جوانان

کودکان زلزله سرپل ذهاب

کودکان نیز مانند بقیه اقشار جامعه، سنگینی فشارهای اجتماعی را بر دوش خود احساس می‌کنند. آنها در معرض انواع و اقسام آسیب‌ها، خشونت، تضاد و ازخودبیگانگی‌های اجتماعی هستند. برای بسیاری از کودکان، محل تولد و خانواده‌ای که در آن بزرگ می‌شوند، حق و حقوق و فرصت‌هایشان را تعیین می‌کند.

قبول‌کردن این واقعیت تلخ و سرسخت که به‌دلیل فقر و تنگدستی پدرومادر می‌باید از آموزش، درمان، بازی و شادی بایسته و شایسته محروم شد، برایشان دشوار است. از‌طرف‌دیگر اشخاص و گروه‌های سوءاستفاده‌جو و استثمارگر همواره به جسم و جان کودکان چشم طمع دوخته‌اند. خشونت علیه کودکان از دیگر مسائل جامعه است. کودکان به‌دلیل ضعف جسمانی و کم‌تجربگی‌شان، همچنین زندگی در جامعه طبقاتی در نازل‌ترین سطح هرم سلسله‌مراتب اجتماع قرار دارند و از قربانیان بی‌دفاع و بی‌سروصدای خشونت به‌شمار می‌آیند؛ مواقعی که این خشونت در چارچوب خانه و ازسوی نزدیکان اتفاق می‌افتد، شرایط را برای کودکان که پناه دیگری جز خانواده ندارند، به‌مراتب سخت‌تر و غیرقابل‌تحمل‌تر خواهد کرد.
بدیهی است که کودکان از آسیب‌پذیرترین بخش‌های جامعه، چه در هنگام جنگ و چه در هنگام اتفاقات طبیعی از جمله زلزله هستند. بچه‌ها به‌دلیل زودرس‌بودن تجربه زلزله و کم‌تجربگی‌شان متحمل لطمات جدی‌ای می‌شوند. در چنین وضعیتی اولین اقدام لازم، تلاش برای خارج‌کردن وحشت و هراس ناشی از زلزله از ذهن کودک است. به‌هم‌خوردن اوضاع و احوال اجتماعی تهدیدات و کمبودهای بسیاری را برای کودکان به‌همراه دارد. اشغال پارک‌ها ازطریق اسکان موقت زلزله‌زدگان و نبود مکان‌های تفریحی، شهربازی و زمین‌های ورزشی برای کودکان-نوجوانان و جوانان به‌‌منظور بازسازی روحی و روانی از یک‌سو، و کوچک‌شدن فضای زندگی داخل چادر و کانکس و بیرون‌زدن بچه‌ها از این فضای تنگ و ناآشنا از‌سوی‌دیگر، ضرورت ایجاد فضاهای امن و مناسب برای جمع‌شدن کودکان و پرداختن به بازی، شادی و آموزش را ایجاب می‌کند. از این موقعیت حتی می‌توان برای دادن آموزش‌های مختلف زیست‌محیطی، کتاب‌خوانی، صنایع دستی، موسیقی و بازی‌های جمعی و غیررقابتی بهره گرفت. چنین فرصتی این امکان را به کودکان می‌دهد که به‌جای سرگردانی در فضای ناخوشایند و آلوده کوچه‌های مملو از کانکس و چادر، ساعاتی به دور از تنش و استرس درون خانواده، میان هم‌سن‌وسالان و مربیانشان به بازی و آموزش بپردازند. فضای محلات سطح شهر سرپل ذهاب علاوه بر گرمای طاقت‌فرسا، به‌دلیل وجود نخاله‌های ساختمانی، زباله‌های دورریخته‌شده، فاضلاب‌های روباز و آب‌های سطحی مکان بسیار نامناسب و خطرناکی برای کودکان به‌شمار می‌آید. بیماری‌های گوارشی، پوستی، عفونی، سالک، وبا، گرمازدگی، مارگزیدگی و عقرب‌زدگی ازجمله خطراتی است که در کمین کودکان و حتی بزرگسالان قرار دارد.بزرگسالانی که خودشان هم بر اثر تبعات زلزله دچار آسیب‌های مادی و روانی شده‌اند. اغلب آنها نه فرصت رسیدگی به بچه‌هایشان را دارند و نه تمرکز و آرامش چنین کاری را دارند.

از تبعات زلزله افزایش و دشوارترشدن مسئولیت‌های کار خانگی و تغذیه نامناسب زنان است که این موضوع موجب خستگی و فرسودگی جسمی و ذهنی مادران، بالاخص آنهایی که فرزندان شیرخوار دارند، می‌شود؛ مسئله‌ای که تأثیراتش را مستقیم بر حال و روز کودکان برجای خواهد گذاشت. درحال‌حاضر بعد از گذشت بیش از پنج ماه از وقوع زلزله ۷.۳ ریشتری، همچنان کمک‌هایی به‌صورت نقدی یا اجناس به کودکان اهدا می‌شود که نتیجه‌ای جز انتشار فرهنگ گدایی ندارد؛ هدایایی که کودکان برای دریافت آنها، بهای گزاف سلب کرامت و اعتمادبه‌نفس‌شان را می‌پردازند. بدتر از آن عکس‌گرفتن از کودکان حین گرفتن هدیه و ثبت و پخش تصویر ناخوشایندی است که یقینا در دراز مدت و کوتاه‌مدت تأثیرات مخرب فردی و اجتماعی‌ای از خود بر جای خواهد گذاشت. ما حق نداریم نگاهی از بالا به کودکان داشته باشیم؛ باید آنها را مانند یک انسان کامل نظاره کنیم. اگر بچه‌ها ضعیف به نظر می‌رسند یا فهم کمتری دارند، دلیلی جز جثه کوچک و تجربه کمترشان ندارد. بهترین کاری که باید انجام داد این است که خودمان را به‌جای کودکان بگذاریم. آیا دوست داریم که هرکس از راه رسید از ما عکس بگیرد؟ ببوسدمان یا از ما سؤالات با ربط و بی‌ربط بپرسد؟
شرق

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا