بین‌المللی

هیاهو برای هیچ

بحران سوریه در ماه‌های اخیر به دلیل ازدست‌دادن مواضع مخالفان در مقابل ارتش سوریه، یکسره‌شدن پاک‌سازی «غوطه شرقی» از وجود نیروهای مخالف و تروریستی ازجمله گروه قدرتمند و منتسب به القاعده «جیش‌الاسلام»، زمزمه‌های شبانه «دونالد ترامپ» مبنی بر خروج فوری نظامیان آمریکایی از خاک سوریه، تغییر اساسی موازنه قوا در عرصه سیاسی و نظامی به نفع دولت بشار اسد و دلایل دیگری که هر کدام موقعیت‌ محور دمشقی را در مقابل محور غربی، عربی، اسرائیلی تقویت می‌کند، دچار یک تغییرات ملموس شده است.

از آنجا که بحران سوریه بعد از هفت سال جنگ در همه سطوح ملی، منطقه و بین‌المللی که هم‌اکنون مسیر متفاوتی با سرمایه‌گذاری‌های عظیم و تغییرات ژئوپلیتیک در چارچوب «نظم خاورمیانه نوین» را طی می‌کند، بسیار قابل‌انتظار بود محوری که احساس شکست می‌کند دست به تحرکاتی برای تغییر شرایط و روند موجود بزند. حمله موشکی سه کشور غربی به بهانه حمله شیمیایی ارتش سوریه به شهرک «دوما» در غوطه شرقی هرچند تغییر ملموسی را ایجاد نکرد، اما بدون مجوز شورای امنیت به‌لحاظ حقوقی در چارچوب نقض قواعد بین‌المللی و تجاوز به «حق حاکمیت ملی» یک کشور مستقل و عضو سازمان ملل متحد دسته‌بندی می‌شود.
هم‌اکنون فراتر از درگیرشدن به بحث چرایی پاسخ به این سؤالات، موضوعی که بیشتر در بین کارشناسان و تحلیلگران جریان دارد، در حوزه تبعات جانبی این حمله و چگونگی برخورد روسیه با آن است.
روس‌ها به‌عنوان یک قدرت بزرگ جهانی مثل همه کشورها در وهله اول هدف کسب منافع و تثبیت موقعیت ژئوپلیتیک خود را دنبال می‌کنند و سوریه نیز به‌عنوان یک حوزه نفوذ آنان از اهمیت بسیاری برخوردار است که بدون تردید بیش از اینکه بخواهند وارد بازی‌های روکم‌کنی با غرب شوند، سعی می‌کنند حافظ ساختار موجود با کمترین هزینه ممکن شوند. لفاظی‌های قبل از حمله موشکی بین کاخ سفید و کرملین در موقعیتی انجام می‌شد که توییت‌های شبانه ترامپ خبر از یک حمله بزرگ و تعیین‌کننده می‌داد و روس‌ها هم در واکنش به همین صورت‌بندی تهدیدات متقابل خود را انجام می‌دادند.
اما آنچه بعد از مذاکرات پشت‌پرده و میانجیگران بین‌المللی ازجمله «آنگلا مرکل» بین جناح‌های درگیر انجام و منجر به تماس‌های تلفنی دونالد ترامپ و «ولادیمیر پوتین» شد، سناریوی بزرگ را به سطح یک اقدام سمبولیک فروکاهید. اما آنچه هم‌اکنون اهمیت اساسی دارد، این است که بعد از این حمله دامنه فشار سیاسی و تهدید نظامی فعلا از روی دوش دولت اسد برداشته شده است و بدون اینکه هیچ تغییری در موازنه قوای موجود در بحران سوریه ایجاد شود، نقطه پایانی بر یک بهانه جنجال‌آفرین گذاشته شده است. طرف روسی و متحدانش هم کاملا راضی از اینکه سناریویی که احتمال می‌رفت به یک جنگ بزرگ تبدیل شود، با یک اقدام نمایشی ختم‌به‌خیر شده است و در همچنان بر همان پاشنه می‌چرخد.
تحلیلگرانی که انتظار دیگری از روسیه دارند، به همین دلیل دچار یک توهم احساسی خواهند بود که با امر سیاست در حوزه روابط بین‌المللی و هدف کسب منافع در افعال و اعمال کشورها، در تناقض قرار می‌گیرد.
حالا یک سناریوی جدید از اتاق بیضی‌شکل کاخ سفید ساز شده است و آن اینکه برای خروج نیروهای آمریکایی از سوریه ابتدا زمینه حضور نظامیان از کشورهای عربی را برای جایگزینی فراهم می‌کند و بلافاصله هم مقامات ریاض ازجمله «عادل الجبیر»، وزیر امور خارجه عربستان، اعلام آمادگی کشور خود را برای ایفای این مأموریت اعلان می‌کند. درصورتی‌که اگر نظامیان عربستان وارد سوریه شوند، هرچند شاید برای تحریک ایران باشد، اما فقط در دو منطقه تحت نفوذ آمریکا در شمال (مناطق کردنشین) و جنوب (منطقه تنف) این کشور مستقر می‌شوند که خود حامل تنش‌های درونی و بیرونی است.
اردشیر زارعی‌قنواتی

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا