کشاورزانی که از اینجا رانده و از انجا مانده اند

چهار  دهه بی برنامگی در عرصه  دستیابی به توسعه پایدار بخش کشاورزی و زیر مجموعه کشاورزی مانند مرغداری  و شیلات و قارچ  و….. منجر به از هم پاشی خانوارهای کشاورزی شده و  با مهاجرت از روستاها و تعطیلی و تخریب روستاها گشته است. و از انجایی که دولت ها ی بعد از جنگ به دلیل ماهیت طبقاتی و تاریخی خود تمامی طرح و برنامه خود را بر ارکان تجارت استوار نموده اند و  با اتکا بر تجارت حمله ای غیر معقول و نامتعارف بر سکوهای تولید اعم از صنعتی و کشاورزی و …..داشته اند و امروزه شاهدیم که سیاست دوری از تولید  و  اتکا بر واردات چه عقبه دهشتناکی را بر کشور تحمیل نمود و به عینه ناظر بالاترین سطح بیکاری و فقر و به تاسی از آن بالاترین امار معضلات اجتماعی مانند تن فروشی و اعتیاد و دزدی و ….می باشیم. نابودی حداکثری محیط زیست و تسلط کشورهای سرمایه داری بر تمامی مسائل اجتماعی جامعه اعم از اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و …. به دنبال داشته است…

به  دنبال نابودی سکوهای تولید  کشاورزی، کشاورز مقهور سیاستهای مافیای غارت که بر جامعه مسلط بودند گشته و توده وسیعی از تولید کنندگان عرصه تولید کشاورزی را به حاشیه کلان شهرها کشانده و این قشر زحمتکش و نان آور تمامی جمعیت کشور را به تکدی گری و دستفروشی و همچنین کارهای خلاف کشانده است.  آنهایی هم که در شهر و روستا و دیار خود باقی ماندند بدون هیچ امید به حال و آینده  در فقر و فلاکت مطلق  در روز شمار فرا رسیدن مرگ خود  می باشند و  به دلایلی مانند بحران آب و تسلط بی چون و چرای دلالان و سلف خرها  و همچنین تولید پایین به دلیل شیوه اعصار کهن و دلایل بیشمار دست از حد اقل  تولید شستند و از حداقل درآمد نیز محروم شدندو بدون هیچ امکانات زیستن مانند بیمه و حقوق بازنشستگی  و بهداشت و تغذیه و….ادامه حیات میدهند

دوستان کارگر سندیکای کارگران فلزکارمکانیک ایران

سالیانی هست به چشم خود تکدی گری کشاورزان  را در شهر خودم شاهدم کشاورزانی که نیم قرن به مثابه بردگان دلالان و سلف خرها و مافیایی که بر بخش کشاورزی  تلاش کردند و فقط سهم آنها از آن همه تلاش و رنج تولید اندک غذایی بود که شکم خانواده خود را سیر کند و مقولاتی مانند بهداشت و مسافرت و شکم سیر  به مثابه مصرف کالای لوکس برای آنها تلقی می گردد و اکنون در کهنسالی با از دادن توان و انرژی  خود تنها راهی که برای زنده بودن خود و خانواده خود سراغ دارند فقط گدایی میباشد هر چند در نهایت خجالت و شرمندگی دست به این کار میزنند.یک هزار تومان نان نسیه برای خانواده پنج یا شش نفری  خود خریداری می کنند و پوشاک نو و خوردن گوشت و میوه و …تبدیل به آرزویی غیر قابل دستیبابی شده است.

سیاووش دهقانی

Print Friendly, PDF & Email