اقتصاد سیاسی گرانی‌ها و کمپین نه به خرید

کمپین‌هایی از این دست می‌توانند در آگاهی عمومی اثرگذار باشند، سرمایه اجتماعی ایجاد کنند… اما اقتصاد سیاسی خاص ایران اساسا آنها را ناکارآمد می‌کند چراکه ریشه امر را نه در مصرف و تقاضای مردم‌ که در شبکه‌های گسترده فسادی باید دید که فعلا کسی جلودارشان نیست‌.

ظرف کمتر از سه ماه اوضاع اقتصادی که پیشتر هم چندان امیدوارکننده نبود به بحران بدل شد‌. ابتدا قیمت دلار و سکه سر به فلک کشید، سپس بخش مسکن را در‌نوردید و حالا اتومبیل را نشانه رفته است‌. همه منتظر بودند که دولت یا نهادهای تصمیم‌گیر کاری بکنند‌ اما دولت در انفعالی محض نظاره‌گر آسوده این ماجراها شد؛ یا دست‌هایی پشت پرده را عامل وضعیت می‌داند یا اساسا وجود بحران را نمی‌پذیرد و از چیزی به اسم «حباب» صحبت می‌کند‌. در شرایطی که دولت و قدرت اساسا نظاره‌گرند و گویا توان یا اراده‌ای برای تغییر وضعیت ندارند، جامعه دارد قدم‌هایی بر‌می‌دارد‌. برخی چهره‌های محبوب مثل علی کریمی کمپینی به راه انداخته‌اند برای عدم خرید این کالاها تا مگر نبود تقاضا قیمت کالاها را پایین بیاورد یا اینکه با عدم خرید محتکران آسیب ببیند‌.
این واکنشی منطقی است در برابر روندی نادرست؛ روندی که زندگی و معیشت مردم را نشانه رفته است‌. در سال‌های گذشته دائم از مردم انتقاد می‌شد که چرا به محض بروز نشانه‌هایی مبنی بر افزایش قیمت یک کالا به سمت آن هجوم می‌برید و خود، گرانی بیشتر را دامن می‌زنید‌. حالا این کمپین می‌خواهد مسیر دیگری را در پیش بگیرد‌؛ مسیری که شواهد آن در کشورهای توسعه‌یافته هم وجود دارد‌. با این حال مسایلی است که موفقیت چنین کمپین‌هایی را در ایران با چالش مواجه می‌کند‌. مهم‌ترین مساله این است که این کمپین‌ها اساسا در شرایطی کارا هستند که سازوکار و نسبت عرضه و تقاضا تعیین‌کننده قیمت‌ها باشد‌. در ایران اما گران شدن بسیاری از کالاها و اقلام اساسا ربطی به عرضه و تقاضا ندارد‌. وضعیت مسکن را در نظر بگیرید‌. همه کم و بیش از میزان ساخت و سازهای انجام شده در سال‌های اخیر در تهران آگاهیم‌. آمارها می‌گویند در تهران ۴۹۰ هزار واحد مسکونی خالی وجود دارد که در قیاس با سال ۹۰ (۳۲۷ هزار واحد خالی) رشد چشمگیری داشته است‌. بنابراین گرانی وحشتناک مسکن در ماه‌های اخیر را باید به عوامل دیگری نسبت داد نه تقاضای بالا‌. جریان قدرتمندی وجود دارد که از قبل افزایش قیمت مسکن سود می‌برد و با سازماندهی شبکه‌ای‌اش توان دستکاری را هم دارد‌. مساله دیگر این است که در جاهایی هم که تقاضا به یکباره بالا رفته است، تقاضایی مصنوعی است نه اجتماعی‌‌ یعنی گروه‌های سازمان‌یافته‌ای که از رانت اطلاعاتی هم برخوردارند با ورود به یک بخش از بازار به دستکاری عامدانه آن پرداخته و از طریق شبکه‌های ناسالم در قیمت‌ها دستکاری می‌کنند‌. نمونه آن را می‌توان در افزایش قیمت طلا و سکه یافت‌.

کمپین‌هایی از این دست می‌توانند در آگاهی عمومی اثرگذار باشند، سرمایه اجتماعی ایجاد کنند و تا حدی نیز از طریق ایجاد فضایی روانی موثر باشند‌. اما اقتصاد سیاسی خاص ایران اساسا آنها را ناکارآمد می‌کند چراکه ریشه امر را نه در مصرف و تقاضای مردم‌ که در شبکه‌های گسترده فسادی باید دید که فعلا کسی جلودارشان نیست‌.

محمد هدایتی – جهان صنعت

Print Friendly, PDF & Email