پیامدهای اقتصادی خروج آمریکا از برجام

روز سه شنبه ۸ ماه می٬ دونالد ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا ۴ روز زودتر از زمان اعلام شده دربرابر دوربین خبرنگاران قرار گرفت تا تصمیم خود به خروج از برنامه جامع مشترک یا برجام را اعلام کند. او بلافاصله فرمانی را امضاء کرد که تحریم های هسته ای ایالات متحده آمریکا بر علیه ایران را مجددا به اجرا می گذارد.

طبق این دستور، بسیاری از تحریم های معلق شده در دوره دولت اوباما ظرف ۹۰ روز و همه تحریم ها ظرف ۱۸۰ روز مجددا اعمال می شوند. تحریم هایی که در ۹۰ روز مجددا برقرار خواهند شد، عبارتند از تحریم فروش دلار به ایران٬ تحریم مبادلات طلا و سایر فلزات قیمتی با ایران٬ منع فروش آلومینیم٬ فولاد و ذغال سنگ و نرم افزارهای صنعتی به ایران٬ منع خرید و فروش ریال ایران٬ منع مبادلات بانکی و تحریم خودروهای ایرانی. به این ترتیب در کمتر از ۱۵ دقیقه دولت آمریکا کوشید زمان را در مبادلات اقتصادی با ایران ۴ سال به عقب بکشاند.

در پاسخ به این تصمیم دولت ایالات متحده حسن روحانی٬ رئیس جمهور٬ و جواد ظریف٬ وزیر امورخارجه٬ گفته اند در صورتی که کشورهای روسیه٬ چین٬ فرانسه٬ آلمان و بریتانیا در برجام باقی بمانند و به همکاری های اقتصادی خود با ایران ادامه بدهند، ایران به برجام متعهد باقی خواهد ماند. به نظر می رسد پیامدهای اقتصادی تصمیم ترامپ به خروج از برجام وابسته به تصمیم اروپاست. با این حال می توان درباره ابعاد این پیامدها حدس هایی را زد٬‌ گرچه بازارها در ایران خود را آماده چنین تصمیمی کرده بودند.

در میان پیامدهای کوتاه مدت می توان انتظار داشت که اولین تاثیر این رویداد را در بازار ارز مشاهده کرد. ولی رویدادهای زمستان گذشته و تحولات بازار ارز در اولین هفته های سال جاری در واقع واکنش بازار ارز به خروج احتمالی دولت آمریکا از برجام بودند. به عبارت دیگر رفتار بر اساس انتظارات باعث شد تا یکی از پیامدهای کوتاه مدت خروج آمریکا از برجام٬ پیش از اعلام رسمی خروج رخ بدهد. اینجاست که می توان به فرار سرمایه از کشور در زمستان ۱۳۹۶ اشاره کرد و یکی از عوامل موثر بر آن را افزایش احتمال تصمیم آمریکا به اعمال مجدد تحریم ها دانست. فرار سرمایه از ایران در این ماهها بین ۱۰ تا ۳۰ میلیارد دلار برآورد می شود. در نتیجه خروج آمریکا از برجام بازار ارز و سرمایه کشور را تغییر داده و شاهد کاهش ارزش پول ملی و تقاضا برای سرمایه گذاری در ایران بوده و هستیم.

در سایر ابعاد اقتصادی تصمیم گیری به راحتی خرید و فروش ارز نیست و بسیاری از فعالان اقتصادی منتظر اعلام رسمی خروج آمریکا از توافق هسته ای بوده اند. فعالان صنعت هواپیمایی هنوز در حال سنجش اثر این خروج بر برنامه های نوسازی ناوگان هستند ولی در اولین گام دفتر کنترل دارایی های خارجی در خزانه داری ایالات متحده (اوفک)‌ اعلام کرده مجوزهای صادر شده برای صادرات هواپیماهای بازرگانی به ایران لغو خواهند شد و تقاضا برای مجوزهای جدید پذیرفته نخواهد شد. هنوز معلوم نیست شرکت ایرباس هم مشمول این لغو مجوز خواهد شد یا می تواند به تحویل هواپیماهای فروخته شده به ایران ادامه بدهد. دولت آمریکا فقط تصمیم خود را به خروج از برجام اعلام کرده وهیچ توضیحی درباره گزینه دیگری برای مبادلات اقتصادی با ایران ارائه نکرده است. با اینحال شکی نیست که در حال حاضر ایالات متحده به عنوان یک شریک تجاری در ایران اعتباری ندارد. شرکت های هواپیمایی ایران با کمال میل ایرباس را جایگزین بوئینگ خواهند کرد و با کراهت به خرید هواپیماهای ساخت چین و روسیه فکر خواهند کرد.

پیش بینی پیامدهای بلند مدت تصمیم شتابزده آقای ترامپ به خروج از بزرگترین دستاورد دیپلماتیک دولت اوباما دشوار است. این درست است که دولت ایالات متحده با موفقیت این تحریم ها را در دوره های پیش به اجرا گذاشته بود٬ ولی این هم درست است که در آن دوران دولت ایران حداقل در زمینه تعهدات هسته ایش عملکرد فعلی را نداشت.

کلیه نهادهای بین المللی ناظر و کشورهای درگیر برجام به این نکته اذعان دارند که ایران مطابق تعهداتش عمل کرده است. در نتیجه اینکه متحدان اروپایی ایالات متحده در شرایط فعلی بخواهند همکاری گذشته را با ایالات متحده داشته باشند٬ هنوز محل سوال است. در حال حاضر قطعی ترین پیامد بلند مدت تصمیم آقای ترامپ، تقویت روابط اقتصادی ایران با چین و روسیه است. ایران دیگر به غرب بعنوان یک شریک تجاری قابل اعتماد نگاه نخواهد کرد و خواهد کوشید نیازهای خود را از طریق کشورهای اولیگارشی تامین کند. طبیعی است که چین و روسیه هر دو از تحریم های ایالات متحده به سود خود بهره ببرند و بکوشند ایران را به پرداخت هزینه بیشتری برای وارداتش وادار کنند و شرایط قراردادهای دو گانه را یک طرفه و بر اساس منافع ملی خود تنظیم و تحمیل کنند.

در بازار نفت به نظر می رسد که فروش نفت ایران در حال کاهش است و مانند گذشته کشورهای امارات متحده عربی و عربستان در حال عرضه نفت خود به خریداران نفت ایران هستند. با اینحال خروج آمریکا از برجام به معنای بازگشتن تحریم های سازمان ملل نیست که لغو شده اند. در نتیجه مانند نیمه اول دهه هشتاد خورشیدی ایران خواهد توانست نفت خود را به فروش برساند و درآمد آن را یا به شکل ارز کشورهای خریدار یا کالاهای وارداتی دریافت کند. این وضعیت ایده آل نخواهد بود ولی بدترین حالت ممکن نیست. در کوتاه مدت صنعت نفت ایران به فروش نفت ادامه خواهد داد. چالش اصلی این صنعت در بلند مدت خواهد بود٬ چرا رویدادهای روز سه شنبه باعث می شود تا این صنعت دوباره در میان صنایع پرریسک برای سرمایه گذاری خارجی قرار بگیرد و نتوان سرمایه لازم را برای افزایش ظرفیت و بهره وری فرآیند اکتشاف٬ استخراج و صدور نفت جذب کند. ایران دوباره بعنوان مقصد سرمایه گذاری خارجی اهمیت جذابیت کمتری خواهد داشت و تقاضا برای سرمایه گذاری در ایران کاهش پیدا خواهد کرد.

این کاهش تقاضا برای سرمایه گذاری، می تواند باعث رکود در بخش مسکن و ساخت و ساز و افزایش رکود در بخش صنعت بشود. با توجه به مقاومت قیمت ها برای کاهش در این بازار شاهد افزایش خانه های خالی از سکنه و بناهایی خواهیم بود که خریداری ندارند. با توجه به اینکه املاک بخش اصلی ضمانت های سپرده شده به بانک ها هستند٬ رکود بیشتر در بازار مسکن به آسیب پذیری نظام بانکی می افزاید. توانایی بانک ها در ارائه اعتبار مورد نیاز فعالیت های اقتصادی کاهش می یابد و رشد اقتصادی در نتیجه فقدان اعتبارات بانکی و کاهش سرمایه گذاری کاهش می یابد، پدیده ای که افزایش بیکاری را به دنبال خواهد داشت. در این میان طرحه ای اقتصاد مقاومتی با جدیت بیشتری دنبال خواهند شد ولی با کاهش منابع مورد نیاز برای اجرایی کردن آنها اثر اقتصادیشان محدودتر خواهد بود. اقتصاد ایران پس از مدت کوتاهی می تواند شاهد رکود نسبی باشد٬ مگر آنکه تغییرات ساختاری جدی در آن آغاز شوند و ادامه پیدا کنند.

به عبارت دقیق تر، اگر ایالات متحده در جایگاه ۱۲ سال پیش برای اعمال تحریمها قرار ندارد٬ اقتصاد ایران هم دیگر توان تحمل هزینه تحریم ها را ندارد٬ چرا که بار سنگین زیان های انباشته شده و هزینه فرصت های از دست رفته در چهار دهه گذشته را تحمل می کند، وضعیتی پیچیده و غیرقابل پیش بینی.
ایران‌وایر

Print Friendly, PDF & Email