دولت ترامپ، سیاست های ماورای راست و شبه فاشیستی‌ و خطر آن برای مردم ایران

همین‌طور مشخص است که جریان‌هایی سیاسی و شخصیت‌هایی پرنفوذ و قدرتمند در آمریکا برای مبارزه با مشکلات لاینحل نظام سرمایه‌داری و به‌منظور صیانت از موقعیت محوری آمریکا در مقام ابرقدرتی جهانی، راه‌حل را در مسلط کردن دیدگاه‌هایی شبه‌فاشیستی تشخیص داده‌اند که ترامپ نماد بیرونی آن است.

بر اساس گزارش خبرگزاری های جهان دونالد ترامپ در پیغام توییتری که روز اول مردادماه منتشر کرد، در پاسخ به حسن روحانی نوشت: “به رئیس جمهور ایران، روحانی: هرگز و هرگز ایالات متحده را تهدید نکن، وگرنه بلایی سرتان خواهد آمد که کمتر کسی در تاریخ متحمل شده‌است. ما دیگر آن کشوری نیستیم که حرف‌های دیوانه‌وارتان درباره خشونت و مرگ‌ را تحمل کنیم. حواست را جمع کن.”

نگاهی حتی گذرا به وضعیت کنونی جهان وجود شرایط ویژه و ظهور فرایندهایی جدید را نمایان می‌کند که از جهت‌هایی بسیار آینده را ‌پیش‌بینی‌ناپذیر و پرخطر کرده است. همین‌طور روشن است که منظر روابط بین‌المللی در سطح جهان در قیاس با دو سال گذشته، به‌دلیل به‌قدرت رسیدن گروه‌بندی ماورای‌راست در آمریکا بر گرد به‌ریاست‌جمهوری رساندن دونالد ترامپ آشکارا در وضعیتی جدید قرار گرفته است. بروز این شرایط جدید جهانی، تأثیرهایی بسیار مهم بر کشورما داشته و خواهد داشت. ازاین‌روی، کوشش در درک ماهیت نیروها و فرایندهای نوظهوری که وضعیت جدید را موجب شده‌اند، امری مهم برای نیروهای مترقی است.

دیگر برای خوش‌بین‌ترین نظریه‌پردازان و مفسران امور سیاسی باید روشن شده باشد که ریاست‌جمهوری ترامپ رخدادی کوتاه‌مدت نیست که دیوانگی یا لوده‌گری‌هایش سرانجام به‌بیرون انداخته شدنش از کرسی قدرت منجر شود. همین‌طور مشخص است که جریان‌هایی سیاسی و شخصیت‌هایی پرنفوذ و قدرتمند در آمریکا برای مبارزه با مشکلات لاینحل نظام سرمایه‌داری و به‌منظور صیانت از موقعیت محوری آمریکا در مقام ابرقدرتی جهانی، راه‌حل را در مسلط کردن دیدگاه‌هایی شبه‌فاشیستی تشخیص داده‌اند که ترامپ نماد بیرونی آن است. روی کار آمدن ترامپ و اطرافیانش به‌سبب ناآگاهی سیاسی و گول خوردن و عقب‌ماندگی سیاسی مردم آمریکا نیست، بلکه بنا بر برنامه‌یی دقیق بوده است. در خارج از آمریکا نیز دیدگاه‌هایی واپسگرایانه که از جانب ترامپ خروجی پیدا می‌کنند در حال پیش‌روی‌اند.
اینکه بعد از ترامپ به‌راحتی جهان به وضعیت قبل خود برمی‌گردد و بار دیگر ایدئولوژی‌ها و حزب‌های سوسیال‌دموکراسی میانه‌رو و لیبرال‌دموکرات توان آن را بیابند ثبات اقتصادی و سیاسی را برقرار کنند، به‌سادگی محتمل نیست. پیش از ظهور ترامپ، در شماری از کشورهای سرمایه‌داری بزرگ مانند آمریکا،‌ فرانسه و ایتالیا، به‌دلیل فروکش نکردن پیامدهای مخرب و ضد اجتماعیِ اجرای سه دهه برنامه‌های اقتصادی نولیبرالی، پیوند مردم این کشورها را با بخش‌هایی عمده از روبنای سیاسی که در کنترل و نفوذ حزب‌های سوسیال‌دموکرات و لیبرال‌دموکرات بود دستخوش تغییراتی معین گردید. به‌عبارتی، گرایش بارز به سوی حمایت از منافع شرکت‌ها و بانک‌های بزرگ به‌هدف تأمین رشد اقتصادی از طریق ثروت‌اندوزی ثروتمندان، نفوذ حزب‌های سوسیال‌دموکرات و لیبرال‌دموکرات بین مردم در شماری از کشورهای غربی به‌دلیل این سمت‌گیری دچار فروریزی شدید شده است. برای مثال، در هردو کشور آمریکا و بریتانیا- دو کشوری که اکنون دچار تلاطم‌های سیاسی و اقتصادی‌اند- سیاست‌های معمول از نوع سوسیال‌دموکراسی میانه‌روِ تونی بلر و کلینتون به خواست مردم برای تغییر نظم اقتصادی فاسد و ناعادلانه پاسخی ندادند. همین وضعیت را در شماری دیگر از کشورهای غربی مانند فرانسه و ایتالیا می‌توان دید که در توجیه این فساد و بی‌عدالتی‌ها جریان‌های سیاسی راست‌گرا و بسیاری از رسانه‌ها در دهه گذشته به‌طور هدفمند مشکل‌های بنیادی اقتصادی را به گردن پناهندگان خارجی انداختند و عامدانه بر جو نژادپرستی دامن زده ‌شد.
در این شرایط سیال در کشورهای غربی، برای اینکه وضعیت مبهم به‌وجود آمده به‌وسیله ترامپ و چرایی حرکت‌ها و گفتمان‌های متناقض و گاه بسیار تعجب‌آور و شوکه کننده از جانب او را بتوان درک کرد، به دو نکته مشخص باید توجه داشت. نخست این که، جهان و به‌ویژه مردم کشورهای غربی در مرحله‌یی آزمایشی قرار داده شده‌اند. نکته دوم آن که، آنچه مورد آزمایش قرار می‌گیرد امکان طرح ایده‌های فاشیسم به‌‌منزلهٔ راه‌حل برای تثبیت هژمونی آمریکا و رفع بحران سرمایه‌داری به‌کار رود! در اینجا از واژه فاشیسم به‌دقت باید استفاده کرد و عنصرهای بنیادی این مکتب را درنظر گرفت. مسلماً نیروهای ماورای‌راست و اندیشکده‌هایشان در قرن بیست‌ویک به‌دنبال احیای هیتلریسم و قتل‌عام یهودیان یا به‌اهتزاز درآوردن پرچم صلیب شکسته ناز‌ی‌ها نیستد. در برهه کنونی، جهان به‌سرعت در حال تغییر است و نظام سرمایه‌داری با بحرانی لاینحل مواجه است و روبنای سیاسی موجود در کشورهای غربی جواب‌گوی مشکل‌ها نیستند. هم‌زمان با این‌ها، سطحی گسترده از اعتراض‌ها و جنبش‌های اجتماعی و مردمی رو به‌رشد در صحنه حضور دارند که می‌توانند نظام سرمایه‌داری و در رأس آن موقعیت هژمونیک آمریکا را با خطری بزرگ روبرو کنند.
بسیاری دونالد ترامپ را به‌دلیل جهالت و شیوه گفتمان و دروغ‌گویی‌اش همچون پدیده‌یی ناهنجار و زودگذر بررسی می‌کنند که در قاب دموکراسی آمریکا ظاهر شده است. اینان به‌عوض توضیح دلیل‌ها و چرایی ظهور این پدیده، بررسی‌شان را تنها بر شخصیت ترامپ و دست‌کاری در انتخابات متمرکز می‌کنند. مسلم است که ترامپ نادان است اما او در مقام نماد بیرونی و مبلغ اندیشه‌های نیروهای ماورای‌راست بسیار موفق بوده است و نیروهای ماورای‌راست هم همواره در انتخابات تقلب کرده و خواهند کرد. واقعیت این است که ترامپ با تکیه بر ذهنیت و شم قوی کاسب‌کارانه‌‌اش، با به‌کارگیری مدرن‌ترین شیوه‌های “آزمون بازاریابی” در رسانه‌ها برای مطرح کردن اعجاب‌انگیزترین تفکرات واپسگرایانه و القای آن‌ها موفق بوده است. قرار دادن نوزادان و اطفال مهاجران در قفس به‌هیچ‌وجه سیاستی “اشتباه” از سوی ترامپ (جاهل)‌ نبود، بلکه “آزمون بازاریابی”ای در مسیر یادگیری به‌منظور بالا بردن سطح تحمل افکارعمومی در برابر سیاست‌های خشن بود. ازاین‌روی، بعد از تکمیل این آزمون و کسب اطلاعات لازم دربارهٔ واکنش‌های منفی و مثبت، ترامپ دستور جدایی فرزندان از والدین‌شان را تعلیق کرد (همه را با هم به‌زندان انداخت)، اما از اصول و چرایی این ایده دفاع کرد و بلافاصله “آزمون بازاریابی”ای دیگر را با استفاده از واژهٔ “آلوده شدن” آمریکا به‌وسیله مهاجران آغاز کرد.
آزادی‌خواهی و دموکراسی موجود در کشورهای غربی و اهمیت دادن به ارزش‌های انسانی با تلاش فراوان از طریق مبارزه جنبش‌های مردمی و نیروهای مترقی پا گرفته است. ازاین‌رو امکان ظهور ناگهانی فاشیسم در دموکراسی موجود کشورهای غربی امکان‌پذیر نیست زیرا به‌آسانی نمی‌توان مردم را به عقب کشاند و از آنان خواست ایده‌های آزادی‌خواهانه و جامعهٔ مدنی و انسان‌دوستی را رها کنند. کاری که دستگاه تبلیغاتی ترامپ انجام می‌دهد دو جنبه مشخص را دنبال می‌کند. از سویی به‌صورت سیستماتیک ایده‌های ضد اجتماعی و غیرانسانی واپسگرایانه را به‌صورت آزمایشی مطرح می‌کند، و از سوی دیگر و پس از شوکه کردن و هراس‌افکنی و به‌وجود آوردن گیجی در افکارعمومی، به‌تدریج با تطبیق دادن‌ها و تغییرهایی شکلی در چگونگی مطرح کردن ایده‌های واپسگرانه و با استفاده از فضای مجازی و رسانه‌ها، جامعه را به این ایده‌ها عادت می‌دهد.
دولت ترامپ با تفرقه‌افکنی، تبعیض و نفرت‌آفرینی بر اساس هویت‌های قومی و دینی و با منزوی کردن ضعیف‌ترین گروه‌ها و لایه‌های اجتماعی به بهانه “آلوده” کردن کشور، آنان را در ملأعام و به‌صورت فیزیکی می‌کوبد و عامدانه تصویرهای دل‌خراش این کوبیدن را رسانه‌ای می‌کند. کوبیدن و حذف این گروه‌ها و لایه‌های اجتماعی هدف اصلی نیست، بلکه وسیله است، به‌این طریق که، نیروهای ماورای‌راست برای حذف و محو حقوق دموکراتیک و حقوق بشر و از بین بردن حس انسان‌دوستی، گام به گام، این گروه‌های قومی و دینی را “غیرانسان” به جامعه القا کنند، بدین معنا که دولت آمریکا حق دارد و می‌تواند و باید نوزادان را از والدین جدا کند و در قفس نگه دارد یا دولت ماورای‌راست ایتالیا حق دارد و می‌تواند و باید کشتی مهاجران در دریای مدیترانه را به دریا برگرداند و حتی از غرق شدن آن جلوگیری نکند. تبدیل کردن هویت گروه‌هایی مشخص در جامعه به یک “مشکل”‌ و القای اینکه موجودیت آن‌ها در جامعه با حفظ نظم و آسایش اکثریت در تناقض است، وسیله‌یی است که در مرحلهٔ ماقبل ظهور کامل فاشیسم،‌ نیروهای ماورای‌راست با ارائه “راه‌حل”‌ برای آن “مشکل”،‌ خود را در مقام ناجی و تنها آلترناتیو برای کنترل جامعه مطرح می‌کنند. در شماری از کشورهای سرمایه‌داری غربی این روش‌های به‌ارث رسیده از هیتلریسم به ابزار کار نیروهای ماورای‌راست در تکوین مرحلهٔ ماقبل ظهور فاشیسم تبدیل شده است.
در مرحله کنونی ماقبل ظهور فاشیسم،‌ پروژهٔ سازمان‌یافته‌ای به‌وسیله نظریه‌پردازان،‌ اندیشکده‌ها و سیاستمدارانی پرقدرت با حمایت رسانه‌های حامی‌شان،‌ مردم اروپا و آمریکا را به فرایندی از آزمون و یادگیری و عادت به عقایدی وارد کرده‌اند که تابه‌حال نپذیرفتنی و خارج از عرف معمول بوده‌‌اند. مثلاً به‌عمد اما غیرمستقیم مردم را به سوی این سؤال‌ها سوق می‌دهند: چه می‌شود اگر عده‌یی سیاه‌پوست در دریای مدیترانه غرق ‌شوند یا آن بچه‌های غیرسفیدپوست از آغوش مادران‌شان کنده شوند و گریان در قفس باشند یا مگر بهتر نیست مسلمانان در کشورهای غربی که احتمالاً تروریست‌اند از حقوق اولیه‌شان محروم شوند؟ در آمریکا هدف جلب افکارعمومی به هر وسیله، به‌منظور به‌قدرت رسیدن و حفظ آن برای برپایی حاکمیتی مقتدر و مطلق به‌وسیله ظهور فاشیسم در مرحله بعدی است. این فرایند از دو سال پیش و در هنگامهٔ کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ آغاز شده است و با موفقیت کاندیدای نیروهای ماورای‌راست از طریق انتخاباتی دست‌کاری شده به‌ کاخ‌سفید وارد شده است.
در عرصه بین‌المللی نیز همان الگوی آفریدن هراس و ناامنی و بحران‌زایی و تلاش برای از بین بردن سازمان ملل متحد در چارچوب نفاق‌افکنی و گفتمان و سیاست‌هایی دوگانه و متناقض در راستای آزمایش ایده‌های واپسگرایانهٔ ضد صلح از جانب دولت آمریکا و به‌ویژه شخص ترامپ را می‌توان به‌وضوح دید. در عرصه خارجی یک روش بسیار مشخص از جانب گروه‌بندی ترامپ در حال عمل کردن است و آن متمایز کردن نظریه‌هایی بومی و جریان‌هایی سیاسی در دیگر کشورها و حمایت از آن‌ها است، یعنی نظریه‌ها و جریان‌های بومی‌ای که قابلیت شرکت جستن در مرحله ماقبل فاشیسم و مورد بهره‌برداری قرار گرفتن را دارند یا اصولاً به فاشیسم و وجود قدرتمند آن همچون آلترنتیو در جهان معتقدند. در منطقه خاورمیانه سران عربستان سعودی و حزب لیکود اسرائیل به‌رهبری نتانیاهو، با دونالد ترامپ در تکوین مرحله ماقبل فاشیسم همکاری تنگاتنگ دارند.
بی‌تردید گروه‌بندی ترامپ نیز به‌دنبال یافتن، حمایت کردن و بهره‌برداری از آن سنخ ایده‌های بومی و جریان‌های سیاسی و اجتماعی در کشور ما است که می‌توانند در مرحله کنونی ماقبل فاشیسم شرکت جویند. این موضوع تازه‌ای نیست. رضاخان که این روزها از سوی طیفی مشخص از رسانه‌ها و نظریه‌پردازان داخل و خارج کشور به‌منزلهٔ الگوی رهبری منجی ایران در برابر دیکتاتوری ولایی تبلیغ می‌شود، نزدیک به یک قرن قبل به‌راحتی جذب فاشیسم هیتلری شد. هیتلر او را به‌دلیل دارا بودن صفات یک دیکتاتور اقتدارطلب خشن و شوونیست، کاندیدایی مطلوب برای سربازگیری فاشیسم در سطح منطقه تشخیص داده بود. اکنون هم تاریخ بار دیگر درحال تکرار شدن است و این بار اما به‌صورتی کمیک. در خارج از کشور جریان‌های سلطنت‌طلب در رقابتی سخت با سازمان مجاهدین خلق برای کسب حمایت دولت ترامپ با یکدیگر درگیرند. در این دعوا بر سر پیوستن به پروژه فاشیسم،‌ عده‌یی از فعالان سیاسی اپوزیسیون که تابه‌حال در تلویزیون‌های برون‌مرزی مانند صدای آمریکا و بی‌بی‌سی فارسی و در سایت‌هایی مانند گویا در مقام آزادی‌خواه سخنوری کرده و می‌کنند، با دستگاه سیاسی و تبلیغاتی دولت آمریکا در ارتباط نزدیک قرار گرفته‌اند.
بی‌شک گروه‌بندی ترامپ در داخل کشور و در درون “نظام” ایران‌ نیز به‌صورتی جدی در پی یافتن شخصیت‌ها و جریان‌های سیاسی‌ای است که قابلیت جذب شدن و مورد بهره‌برداری قرار گرفتن در مرحله ماقبل فاشیسم‌ را دارند و با نظریه‌های بنیادی نیروهای ماورای‌راست غربی- یعنی نفی دموکراسی و سکولاریسم و بازگشت به سنت‌های قدیمی و دینی- هم‌داستان‌اند. پرواضح است که در درون “نظام”‌ حاکم بر کشورمان این‌گونه کسان با خصیصه‌هایی واپسگرایانه در ملقمه‌یی همراه با شوونیسم ایرانی و اسلام سیاسی فراوان یافت می‌شوند. برخی مانند افراد باند احمدی‌نژاد با همان شیوه‌های پوپولیستی ترامپ توانستند در برهه‌یی از تاریخ کشورمان در هرم قدرت حکومتی قرار گیرند. پروژهٔ سربازگیری از درون “نظام”‌ ولایی به‌وسیلهٔ جریان‌های ماورای‌راست از خارج، مدتی است که درحال آزمایش است. برای مثال، الکساندر دوگین- یکی از نظریه پردازن ماورای‌راست روسی و حامی دونالد ترامپ و پوتین- در چند سال گذشته در سفرهایی متعدد، با شرکت کردن در برنامه “عصر” شبکهٔ افق صداوسیما و مصاحبه با نادر طالب‌زاده و دیدار در قم با آیت‌الله سید محمدمهدی میرباقری رئیس “فرهنگستان علوم اسلامی قم”، به‌دنبال سربازگیری در بین گرایش‌های مشخص “اسلام سیاسی” بوده است.
خطر ظهور و مسلط شدن نوعی فاشیسم در آمریکا و گسترش آن خطری واقعی است، زیرا شواهد از حرکت‌ها و آزمون‌هایی مشخص و موفق در مرحلهٔ کنونی ماقبل فاشیسم که بر گِرد ریاست ‌جمهوری ترامپ به‌پیش برده می‌شوند، حکایت دارند. آیا دو سال پیش کسی به‌طور جدی فکر یا پیش‌بینی می‌کرد که در کاخ سفید نیروهایی ماورای‌راست و شخصیتی خطرناک سکان قدرت ریاست جمهوری را به‌دست گیرند و حیطه عمل‌شان را این‌چنین گسترش دهند؟ پس نباید احتمال ظهور کامل فاشیسم در مرحله بعدی دست‌کم گرفته شود. تا آنجا که به وضعیت کنونی بسیار متلاطم و مبهم میهن ما مربوط شود، هرنوع کنش و واکنش بین گروه‌بندی ترامپ و سران رژیم ولایی و همین‌طور قرار گرفتن بخشی از نیروهای سیاسی خارج کشور در زیر خیمه ترامپ را به‌دقت می‌باید مد نظر قرار داد.
در کشور ما، حزب تودهٔ ایران یکی از قدیمی‌ترین حزب‌ها و از پیشکسوتان مبارزهٔ قاطعانه و موفق با فاشیسم هیتلری در برههٔ زمانی سلطهٔ دیکتاتوری رضاشاه در دورهٔ جنگ جهانی دوم بوده است. ما بار دیگر و اکنون دربارهٔ خطر فاشیسم هشدار می‌دهیم و معتقدیم که نیروهای مترقی در جهان و در ایران، باید به‌طور متحد، به نیروهای ماورای‌راست اجازه ندهند مرحله کنونی ماقبل فاشیسم را تکمیل کنند.

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۰۵۶، ۱ مرداد ماه ۱۳۹۷

Print Friendly, PDF & Email