مقالات

۲۹اسفند سالگرد ملی شدن صنعت نفت ایران تصویب اصل ملی شدن نفت و تحکیم حق حاکمیت ملی

مبارزه با این برنامه ارتجاع درعین حال پیکاری علیه استبداد ولایی و در جهت حفظ و تضمین مبارزات تاریخی مردم و دستاوردهای آن بویژه اصل ملی شدن صنعت نفت است

در تاریخ معاصر میهن ما جنبش ملی شدن صنعت نفت جایگاه برجسته ای را به خود اختصاص می دهد. مبارزه برای ملی کردن نفت در واقع پیکاری برای تامین و تضمین حق حاکمیت ملی و استقلال کشور در یک برهه توفانی تاریخ بود.

از ابتدای سده گذشته میلادی (سده بیستم) که در اوج زبونی کامل دولت قاجار امتیاز اکتشاف، استخراج و بهره برداری و فروش مواد ئیدروکربور برای مدت شصت سال به ویلیام دارسی انگلیسی سپرده شد تا هنگامیکه رضا خان درسال ۱۳۱۲ خورشیدی امتیاز نامه دارسی را با برخی تغییرات صوری به تصویب مجلس فرمایشی رسانید، مردم میهن ما و نیروهای ملی و ترقی خواه و در راس آنها حزب کمونیست ایران و سلف آن حزب توده ایران مبارزه ای جانانه و بسیار دشوار را برای تامین منافع و حقوق خود بویژه خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس انجام دادند که سرانجام این خواست ملی در ۲۹ اسفند ماه ۱۳۲۹ به تصویب رسید.

شایان ذکر است که امتیاز نامه دارسی در هیچکدام از مجلس های پس از انقلاب مشروطه تصویب و تایید نشد و ننگ ابدی تایید این امتیاز نامه ضد ملی و اسارت بار برپیشانی سلطنت پهلوی و مجلس فرمایشی تحت کنترل رضا خان کوبیده شده است. هنگام تصویب این امتیاز نامه که یک خیانت آشکار به منافع ملی ایران بود، استبداد رضا خانی کمونیست های ایرانی را که تا آن زمان یگانه نیروی مخالف این قرار داد بودند مورد یورش و سرکوب قرار داد. گفتنی است قانون سیاه ضد کمونیستی سال ۱۳۱۰ درست در زمان تدارک قرار داد خائنانه به تصویب رسیده بود. با سقوط دیکتاتوری رضا خانی و وزیدن نسیم آزادی های نسبی درکشور نفرت همگانی علیه شرکت نفت انگلیس رفته رفته اوج گرفت و دراثر فعالیت خستگی ناپذیر نیروها وحزب های ملی و میهن پرست بویژه حزب توده ایران نقش استعمار و امپریالیسم برای مردم افشا می شد. مبارزه برای تامین حق حاکمیت ملی و مبارزه با استعمار انگلیس و شرکت نفت انگلیس به پیکار عمومی ملی و دمکراتیک فرا رویید. از این رو تصویب اصل ملی شدن صنعت نفت امتداد و ادامه جنبش ملی و دمکراتیک مردم ایران در سال های دهه بیست و ابتدای دهه سی خورشیدی قلمداد می‏گردد.
اهمیت نفت ایران برای امپریالیسم جهانی و در آن زمان امپریالیسم انگلیس کتمان ناپذیراست. دراین خصوص مقابله با جنبش ملی و ضد امپریالیستی ملی کردن صنعت نفت در اولویت برنامه های استعمار قرار داشت. موضوع از نقطه نظر استعمارگران حفظ و کنترل تولید، توزیع و فروش نفت و بهتر از همه حفظ کارتل بین المللی نفت بود. در کتاب تاریخ ایران مدرن پیرامون این مساله خاطر نشان گردیده: “از دیدگاه لندن، شرکت نفت ایران و انگلیس بزرگترین پالایشگاه جهان را در اختیار داشت و عملا دومین صادرکننده بزرگ نفت خام در جهان و دارای سومین ذخیره بزرگ نفتی بود.

این شرکت همچنین برای خزانه داری بریتانیا ۲۴ میلیون پوند درآمد به صورت مالیات و ۹۲ میلیون پوند ارز تامین می کرد، تامین ۸۵ درصد از سوخت مورد نیاز ناوگان نیروی دریایی بریتانیا را برعهده داشت و همچنین ۷۵ درصد سود سالانه داشت که بخش عمده ای از آن دراختیار سهام دارانش در انگلستان و همچنین دیگر سرمایه گذاری های نفتی در کویت، عراق و اندونزی قرار می گرفت.”

[تاریخ ایران مدرن، یرواند آبراهامیان صفحه ۲۱۸ چاپ دوم- نشر نی ۱۳۸۹] نخستین جرقه در جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران در ۲۳ تیرماه ۱۳۲۵ با اعتصاب بزرگ کارگران نفت خوزستان زده شد. “می توان گفت که نطفه جنبش مردم ایران علیه شرکت استعماری نفت در این اعتصاب بسته شد.” این اعتصاب صرفا اقدامی صنفی نبود. اعتصاب ۲۳ تیرماه ۱۳۲۵ کارگران نفت زیر رهبری حزب توده ایران جز جدایی ناپذیر از جنبش انقلابی و دمکراتیک سراسری بود و آغازگر راهی که به تصویب اصل ملی شدن نفت در سال ۱۳۲۹ منتهی گردید. در خصوص طرح شعار ملی شدن صنعت نفت باید یادآوری نمود این شعار در ۱۵ آبان ماه سال ۱۳۲۹ درشورای عالی جبهه ملی به تصویب رسید که زنده یاد دکتر محمد مصدق گفته است که شعار ملی کردن نفت را دکتر حسین فاطمی در منزل آقای نریمان برای نخستین بار پیشنهاد کرد. دراین دوران با سقوط دولت علاء و ژرفش و گسترش جنبش مردمی خواست ملی شدن نفت و اخراج شرکت نفت انگلیس اوج گرفت. پاییز و زمستان سال ۱۳۲۹ جنبش ملی و ضد امپریالیستی ارتجاع حاکم، دربار و امپریالیسم را به شدت مورد تعرض و حملات پی‏درپی قرار می داد. حرکت به سوی تفاهم در میان نیروهای عمده جنبش حزب توده ایران و حبهه ملی بسیار کند و با دشواری همراه بود. درواقع محافل ارتجاعی و در راس آنها دربار پهلوی و امپریالیست ها خواهان آن بودند که چنین تفاهمی در جنبش صورت نپذیرد. مجلس دوره شانزدهم زیر فشار جنبش ملی و دمکراتیک و مبارزات کارگران و دانشجویان و طبقه های محروم جامعه در دی ماه ۱۳۲۹ از تصویب قرارداد الحاقی کمپانی نفت انگلیس امتناع نمود و هنگام بحث پیرامون این قرارداد، نتایج و پیامدهای آن زنده یاد دکتر محمد مصدق مساله لغو امتیازنامه سال ۱۳۱۲ و ملی کردن کلیه تاسیسات شرکت نفت انگلیس را مطرح ساخت. این حرکت مصدق و جبهه ملی با حمایت توده ای همراه بود.

اعتصابات متعدد کارگری و اعتراضات گسترده دانشجویی پشتوانه نیرومند و اساسی اقدام و برنامه مصدق در مجلس بود. ناگفته نماند که نیروی مادی و تکیه گاه اطمینان بخش تصویب اصل ملی شدن در مجلس مبارزات توده ها بود. رشد جنبش کارگری و سندیکایی و مبارزات کارگران شرکت نفت تحت رهبری و هدایت حزب توده ایران در کنار فعالیت خستگی ناپذیر جنبش دانشجویی و نقش آگاهی بخش و تاثیرگذار آن در بیداری توده ها و حضور آنان در صحنه سیاست، دکتر محمد مصدق و یاران صدیق او نظیر فاطمی، نریمان، شایگان و دیگران را در طرح شجاعانه خواست ملی و میهنی ملی کردن صنعت نفت و خلع ید از شرکت نفت انگلیس تقویت می کرد.

درآن زمان جناح هایی از هیات حاکمه که سپهبد رزم آرا در راس آنها قرار داشت اصل تقسیم ۵۰-۵۰ با شرکت نفت انگلیس را پذیرفته بودند و در خفا در تدارک کودتا و سرکوب جنبش مردمی بودند. رزم آرا در ۲۱ اسفند ماه ترور شد و نقشه کودتا با شکست روبرو گردید. در چنین لحظات حساس و پیچیده ای با اتکا به نیروی لایزال توده ها و حضورشان در صحنه سیاسی، مجلس شورا که تا دو ماه پیش با اکثریت قاطع با اصل ملی کردن صنعت نفت مخالفت کرده بود، به رغم مخالفت دربار و شخص محمد رضا پهلوی در ۲۴ اسفند ماه ۱۳۲۹ اصل ملی شدن صنعت نفت را از تصویب گذراند و در ۲۹ اسفند ماه نیز مجلس سنا این اصل را به تصویب نهایی رساند. محمد رضا پهلوی حاضر به توشیح این مصوبه نبود. او از امضاء مصوبه اصل ملی شدن صنعت نفت شانه خالی می کرد و در حقیقت مخالف جدی این خواست ملی بود. امضای شاه پای اصل ملی شدن نفت یک ماه و نیم بعد یعنی زمانی که زنده یاد مصدق به نخست وزیری رسید گذاشته شد. مصدق او را وادار به این کار نمود.
با تصویب ملی شدن صنعت نفت نه تنها یک آرزو و خواست ملی صورت تحقق به خود گرفت بلکه حق حاکمیت ملی کشور نیز تحکیم شد.

اینک با گذشت سال ها محافل ارتجاعی، وابستگان به امپریالیسم و استعمار و رژیم ولایت فقیه این رویداد سترگ تاریخی را کتمان کرده و وارونه جلوه می دهند. ارتجاع حاکم در چارچوب اجرای دستورات صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برنامه خصوصی سازی صنعت ملی نفت را در دستور کار خود قرار داده است.

مبارزه با این برنامه ارتجاع درعین حال پیکاری علیه استبداد ولایی و در جهت حفظ و تضمین مبارزات تاریخی مردم و دستاوردهای آن بویژه اصل ملی شدن صنعت نفت است.

سایت حزب توده ایران
۲٨ اسفند ۱٣۹۰ – ۱٨ مارس ۲۰۱۲

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا