فرهنگی

تسلیم یا تدبیر

 رسانه‌های اصولگرا در برابر این نامه سکوت کرده‌اند و جز روزنامه جوان و سایت خبری مشرق تا زمان نگارش این مطلب، واکنشی به این نامه نداشته‌اند. این سکوت سه احتمال را در پی دارد… احتمال سوم می‌تواند جالب توجه باشد؛ شاید این سکوت به این معنا است که قوه عاقله جریان اصولگرایی مشغول تامل درباره این نامه و حساب و کتاب محتوای آن است.

در شرایطی که افکار عمومی و جو کشور تحت تاثیر پیروزی تیم ملی فوتبال قرار داشت، تعدادی از فعالین سیاسی با نگارش نامه‌ای خطاب به سران عالیرتبه نظام خواستار مذاکره مستقیم با امریکا شدند. بیشتر از آنکه متن نامه غیر منتظره باشد، اسامی امضا‌کنندگان آن سبب تعجب شده است. اسامی که هیچ قرابت و نزدیکی سیاسی با یکدیگر ندارند اما حاضر شده‌اند نام‌شان کنار یکدیگر ردیف شده و راهکاری برای برون‌رفت از وضعیت فعلی ارایه دهند. از همان دقایق اولیه انتشار این نامه بسیاری منتظر واکنش افراد و رسانه‌های جریان اصولگرایی بودند. کسانی که پس از خروج امریکا از برجام زخم شکست‌شان در انتخابات سرباز کرده و به هر بهانه‌ای به دولت حمله می‌کنند. اما در کمال تعجب رسانه‌های اصولگرا در برابر این نامه سکوت کرده‌اند و جز روزنامه جوان و سایت خبری مشرق تا زمان نگارش این مطلب، واکنشی به این نامه نداشته‌اند. این سکوت سه احتمال را در پی دارد؛ نخست آنکه رسانه‌های اصولگرا همچنان سرگرم حواشی فوتبالی و جام جهانی هستند که این مورد بسیار بعید به نظر می‌رسد زیرا آنها حاضر به از دست دادن کوچک‌ترین فرصتی برای حمله به جریان اصلاحات و اصلاح‌طلبان نخواهند بود. احتمال دوم آن است که این جریان تصمیم به سکوت در برابر این نامه گرفته و منتظر اعلام نظر بزرگان خود هستند. در این احتمال آنها در ابتدا سعی دارند نسبت به این نامه بی‌تفاوت بوده و به راحتی از کنار آن گذر کنند مگر آنکه اتاق فکرشان تصمیم جدید اتخاذ کند. هرچند پیاده‌نظام این طیف سیاسی در فضای مجازی با انتشار توییت‌هایی نسبت به امضا‌کنندگان این نامه حمله کرده و آنهارا خود‌فروخته معرفی کرده‌اند. احتمال سوم می‌تواند جالب توجه باشد؛ شاید این سکوت به این معنا است که قوه عاقله جریان اصولگرایی مشغول تامل درباره این نامه و حساب و کتاب محتوای آن است. قوه عاقله‌ای که تاکنون ترمز جریان تندرو را کشیده و آنها را وادار به سکوت کرده است. هرچند قوه عاقله این جریان نیز به دلیل اختلافات سیاسی هیچگاه محتویات این نامه را تایید نخواهد کرد اما ممکن است درصدد باشد با ادبیات و روش‌های دیگری، راهبردی با همین هدف اما مسیری جدا تعریف کند. احتمالی که با توجه به شرایط امروز کشور شاید دور از ذهن نباشد.

واکنش اصولگرایان

واکنش‌های روزنامه جوان و سایت خبری مشرق همان جنس همیشگی را داشت. ادبیات ثابتی که تنها بنا بر موضوع، کلیدواژه‌ها تغییر می‌کند اما محتوا همان همیشگی است. روزنامه جوان نوشت: «چطور می‌شود پاره شدن برجام را از سوی امریکا دید و باز هم از ایران خواست برای مذاکره با امریکا آماده شود؟! این پنج سال مذاکره چه دستاوردی داشت که باز تکرار شود؟! نویسندگان نامه چه تضمینی دارند که امریکا باز با زیرکی چندین سال ایران را معطل مذاکره نکند و بعد زیر همه‌چیز نزند؟ اولین دلیل اشتباه تحلیلی و محاسباتی نویسندگان این نامه آن است که نتوانسته‌اند دریابند که شاید از جهت نمایش مذاکره امریکا و کره شمالی، اکنون وقت دعوت ایران به مذاکره با امریکا باشد، اما از جهت آنکه امریکا به تازگی از توافقنامه چند‌جانبه و مهم برجام خارج شد و همه تعهداتش در قبال ایران را بعد از چند سال مذاکره زیر پا گذاشت و تصویر روشنی از یک پیمان‌شکن و بدعهد را از خود مقابل چشم مردم ایران گذاشت، حتما زمان بدی است. چطور می‌شود پاره شدن برجام از سوی امریکا را دید و باز هم از ایران خواست برای مذاکره با امریکا آماده شود؟!» سایت خبری مشرق نیز واکنشی مشابه نشان داد و از این نامه با عنوان «نامه‌ای با تِم تسلیم» یاد کرد. مشرق نوشت: «این نخستین‌بار نیست که نویسندگان این نامه در یک بزنگاه مهم برای مردم ایران، به جای قرار گرفتن در صف ملت ایران، همراهی با تحریم‌کنندگان و صف بیگانگان را ترجیح داده‌اند. با درخواست این گروه برای مذاکره با امریکا، حکایت آن دزدی که می‌گفت، از هرکجا دزدی می‌شود، سراغ من می‌آیند و از قضا، کالای دزدی شده از منزل من پیدا می‌شود! در اذهان متبادر می‌شود؛ حال کسانی که در مقطع کنونی درخواست مذاکره با رییس‌جمهور امریکا که هنوز چند روزی نیست که از بدعهدی آنها با ملت ایران در ماجرای خروج از برجام نگذشته، چگونه با عدم مرعوبیت در مقابل امریکا و اصلاح‌طلبی قابل جمع است؟» این سایت درحالی از همراهی نویسندگان این نامه با بیگانگان می‌نویسد که ظاهرا فراموش کرده است پس از خروج امریکا از برجام برای تسویه حساب سیاسی با دولت روحانی فریاد شادی سر می‌داد. بنابر احتمال دومی که در بالا به آن اشاره شد، به نظر می‌رسد توپخانه رسانه‌ای جریان تندرو از امروز فعالیت خود علیه نویسندگان این نامه را آغاز کند.

واکنش اصلاح‌طلبان

واکنش اصلاح‌طلبان اما به این نامه متفاوت بود. عده‌ای مخالف بودند و عده‌ای موافق. هرکدام منطق خاص خود را داشتند. سعید شریعتی، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد در توییتر خود نوشت: «نمی‌توان اصلاح‌طلب بود و از پیشنهاد و توصیه مذاکره مستقیم استقبال نکرد. با این وجود دوستان نویسنده بیانیه، توجه دارند که گفت‌وگو‌های حتی مستقیم و بالنسبه فراگیر ایران و ایالات متحده در جریان بود اما این ترامپ بود که ساز ترک میز مذاکره را با پیش‌شرط‌های خود‌سرانه‌اش کوک کرد.» در واقع شریعتی در این توییت ضمن استقبال از مذاکره مستقیم، به نویسندگان نامه هشدار داده است که باید مراقب سیاست‌ها و حقه‌های ترامپ بود. در مقابل اظهارنظر شریعتی، احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب قرار دارد. زید آبادی با انتشار متنی در کانال تلگرامی خود ضمن تایید تاثیر‌گذاری بیانیه‌هایی از این دست بر فضای رسانه‌ها، آن را عامل پیچیده‌تر شدن شرایط دانست. زیدآبادی نوشت: «این نوع بیانیه‌ها طبعا در فضای عمومی و رسانه‌ای بی‌تاثیر نیست؛ اما در عمل به نظرم کمکی به تسهیل آغاز مذاکره نمی‌کند و از جهاتی آن را سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌سازد.» او در ادامه از فعالان سیاسی خواسته است تا با سعه‌صدر بیشتری نسبت به این موضوعات برخورد کرده و اجازه دهند تا حاکمیت در این موارد تصمیم‌گیری کند. در کنار زید‌آبادی و شریعتی، عبدالله ناصری، عضو بنیاد باران نیز به این نامه واکنش نشان داد. ناصری در گفت‌وگو با نامه‌نیوز ضمن حمایت از گفت‌وگوی مستقیم با امریکا، گفت: «واقعیت این است که جمهوری اسلامی باید خیلی زودتر از اینها و در شرایط بهتر مذاکره مستقیم را شروع می‌کرد اما حتما امروز هم که چهره تندرویی به نام ترامپ در مسند کار است و حاضر می‌شود نزاع قدیمی با کره شمالی را از طریق مذاکره پایان دهد، می‌توان از این راهکار بهره برد.» در کنار موارد پیشنهاد شده در نامه فعالین سیاسی، عبدالله ناصری پیشنهادی برای بررسی قانونی پیشنهاد نویسندگان ارایه کرده است که نشان می‌دهد اصلاح‌طلبان علاوه بر پیشنهاد هدف، مسیر پیشنهادی نیز در نظر دارند. پیشنهاد ناصری برگزاری نظرسنجی در مجلس برای مذاکره مستقیم با امریکا است. او در‌این‌باره به خاطره‌ای در دهه هفتاد اشاره کرده و گفته است: «کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی در مجلس ششم یک نظرسنجی ملی و علمی انجام داد که نشان می‌داد ۷۶ درصد مردم به ضرورت مذاکره مستقیم با امریکا باور داشتند و در عین حال قریب همین میزان نیز اعتقاد داشتند که امریکا قابل اعتماد نیست و ما باید خیلی هوشمندانه مذاکرات را پیش ببریم.»

به گفته وی، نظر‌سنجی مورد اشاره مربوط به حدود ۱۶ سال قبل و زمان جورج بوش پسر است که ایران را محور شرارت می‌نامید. حتما اگر این نظرسنجی در دولت اوباما و در دولت روحانی به طور کاملا علمی و فارغ از گرایشات سیاسی صورت گرفت حتما درصد بیشتری به ضرورت مذاکره مستقیم و رعایت موازین عزت و مصلحت ایران می‌پرداختند.

نکته قابل‌توجه آن است که نمی‌توان این پیشنهاد را نادیده گرفت. در وهله نخست شاید این تصویر در اذهان ایجاد شود که چطور می‌توان به کشوری که همین یک ماه پیش از برجام خارج شده اعتماد کرد؟ اما واقعیت ماجرا این است که ترامپ یک تاجر بزرگ است و به همه موضوعات به چشم یک معامله نگاه می‌کند. ترامپ دوست دارد حرف خود را به کرسی بنشاند و دقیقا به همین دلیل این روز‌ها مشغول عمل به وعده‌های انتخاباتی خود است. او گفته بود از برجام اوباما خارج می‌شود و عمل کرد. درباره حل مشکل کره شمالی وعده داده بود و در همین راستا هفته گذشته در یک دیدار تاریخی با رهبر کره شمالی دیدار کرد. ترامپ یک وعده دیگر نیز داده و آن مذاکره با ایران است. پر‌واضح است که ترامپ از اینکه اوباما توانسته با ایران به توافق برسد عصبانی است نه با اصل توافق. او می‌خواهد مرد تاریخ ساز ایالات متحده شود از همین رو خواستار مذاکره با ایران است تا این موفقیت نیز مانند دیدار با رهبر کره شمالی در کارنامه او ثبت شود. اگر نگاهی اجمالی و به دور از احساس به پیشنهاد مطرح شده توسط فعالین سیاسی شود، شاید بتوان درباره این پیشنهاد فکر کرد.


این نا مه‌ها مذاکره را سخت‌تر می‌کند

احمد زیدآبادی با انتشار متنی در کانال تلگرامی خود ضمن تایید تاثیر‌گذاری بیانیه‌هایی از این دست بر فضای رسانه‌ها، آن را عامل پیچیده‌تر شدن شرایط دانست. زیدآبادی نوشت: «این نوع بیانیه‌ها طبعا در فضای عمومی و رسانه‌ای بی‌تاثیر نیست؛ اما در عمل به نظرم کمکی به تسهیل آغاز مذاکره نمی‌کند و از جهاتی آن را سخت‌تر و پیچیده‌تر می‌سازد.» او در ادامه از فعالان سیاسی خواسته است تا با سعه‌صدر بیشتری نسبت به این موضوعات برخورد کرده و اجازه دهند تا حاکمیت در این موارد تصمیم‌گیری کند.

باید مراقبت حقه‌های ترامپ بود

سعید شریعتی، عضو شورای مرکزی حزب اتحاد در توییتر خود نوشت: «نمی‌توان اصلاح‌طلب بود و از پیشنهاد و توصیه مذاکره مستقیم استقبال نکرد. با این وجود دوستان نویسنده بیانیه، توجه دارند که گفت‌وگو‌های حتی مستقیم و بالنسبه فراگیر ایران و ایالات متحده در جریان بود اما این ترامپ بود که ساز ترک میز مذاکره را با پیش‌شرط‌های خود‌سرانه‌اش کوک کرد.» در واقع شریعتی در این توییت ضمن استقبال از مذاکره مستقیم، به نویسندگان نامه هشدار داده است که باید مراقب سیاست‌ها و حقه‌های ترامپ بود.

زهرا موسوی – روزنامه اعتماد

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا