اجتماعی

یک نامه و صد تفسیر

اخیرا اصلاح‌طلبان نشان داده‌اند که گروهی یکدست نیستند، ولی با مروری بر واکشنهای روزهای اخیر می‌توان ادعا کرد که واکنششان به برخی از مسائل مثل همین مسئله مذاکره با آمریکا کجدار و مریز بوده است، بنابراین میتوان گفت مصداق مَثَل معروفِ یکی به میخ و یکی به نعل زدن هستند.

 یکی کار آنها را تسلیم‌نامه می‌نامد و دیگری مانده است دیوانه خطابشان کند یا چیز دیگر. سخنگوی دولت می‌گوید این نامه نشان داد عقل سیاسی کامل نیست که چنین توصیه‌ای می‌کنند و دیگری نیز آنها را خائن به ایران می‌نامد. در مجموع نظرهای مختلف مثبت و منفی زیادی در مورد نوشتن نامه‌ تعدادی از فعالان سیاسی اصلاح طلب به مسئولان عالی‌رتبه نظام ارائه شده که خرسند کننده نیست. این نویسندگان خواستار بازنگری در تصمیمات اساسی و مذاکره مستقیم با آمریکا شده بودند. از واکنش‌های زیادی که در محافل سیاسی از طرف برخی از چهره‌های مختلف به امضا کنندگان و محتویات این نامه وجود دارد، می‌توان برداشت کرد که یک وحدت استراتژیک و انسجام یکدست در بین اصلاح‌طلبان غایب است. اخیرا اصلاح‌طلبان نشان داده‌اند که گروهی یکدست نیستند، ولی با مروری بر واکشنهای روزهای اخیر می‌توان ادعا کرد که واکنششان به برخی از مسائل مثل همین مسئله مذاکره با آمریکا کجدار و مریز بوده است، بنابراین می‎توان گفت مصداق مَثَل معروفِ یکی به میخ و یکی به نعل زدن هستند. بسیاری اصلاح‌طلبان از طرفی می‌گویند این نامه باید نوشته می‌شد، ولی بلافاصله در مورد تبعات آن هشدار می‎دهند یا برخی نیز از بازی خوردن نویسندگان نامه سخن می‌گویند. این نوع اظهار نظر، مشابه وضعیتی است که آنها در سال‌های گذشته در مورد مسئله حصر در پیش گرفتند. برخی جرات حمایت از رفع حصر نداشتند و برخی دیگر نه، اعتدالیون از یک طرف منشور حقوق شهروندی ارائه دادند، ولی از طرف دیگر اقدامی بارز برای رفع حصر انجام ندادند. خلاصه هرچه هست، چیزی جز انشقاق و چند دستگی نیست. این وضعیت یعنی یک نامه و صد تفسیر تنها در بین یک مجموعه پراکنده و آشفته بر می‌آید. برخی به گونه‌ای از این نامه یاد کرده‌اند که گویی خیانتی انجام شده و برخی دیگر نیز به گونه‌ای از آن دفاع کرده‌اند که انگار این صد نفر، بزنگاه تاریخی را تشخیص و دست‌به کار شده تا مهمترین پیشنهاد این برهه از تاریخ را ارائه کنند. به نظر می رسد بهتر بود نویسندگان این نامه، پیش از اینکه دست به نوشتن ببرند باید به فضا و واکنش‌هایی که این نامه ایجاد می‌کند فکر می‌کردند. ناگفته نماند که این گونه پیش‌بینی خاصیت یک کنشگر سیاسی است. آنهایی که خود را کنشگر سیاسی می‌نامند و اکنون اصرار دارند که وانمود کنند که آن نامه را امضا نکرده اند، باید پیش از نوشتن موقعیت مکانی و زمانی این نامه را تشخیص میدادند و تاثیرگذاری آن را مورد بررسی قرار می‌دادند. گرچه وانمود به امضا نکردن، نوعی انکار خود است اما از یک کنشگر سیاسی که خود را نیز اصلاح‌طلب می‌داند یک حرکت به پیش است تا به جلو. کنشگر سیاسی را به این اعتبار کنشگر می‌نامند که نه تنها فضای زمانی و مکانی کنش‌ را بشناسد بلکه شناخت دقیقی از بزنگاه‌های حساس نیز داشته باشد. این یکی از اصول اولیه سیاست در دنیای امروز است. قطعا اگر سیاستمداری یا کنشگر سیاسی نتواند به این مولفه ها تسلط داشته باشد با یک شخص عادی چه تفاوتی دارد؟ از این منظر بهتر می توان کنش سیاسی موجود در مورد نگارش نامه مورد بحث را تحلیل کرد؛ امه ای که شاید در بی وقت ترین زمان ممکن نوشته شد و رویکردهای متفاوتی را به وجود آورد.
آذر منصوری در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این مطلب اظهار کرد: موضع اصلاح طلبان در رابطه با مذاکره با کشورها و قدرتهای مختلف دنیا بر اساس اصل دفاع از منافع ملی است. در واقع در چهارچوب منافع ملی است که می شود بحث کرد و پرسید آیا مذاکره با کشورها می تواند برای کشور فرصت باشد یا تهدید است.
وی ادامه داد: یا کشور محل مذاکره دوست است یا دشمن و همواره موضوع مذاکره با در نظر گرفتن اصل منافع ملی پیش می‌رود، پس مذاکره کننده می بیند که مذاکرات قرار است چه دستاوردی برای کشور و مردم داشته باشد.
منصوری خاطرنشان کرد: وقتی از منافع ملی سخن می گوییم یعنی منافعی که ذیل آن امنیت جامعه، حاکمیت ملی، تحقق حقوق ملت و قانون اساسی قابل تعریف باشد.
قائم مقام حزب اتحاد ملت گفت: من جزء امضا کنندگان این نامه نیستم و اگر از من سوال هم می شد توضیحم این بود که در شرایط فعلی و با توجه به رفتار رئیس جمهور فعلی آمریکا باید مشخص شود که قرار است این مذاکره برای چه، بر سر چه موضوعاتی و با چه هدفی صورت گیرد؟ این مذاکره چه فرصتی را پیش روی منافع ملی ما قرار می دهد؟
موضع اصلاح طلبان بر اساس اصل دفاع از منافع ملی است
وی افزود: به طور قطع اصل مذاکره ابزار دولت ها برای تعامل با دنیا، استفاده از ظرفیت ها و توانایی های دیگر کشورها و در نهایت بهره گرفتن از ظرفیت های جامعه جهانی برای توسعه و پیشرفت کشورها و برقراری صلح و مجموعه اهدافی است که در این چهارچوب تعریف می شود.
این فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: در شرایط فعلی که ترامپ به مهم ترین توافق بین المللی (برجام) که پس از ماهها مذاکره به سرانجام رسیده ‌پشت پا می زند، از شورای حقوق بشر به خاطر اسرائیل خارج می شود، بخاطر اصرار بر اجرای قوانین سختگیرانه مهاجرتی راضی می شود غیر انسانی ترین اقدام یعنی جدا کردن کودکان از والدینشان ر ا انجام دهد و بیشترین اقدامات ضد ایران را در دستور کار قرار داده و در عرصه داخلی هم با مشکلات جدی روبروست، طرح مذاکره با آمریکا در چه چهارچوب و اهدافی قرار است اتفاق بیفتد؟! اینها طبعا سوالاتی است که قابل بحث و گفتگو است.
وی ادامه داد: با توجه با شروطی که پمپئو مشخص کرده، معلوم است که منظور آنها از مذاکره با ایران در شرایط فعلی چیست. ضمن اینکه وقتی ما از مذاکره در چهارچوب منافع ملی صحبت می کنیم باید این را هم بپذیریم که ممکن است در یک مقطعی با توجه به تهدیداتی که علیه صلح جهانی و منطقه ما وجود دارد حاضر به مذاکره با کشورهای مختلف بشویم. در واقع اصل مهم این است که مذاکره باید در خدمت منافع ملی ما باشد و بر همین مبنا نمی شود که یک کشور دوست دائمی ما و یک کشور دشمن دائمی ما باشد. مثل توافقی که در مقطعی در خصوص مبارزه با طالبان با افغانستان داشتیم.
منصوری خاطرنشان کرد: به طور طبیعی پرسش هایی که در خصوص این نامه مطرح است را باید امضا کنندگان پاسخ دهند و هر نامه ای هم قابل تعمیم به مجموعه یک جریان سیاسی نیست.
وی گفت: به نظرم در شرایط فعلی با توجه به رفتار ترامپ در مدت حضور او به عنوان رئیس جمهور آمریکا که نشان داده دروغگو، غیر قابل پیش بینی است و به هیچ تعهدی هم پایبند نیست، بهترین زمان برای انجام مذاکرات بیشتر با محوریت برجام با کشورهای قدرتمند دیگری است که مدافع برجام هستند؛ چرا که این مذاکرات می تواند در جهت حفظ و اجرای تعهدات آن و منافع ملی ما موثر واقع گردد. بنابراین ما همواره باید از مذاکرات حول منافع ملی دفاع کنیم اما اینکه در شرایط فعلی مذاکره با ترامپ تا چه حد بتواند در جهت تقویت منافع ملی ما موثر واقع گردد، محل تردید و تامل جدی است؛ چرا که او اگر قائل به مذاکره بود از برجام خارج نمی شد.
منصوری در پایان گفت: اصلاح طلبان قبل از ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت با در نظر گرفتن منافع ملی پیشنهاد مذاکره دادند که نه تنها اعتنایی نشد، بلکه مقاومت در برابر این نوع پیشنهادات موجب شد پرونده ایران به شورای امنیت نیز برود و طبیعی است که ترکیب شورا کار را برای خروج ایران از فصل هفت شورای امنیت با چه دشواری هایی مواجه می ساخت. فراموش نکنیم شناخت خصوصیات و ماهیت رقیب و یا دشمن و موقعیت و درک زمان برای مذاکرات نیز بسیار مهم است.

همدلی

Print Friendly, PDF & Email
نمایش بیشتر
دکمه بازگشت به بالا