برای کسب پول است. جمعه سیاه اصفهان و درگیری میان کشاورزان شرق این استان با نیروی انتظامی به دلیل شکستن خط لولهٔ انتقال آب اصفهان به یزد و قطع آب یزد، تنها نمونه کوچکی از شروع درگیری ها به خاطر آب در ایران است.

افشاگری پیرامون سیاست‌های رژیم درخصوص بحران آب کشور، وظیفه همه نیروهای ملی و ترقی‌خواه است! همانگونه که اشاره شد، تداوم این روند، خطراتی  جدی را موجب می‌گردد. مبارزه برای حفظ محیط زیست در ایران،‌ امروز به یکی از عرصه های مهم تلاش همه نیروهای مترقی و آزادی خواه بر ضد سیاست های مخرب و ایران برباد ده رژیم ولایت فقیه بدل شده است. اقدام های سرکوبگرانه رژیم بر ضد فعالان محیط زیست نیز حاکی از نگرانی ارگان های سرکوبگر در زمینه رشد این جنبش در بطن جامعه ماست. دفاع و همیاری با فعالان محیط زیست و مقابله با سیاست رژیم در این عرصه بخشی از وظایف مهم همه نیروهای مترقی و آزادی خواه کشور است.

 

به نقل از «نامه مردم» شماره ۱۰۴۹، ۲۷ فروردین ماه ۱۳۹۷

 

Print Friendly, PDF & Email