از دونالد ترامپ آمریکایی تا مقتدا صدر عراقی!

در انتخابات پارلمانی عراق مقتدی صدر توانسته به موفقیت چشمگیری دست یابد. در حالی که بسیاری از تحلیلگران پیش بینی می کردند که صدر و ائتلاف سیاسی نزدیک به او شانس چندانی برای پیروزی در این انتخابات نداشته باشند اما شاهد آن بودیم که مقتدی با ائتلاف با یک حزب کمونیست توانست درصد بالایی از کرسی های پارلمان عراق را از آن خود کند…

برخی دلیل این نتیجه دور از انتظار را مشارکت پایین مردم در انتخابات دانسته و گروهی دیگر معتقدند در صورت حضور درصد بالایی از شهروندان عراقی در انتخابات هم حیدر العبادی به دلیل کارنامه به جای مانده از او و فساد فراگیر موجود در ساختار سیاسی عراق که مبارزه جدی با آن نشد از رقبای خود شکست می خورد.

موضوع نوشتار پیش رو انتخابات پارلمانی در عراق نیست بلکه تنها قرار است با اشاره ای به آن انتخابات و مقایسه با انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده و انتخاب شگفتی آور دونالد ترامپ به این موضوع بپردازیم که میان آنچه در صحنه واقعی سیاست می گذرد با تصورات تحلیلگران و رسانه ها فاصله ای بعید ایجاد شده است. چرایی این موضوع و ریشه های آن از جمله مطالبی است که می توان به آن پرداخت.

بیشتر از یک سال پیش و در زمان مبارزات انتخاباتی در ایالات متحده شاهد آن بودیم که کسر قابل توجهی از تحلیلگران مسائل آمریکا در نقاط مختلف جهان و حتی در خود آمریکا با صراحت از شکست قطعی دونالد ترامپ و پیروزی هیلاری کلینتون در انتخابات سخن می گفتند. اما آنچه در عمل رخ داد دقیقا بر خلاف پیش بینی بسیاری از رسانه ها و کارشناسان بود.

به راستی مشکل کجاست که حتی رسانه ها و تحلیلگران حاضر در یک کشور و در بطن یک واقعه نیز در برخی رویدادها از آنچه در جامعه می گذرد چنین بی خبر هستند که پیش بینی های آنان با واقعیت های رخ داده این فاصله را پیدا می کند. به رویدادهای سیاسی اخیر در کشورمان هم نگاهی کنیم ردپایی از همین عقب ماندن تحلیلگران، سیاسیون و رسانه ها از آنچه در جامعه می گذرد را نیز شاهد هستیم؛ اعتراضات دی ماه ۹۶ یکی از مهمترین مصداق های این فاصله میان تحلیل ها و پیش بینی های رسانه ها با واقعیات موجود در جامعه است.

با کنار هم قرار دادن این موارد می توان به این نتیجه رسید که قرار گرفتن تحلیلگران داخلی و خارجی در اتاق هایی دربسته و به دور از آنچه در جامعه می گذرد وضعیتی را پدید آورده که نه آنان و نه رسانه هایی که بر مبنای دیدگاه های آنان اداره می شوند و نه سیاسیون که از مشورت این تحلیلگران بهره می برند از آنچه در زیر پوست جامعه (چه در عراق، چه در آمریکا و چه در ایران) می گذرد بی خبر بمانند. به نظر می آید که برای عبور از این سلسله پیش بینی های نادرست که به شکل دومینو در آمده است لازم است طرحی نو در انداخت و باید کمی هم با چشم ها و گوش های باز در بین مردم به راه افتاد.

 

Print Friendly, PDF & Email